باب ستونهاى اسلام‏

پ‏1- از امام باقر (ع) كه فرمود:

سازمان شده است اسلام بر پنج چيز: بر نماز و زكاة و روزه و حج و ولايت، و براى چيزى فرياد نشده چنانچه براى ولايت.پ 2- از عجلان ابى صالح، گويد: به امام صادق (ع) گفتم:

مرا به حدود ايمان واقف كن.

در پاسخ فرمود: شهادت به اينكه شايسته پرستشى جز خدا و به اينكه محمد رسول خدا است و اقرار بدان چه از نزد خدا آورده است و نماز پنجگانه و پراخت زكاة و روزه ماه رمضان و حج خانه خدا كعبه و دوستى با دوست ما و دشمنى با دشمن ما و اقدام با راستگويان.پ 3- از امام باقر (ع) فرمود:

سازمان شده است اسلام بر پنج: بر نماز و زكاة و روزه و

 

حج و ولايت و فرياد نشده براى چيزى مانند فرياد براى ولايت، مردم چهار تا را گرفتند و اين يكى را رها كردند يعنى ولايت را.پ 4- از امام صادق (ع) فرمود:

پايه‏هاى ديگ مسلمانى سه است: نماز و زكاة و ولايت ائمه، هيچ كدام در دست نباشند مگر با آن دو ديگرى.پ 5- زراره از امام باقر (ع) كه فرمود:

اسلام بر پنج چيز سازمان شده، بر نماز و زكاة و حج و روزه و ولايت. زراره گويد: گفتم: كدام اينها برتر است؟

فرمود: ولايت برتر است، زيرا كليد همه است، و والى، رهبر بدانها است، گفتم: سپس كدامشان برترى دارد؟

فرمود: نماز، به راستى كه رسول خدا (ص) فرمود: نماز عمود دين شما است. گويد: گفتم: سپس كدام در برترى دنبال آن است؟

فرمود: زكاة، زيرا كه خدا آن را قرين نماز كرده و پيش از نماز آورده و رسول خدا (ص) فرمود: زكاة، گناهان را مى‏برد، گفتم: آنكه در برترى آن است؟ فرمود: حج است، خداى عز و جل فرموده است (97 سوره آل عمران): «و براى خدا است بر مردم حج خانه كعبه هر كه را بدان راهى باشد و هر كه كفر ورزد پس به راستى كه خدا بى‏نياز است از جهانيان» و رسول خدا (ص) هم فرمود: هر آينه يك حجه مقبوله بهتر است از بيست نماز نافله و هر كه بر اين خانه كعبه طواف كند و هفت دورش را بشمارد و دو ركعت آن را

 

پ‏خوب بخواند، خدايش بيامرزد و در روز عرفه و روز مشعر فرموده است آنچه را فرموده است، گفتم: دنبال آن چيست؟ فرمود: روزه، گفتم: چرا روزه در فضيلت، آخر همه است؟ فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: روزه سپر آتش است.

گويد: سپس فرمود: به راستى بهترين چيزها آن است كه چون از دست تو رفت توبه و جبران ندارد كه بدان باز گردى و خود آن را انجام دهى، به راستى نماز و زكاة و حج و ولايت چون از دست رفتند، چيزى به جاى آنها واقع نشود جز اداى خود آنها و چون روزه از تو فوت شد يا در باره آن كوتاهى كردى يا در آن سفر كردى و افطار كردى در جاى آن چند روز از غير ماه رمضان روزه مى‏دارى و يا به جاى روزه، كفاره مى‏دهى و قضاء بر تو نيست و از اين چهار تا هيچ كدام نيست كه به جاى آن چيز ديگرى جز خود آن پذيرفته شود، سپس فرمود: فراز امر دين و بلند ترين كار آن و كليد آن و در هر چيزى و خشنودى خداى رحمان طاعت امام است، پس از شناختن او، زيرا خدا عز و جل فرمايد (80 سوره نساء): «هر كه از رسول اطاعت كند محققاً خدا را اطاعت كرده و هر كه پشت دهد ما تو را نسبت به او نگهبان نفرستاديم» اما اگر مردى همه شب عبادت و هر روز روزه دارد و همه مالش را صدقه دهد و همه عمرش حج كند و ولايت ولى خدا را نداند تا پيرو او باشد و همه كارش به راهنمائى او باشد، او را بر خدا عز و جل حق ثوابى نيست و از اهل ايمان نباشد، سپس فرمود: آنان هر كدام خوش كردار باشند، خدا به فضل و رحمتش او را در بهشت در آورد.

 

پ‏6- از عيسى‏ بن السرى ابى اليسع گويد: به امام صادق (ع) گفتم: به من از دعائم اسلام خبر بده همانها كه روا نيست احدى از معرفت چيزى از آنها كوتاهى كند آنچه كه هر كس در معرفت چيزى از آنها كوتاهى كند دينش تباه شود و خدا عملى از او نپذيرد و هر كه آنها را بداند و بدان عمل كند، دينش شايسته باشد و عملش پذيرفته گردد و در آن روشى كه دارد براى نادانى در هيچ امرى كار بر او تنگ نشود.

در پاسخ فرمود: آنها شهادت به يگانگى خدا و ايمان به رسالت محمد (ص) و اقرار به اين است كه هر چه از جانب خدا آورده حق است و در عهده داشتن حقى در اموال كه زكاة است و قبول ولايتى كه خدا بدان فرمان داده يعنى ولايت آل محمد (ص).

گويد: به آن حضرت گفتم: آيا در ولايت شرط مخصوصى است و فضيلتى كه مستحق آن بدان شناخته شود؟

فرمود: آرى، خدا عز و جل فرمايد (59 سوره نساء): «أيا كسانى كه گرويدند اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و صاحب الامر خود را» و رسول خدا (ص) فرموده است: هر كه بميرد و نشناسد امام خود را، به مردن جاهليت مرده است، رسول خدا بود و على (ع) امام بود و ديگران در برابر او معاويه را امام دانستند، سپس حسن (ع) بود و سپس حسين و ديگران گفتند يزيد بن معاويه و حسين بن على (ع) برابرند، و در اينها برابرى نبود (على كجا و معاويه كجا حسين بن على كجا و يزيد كجا؟ سپس خموشى گرفت و باز فرمود: توضيح بيشترى ندهم؟

 

پ‏حَكَم أعور گفت: چرا، قربانت؟

فرمود: سپس على بن الحسين (ع) بود و پس از او محمد بن على ابا جعفر، شيعه پيش از ابى جعفر مناسك حج و حلال و حرام خود را هم نمى‏دانستند و علم آنها به جايى رسيد كه مردم به دانها نيازمند شدند، پس از اين كه آنها نياز به مردم داشتند و هم چنين است امروز، زمين بى‏امام نباشد و هر كه بميرد و امام خود را نشناسد به مردن جاهليت مرده و تو از همه وقت به معرفت امام محتاج‏ترى همان وقت كه جانت به گلويت رسد (با دست اشاره به گلويش نمود) و دنيا از دست برود بگوئى كه: هر آينه من در مذهب خوبى بودم (كه اقرار به امام بر حق و متابعت او است).پ 7- از امام باقر (ع) كه:

اسلام بر پنج پايه استوار است: ولايت و نماز و زكاة و روزه ماه رمضان و حج.پ 8- از امام باقر (ع):

اسلام بر پنج پايه استوار است: نماز و زكاة و روزه و حج و ولايت، و براى هيچ چيز آنچنان فرياد نشد كه براى ولايت در روز غدير.پ 9- از عيسى‏ بن السرى گويد: به امام صادق (ع) گفتم:

 

براى من باز گو از هر آنچه دعائم اسلام بر آن استوار است كه چون من بدانها عمل كنم، كردارم پاك و درست باشد و ندانستن چيزى برايم زيان نكند بعد از آن.

در پاسخ فرمود: آن شهادت به اين است كه شايسته پرستشى جز خدا نيست و محمد (ص) رسول خدا است و اقرار بهر آنچه او از طرف خدا آورده است و حق اموال كه زكاة است و قبول ولايت ائمه‏اى كه خدا عز و جل به آن فرمان داده يعنى ولايت آل محمد (ص) زيرا رسول خدا (ص) فرموده: هر كه بميرد و امام خود را نشناسد، چون مردن جاهليت مرده، خدا عز و جل فرموده (59 سوره نساء): «اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و صاحب الامر خود را» كه صاحب الامر على بود و پس از وى حسن بود و سپس بعد از او حسين و پس از او على بن الحسين و سپس دنبال او محمد بن على سپس كار بر اين روش است، زمين اصلاح نشود جز به وجود امام، هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردن جاهليت مرده است و بيشتر از همه وقت شما به معرفت امام، حاجت داريد وقتى كه نفس به اينجا رسد- گويد با دست خود اشاره به سينه‏اش كرد- در اين هنگام است كه مى‏گويد: من در مذهب خوبى بودم.پ 10- از ابى الجارود، گويد: به امام باقر (ع) گفتم: يا ابن رسول الله، شما دوستى من و دلدادگى و پيروى مرا نسبت به خودتان مى‏دانيد؟ گويد: فرمود: آرى. گويد: پس گفتم: من از شما پرسشى دارم بايد پاسخ مرا بدهيد، من نابينايم و كم رفتار و نمى‏توانم هر وقت شما را ديدار كنم، فرمود: حاجت خود را بگو، گفتم: مرا از آن ديانتى كه خود و خاندانت با آن براى خدا عز و جل ديندارى مى‏كنيد

 

مطّلع كن تا من هم با همان، براى خدا عز و جل ديندارى كنم.

فرمود: اگر چه سخنرانى را مختصر كردى ولى پرسش مهمى كردى، به خدا من دين خود و پدرانم را كه ما خدا را بدان ديندارى كنيم به تو عطا كنم، آن شهادت به اين است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و محمد رسول خدا (ص) است و اقرار بدان چه كه او از طرف خدا آورده و دوستى دوستان ما، و بيزارى از دشمنان ما و تسليم به امر خدا و انتظار قائم از ما خاندان و كوشش و اجتهاد و ورع.پ 11- از على بن ابى حمزه گويد: من شنيدم كه ابى بصير از امام صادق (ع) مى‏پرسيد، به او گفت: قربانت، به من خبر ده از دينى كه خدا عز و جل به مردم فرض كرده، آنچه كه برايشان روا نيست ندانند و جز آن از آنها پذيرفته نيست، آن دين چيست؟ در پاسخ فرمود: دوباره بگو، دوباره براى او گفت.

در پاسخ فرمود: شهادت به اينكه جز خدا شايسته پرستشى نيست و محمد رسول خدا (ص) است و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكاة و حج خانه كعبه براى هر كه تواند بدان راه يابد و روزه ماه رمضان، سپس اندكى خاموش شد و دوباره فرمود: و ولايت، سپس فرمود: اين است كه خدا به بنده‏ها فرض كرده است پروردگار در روز رستاخيز از بنده‏ها بازپرسى نكند و بفرمايد چرا بر آنچه بر شما فرض كردم نيفزوديد، ولى هر كه بر آن افزايد، خدا به پاداشش بيفزايد، به راستى رسول خدا روشهاى نيكو و زيبا نهاد كه شايسته است مردم بدانها عمل كنند.

 

پ‏12- از عبد الحميد بن أبى العلاء أزدى، گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى‏فرمود:

به راستى خدا عز و جل بر خلقش پنج وظيفه فرض كرده است و نسبت به چهار از آنها (كه نماز و روزه و زكاة و حج است) رخصتى داده ولى در يكى از آنها (يعنى ولايت) رخصتى نداده است.پ 13- از اسماعيل جعفى گويد: مردى نزد امام باقر (ع) آمد و دفترى با خود داشت، امام (ع) فرمود: اين دفتر مردى است كه براى مناظره آمد و پرسش مى‏كند از دينى كه عمل در آن پذيرفته است، آن مرد گفت: خدايت رحمت كناد، همين را مى‏خواهم.

امام باقر (ع) فرمود: گواهى به اينكه نيست شايسته پرستشى جز خدا، يگانه است، شريك ندارد و اينكه محمد بنده و رسول او است و اقرار كنى بدان چه از طرف خدا آورده است و ولايت ما خانواده و بيزارى از دشمن ما و تسليم به امر ما و ورع و تواضع و انتظار قائم ما زيرا براى او دولتى است كه وقتى خدا خواهد آن را بياورد.پ 14- از عمرو بن حريث گفت: خدمت امام صادق (ع) رسيدم و آن حضرت در خانه برادرش عبد الله بن محمد بود، به او گفتم: قربانت، براى چه به اين خانه آمدى؟ فرمود: براى تفريح، به او عرض كردم: قربانت، من دين خودم را براى شما نقل نكنم؟

فرمود: چرا، گفتم: براى خدا ديندارى كنم به شهادت ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و به اينكه محمد (ص) بنده و رسول او است و

 

به اينكه قيامت آيد و شكى ندارد و اينكه خدا هر آنكه در گور است زنده كند و به پا داشتن نماز و دادن زكاة و روزه در ماه رمضان و حج خانه كعبه و ولايت على أمير المؤمنين (ع) پس از رسول خدا (ص) و ولايت براى حسن و حسين و ولايت على بن الحسين و ولايت محمد بن على و براى شما بعد از او و به اينكه شما امامان من هستيد، بر اين عقيده زنده باشم و بر آن بميرم و خدا را ديندارى كنم بدان، فرمود:

اى عمرو، اين به خدا دين خدا است و دين پدران من است كه خدا را در نهان و عيان بدان ديندارى كنم، از خدا بپرهيز و زبانت را جز از خير و بر گير و مگو كه من خود را رهنمائى كردم، بلكه خدا تو را رهنمائى كرده است، شكر آنچه را خدا عز و جل به تو انعام كرده بگزار و از آنها نباش كه چون حاضر باشند مردم روبرو او را سرزنش كنند و در پشت سر او هم از او بد گويند و مردم را بر دوش خود مگير كه اگر بر دوش خود بگيرى بسا كه استخوان آن را خرد كنند ..پ 15- از سليمان بن خالد از امام باقر (ع) كه فرمود:

آيا به تو خبر ندهم به اصل و فرع و كنگره نيروى اسلام؟

گفتم: قربانت، چرا، فرمود: اصل آن نماز است و فرع آن زكاة و كنگره نيروى آن جهاد، سپس فرمود: اگر بخواهى به تو خبر دهم از همه ابواب خير؟ گفتم: آرى قربانت، فرمود: روزه سپر است از دوزخ؛ و صدقه، گناه را ببرد و ذكر خدا در دل شب، سپس اين آيه‏

 

 

را خواند (16 سوره سجده): «دورى گزيند پهلوى آنان از بستر خواب و بخوانند پروردگار خود را از بيم و اميد و از آنچه به آنها روزى داديم انفاق كنند».