باب سى و دوم آداب آميزش با نابينايان و زمين‏گيران و گرفتاران بدردهاى مسرى

قرآن مجيد

آيه (61 سوره النور)پ بر نابينا تكليفى نيست، و نه بر لنگ حرجى باشد و نه بر بيمار حرجى است.

اخبار باب‏

:پ 1- امالى صدوق: بسندش تا پيغمبر (ص) كه اى امت خدا بيست و چهار خصلت را براى شما بد دارد و شما را از آنها نهى كرده، و حديث را بدان جا رسانده كه فرمود: براى هر كس بد دارد كه با دچار به خوره سخن گويد جز با فاصله يك ذراع با او و فرمود: از خوره دار بگريز چنان كه از شير گريزى. () 2- خصال: بسندش مانند آن را آورده‏پ گويم: من آن خبر را بتمامى در باب مناهى پيغمبر (ص) آوردم.پ 3- تفسير على بن ابراهيم: در روايت از امام باقر در تفسير قول خدا نيست بر نابينا حرج و نه بر لنگ حرج و نه بر بيمار حرج آورده كه مردم مدينه پيش از مسلمانى از نابينا و لنگ و بيمار دورى مى‏كردند و با آنها چيزى نمى‏خوردند، انصار سر بلندى و خودخواهى داشتند، ميگفتند: نابينا خوراك را نبيند و لنگ دست درازى بخوراك نتواند و بيمار به اندازه تندرست نميخورد، و براى آنها خوراكى در يك گوشه جدا ميكردند، و بنظرشان هم خوراكى با آنها گناه بود، و نابينا و بيمار ميگفتند شايد همخورى ما با آنها آزارشان ميدهد

 

 

و چون پيغمبر (ص) آمد از آن حضرت در اين باره پرسيدند و خدا اين آيه را فرستاد كه بر شما گناهى نيست با هم بخوريد يا پراكنده (آيه 61- سوره النور).پ 4- خصال: بسندش تا رسول خدا (ص) كه فرمود: پنجند كه در هر حال از آنها دورى شود: خوره‏دار، و پيس، و ديوانه و ولد الزنا و اعرابى.پ 5- طب الائمة: بسندى از امام ششم كه چون بيماران خوره را ديديد از پروردگارتان عافيت خواهيد و از آن غفلت نكنيد.پ 6- همان: بسندش تا رسول خدا (ص) نگاه پيوسته بگرفتاران و خوره‏داران مكنيد كه مايه اندوه آنها است.پ 7- همان: بسندى تا رسول خدا (ص) كه به مبتلا كم نگاه كنيد و بر آنها وارد نشويد و چون بر آنها گذرى زود بگذريد تا دردشان بشماها نرسد.پ 8- تفسير امام از قول رسول خدا (ص) كه هر كس يك نابينا را 40 گام بر زمين هموار دستگيرد باندازه سر سوزنى از آن همه روى زمين طلا باشد برابر نگردد (كه آن را صدقه دهد) و اگر در آنجا كه دستگير او است پرتگاهى است و او را از آن بگذراند روز قيامت در ميزان حسنات خدا صد هزار برابر بيشتر از همه دنيا دريابد و بهمه گناهانش بچربد و آنها را نابود كند و او را در بالاترين بهشتها و غرفه‏هايش منزل دهد.پ 9- امالى طوسى: بسندش تا امام ششم (ع) كه على بن الحسين (ع) بچند خوره‏دار گذر كرد و بر آنها سلام داد و در خوراك بودند و گذشت و سپس فرمود: خدا سبكترها را دوست ندارد و نزد آنها برگشت و فرمود: من روزه دارم شما بمنزل من آييد، فرمود: به بمنزل آن حضرت رفتند و بآنها خوراك داد و سپس بآنها بخشش داد.پ 10- دعوات راوندى: از امام چهارم پرسيدند از طاعون كه آيا بيزار باشيم از كسى كه بدان گرفتار است زيرا كه او در عذاب است؟ فرمود: اگر گنهكار است از او بيزار باش طاعون داشته باشد يا نه و اگر مطيع خدا عز و جل است طاعون مايه پاك شدن او است از گناه، راستش خدا عز و جل قومى را بدان عذاب كند و رحمت بر قومى باشد قدرت خدا بهر چه خواهد رسا است، آيا نبينيد كه او خورشيد را روشنى بنده‏هاى خود ساخته و باعث رسيدن ميوه‏هاى آنها و فرارسيدن خوراك آنها و بسا كه بهمان مردمى را عذاب كند و بسوزش آن گرفتار سازد مردمى را در روز قيامت بواسطه گناهشان و در دنيا ببدى كارهاشان.پ 11- مشكاة الانوار بنقل با واسطه از امام ششم (ع) فرمود: نگاه نكنيد به بلازده‏ها كه اين مايه اندوه آنها است‏پ و از امام باقر است كه بد ميداشت مبتلا از بلاء طلب پناه كند.