بخش دوم آنچه از معصومين عليهم السلام در مورد تفسير آيات رسيده است

پ‏1- تفسير امام عسكرى (ع)- الم  ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ امام (ع) فرمود: قريش و يهود قرآن را تكذيب نموده گفتند: سحر است كه از خود ساخته است خداوند مى‏فرمايد الم  ذلِكَ الْكِتابُ اى محمد صلى الله عليه و آله اين كتاب را كه بر تو نازل كرديم تركيبى از همان حرف تك تك است از قبيل الف، لام، ميم و به زبان مادرى شما است و اين همان حروف اصلى زبان شما است اگر راست مى‏گوئيد مانند آن را بياوريد مى‏توانيد براى اين كار از ديگر همفكران خود كمك بگيريد، بعد خداوند اعلام مى‏كند كه قدرت برآوردن مانند قرآن را ندارند بوسيله اين آيه قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.

خداوند ميفرمايد «الم» همان قرآن كه افتتاح مى‏كنم آن را با (الم)  ذلِكَ الْكِتابُ همين كتابى است كه موسى و پيامبران بعد از او بشارت آن را داده‏اند و به بنى اسرائيل گفته‏اند كه من بر تو نازل خواهم كرد كتابى عربى و با ارزش كه هرگز باطل با او آميخته نمى‏شود نه قبل و نه بعد فرستاده خداى حكيم و حميد است «لا رَيْبَ فِيهِ» شكى در آن نيست چون آشكار است در نزد آنها چنانچه پيامبرانشان اطلاع داده‏اند كه محمد صلى الله عليه و آله بر او كتابى نازل مى‏شود كه او و امتش آن كتاب را مى‏خوانند بر ساير احوال خود.پ 2- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ امام (ع) مى‏فرمايد وقتى خواند مردمان مؤمن را ياد مى‏كند و آنها را مى‏ستايد از منافقين سخن مى‏گويند: (كافرين نسخه ديگر) كه با كفر خود مخالف مؤمنين هستند و مى‏فرمايد إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا كسانى كه كفر به خدا و به آنچه اين‏

 

 

مؤمنين و اميه بن خلف گفتند بيا محمد صلى الله عليه و آله دين ما را بپذير و ما دين تو را بپذيريم و معتقدند دارند از قبيل: توحيد و نبوت و وصايت حضرت على ولى الله و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين برگزيدگان از بندگان خدا شايسته مردمى كه قيام به حفظ مصالح خلق نموده سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ فرقى نمى‏كند چه آنها را بترسانى أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ چه نترسانى لا يُؤْمِنُونَ ايمان نمى‏آورند. خداوند از علم خود به پيامبرش اطلاع مى‏دهد. اينها همان كسانى هستند كه خداوند مى‏داند ايمان نخواهند آورد.پ امام باقر (ع) فرمود وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وارد مدينه شد و آثار صدق و دلائل واقعيت و معجزات نبوتش آشكار گرديد بيشترين كارشكنى‏ها را يهود مى‏كردند و سخت به مبارزه عليه او برخاستند تصميم داشتند نور درخشان او را خاموش كنند. و دلائلش را باطل نمايند از جمله مالك بن صيف و كعب بن اشرف و حيى بن اخطب و حدى بن اخطب و ابو ياسر بن اخطب و ابو لبابه بن المنذر بودند. مالك بن صيف به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت تو مدعى پيامبرى هستى؟! گفت آرى چنين فرمود خداى جهان آفرين. مالك گفت ما به تو ايمان نمى‏آوريم مگر اينكه فرشى كه در زير خود گسترده‏ام بتو ايمان بياورد ... دنباله خبر در ابواب معجزات پيامبر خواهد آمد خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ امام (ع) فرمود يعنى علامت مى‏گذار بر آنها علامتى كه تمام ملائكه آنها را بشناسند وقتى مشاهده مى‏كنيد كه اينها ايمان نياورده‏اند وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ. مطلب به اين صورت است كه وقتى آنها اعراض كردند از توجه به آنچه موظف بودند و كوتاهى نمودند در باره آنچه از آنها خواسته شده بود غافل و جاهل شدند نسبت به چيزى كه بايد به آن ايمان آورند. مثل كسى كه بر روى چشمهايش پرده‏اى است و جلو خود را نمى‏بيند. خداوند بزرگتر از آن است كه مردم را مؤاخذه نمايد نسبت به چيزى كه خودش مانع از اعتقاد به آن شده است هرگز مامور نمى‏كند آنها را به چيزى كه نمى‏گذرد كه به آن دست يابند و يا جلو آنها را خواهد گرفت وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ گرفتار عذابى خواهند شد در آخرت كه براى كفار آماده شده و در دنيا براى كسانى كه ميخواهد آنها را اصلاح نمايد بوسيله عذابهاى بيداركننده تا متوجه بندگى خود نمايد يا عذابى كه آنها را مستاصل نمايد و برگرداند به جانب عدل و حكمت خود.

 

پ‏3- تفسير قمى- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ اين آيه در باره گروهى از منافقين نازل شده كه اظهار اسلام نمودند خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وقتى چشمشان به كفار مى‏افتاد مى‏گفتند إِنَّا مَعَكُمْ ما با شما هستيم و به مؤمنين مى‏گفتند ما ايمان آورده‏ايم به كفار مى‏گفتند إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ما همكيش شما هستيم آنها را مسخره مى‏كنيم. خداوند بر آنها رد مى‏كند اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ خداوند آنها را مسخره مى‏كند استهزاء خدا همان عذاب است.

وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يعنى آنها را رها مى‏كند در سركشى كه دارند أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ آنها كسانى هستند كه گمراهى و حيرانى را بر هدايت ترجيح داده‏اند وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ كسانى را كه در مقابل خدا مى‏پرستيد به كمك خويش بخوانيد.پ 4- تفسير امام- وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا امام عليه السلام فرمود وقتى خداوند مثال زد براى كافرانى كه سعى در جلوگيرى از گسترش دعوت حضرت محمد صلى الله عليه و آله داشتند و دشمنان منافق كه جلو سخنان پيامبر راجع به برادر خود على (ع) مى‏گرفتند و كسانى كه مى‏گفتند، آنچه محمد صلى الله عليه و آله از معجزات و دلائل آورده از جانب خدا نيست به اضافه مطالبى كه در باره برادر خود على (ع) گفته در مكه و مدينه و پيوسته سركشى و طغيان آنها افزايش مى‏يافت. خداوند در باره كفار مكه و سركشان مدينه فرمود: وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا اگر شك داريد در باره آنچه ما بر بنده خود نازل كرديم و منكريد كه او پيامبر ما است و آنچه آورده كلام من است با آن معجزاتى كه من در مكه براى او آشكار نمودم مانند ابرى كه بر سر او سايه مى‏افكند در سفرها و سنگ و ريگها و كوهها و درختانى كه به او سلام مى‏كردند.

و دفاع از او در مورد كسانى كه تصميم كشتنش را داشتند و آنها را كشت و آن دو درختى كه از هم فاصله داشتند و به هم نزديك شدند تا پشت آنها قضاى حاجت نمود باز به جاى خود برگشتند و صدا زدن درخت بيايد و با كمال خضوع و خوارى پيش آمد باز دستور داد برگردد به جاى خود برگشت گفت اى مردان قريش و يهوديان و اى گروه مخالفين اسلام كه از دين مبين فاصله گرفته‏ايد و اى عرب زبانان فصيح و بليغ زبان آوران فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ يك سوره مانند آنچه محمد صلى الله عليه و آله آورده بياوريد مردى كه نه درس‏

 

خوانده بود و نه مكتب رفته و كتابى نياموخته و نه با دانشمندان رفت و آمد داشته و از كسى فرا نگرفته شما خوب او را در سفر و حضور در وطن مى‏شناسيد. چهل سال در ميان شما زندگى كرد آنگاه به او كتابى داده شد كه جوامع علم از علوم پيشينيان و ديگران در آن كتاب هست إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ اگر در شك هستيد نسبت به اين آيات فَأْتُوا بياوريد يك نفر مثل او را كه تا شبيه قرآن و معجزات او را بياورد آنگاه معلوم شود او دروغ مى‏گويد. زيرا هر چه از جانب خدا نباشد نظيرش در ميان مردم پيدا خواهد شد.پ وَ إِنْ كُنْتُمْ و اگر شما يهودان و نصرانيان فِي شك مشكوك هستيد نسبت به آنچه محمد صلى الله عليه و آله از شرايع آورده و تعيين برادر خود را به عنوان سرور اوصياء نمودن با آن معجزاتى كه به شما نشان داده از قبيل دست بزغاله مسموم كه سخن گفت و گرگى كه حرف زد. و چوبى كه از فراق او ناله زد وقتى بر منبر بود و جلوگيرى خداوند سمى را كه يهودى در غذايش ريخته بود بلا را بر مخالفين برگرداند و آنها را بوسيله آن بلا كشت و غذاى كم را زياد كرد فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ مانند قرآن از تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و نوشته‏هاى چهارده‏گانه بياوريد ولى در ساير كتابها يك سوره مانند قرآن نخواهيد يافت چگونه ممكن است كلام محمد صلى الله عليه و آله كه مى‏گوئيد از خودش درآورده بهتر از ساير كلام الله و كتابهاى خدا باشد.

سپس به همه مى‏فرمايد وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ بت‏هاى خود را دعوت كنيد مشركان و شيطانهاى خويش را نيز بخوانيد اى نصرانيان و يهودان همدستان خود را از كفار و مسلمانان منافق كه دشمن آل محمد صلى الله عليه و آله هستند و ساير ياران خود را نيز دعوت كنيد إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر راست مى‏گوئيد كه محمد صلى الله عليه و آله اين قرآن را از خود ساخته و زمامدارى پسر عمويش على را بر تمام امت و سياستمدارى او نه از جانب پروردگار بوده.

سپس فرمود فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا اگر نتوانستيد انجام دهيد وَ لَنْ تَفْعَلُوا و هرگز نخواهيد توانست فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ بپرهيزيد از آتشى كه هيزم آن مردم «الْحِجارَةُ» و سنگ است و عذاب براى اهل آتش است أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ آماده شد براى كافرانى كه منكر كلام خدا و پيامبرند و دشمن وحى اويند مى‏فرمايد بدانيد كه عاجزيد از اين كار اگر از

 

جانب انسانى اين قرآن بود بايد شما قدرت مى‏داشتيد براى معارضه وقتى عاجز شدند پس از اين دعوت‏ها و اعلان قرآن به مبارزه خداوند فرمود: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً.پ 5- تفسير امام- إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها حضرت باقر (ع) فرمود وقتى خداوند فرمود يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ مردم، مثلى زده شده و نام مگس را در آيه ديگر برد إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً و فرمود مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ.

و مثالى در اين سوره زد به كسى كه آتش افروخته و به باران از آسمان، كفار و ناصبيان گفتند اين چه مثلهائى است منظورشان طعنه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود خداوند فرمود إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي خداوند از حيا و خجالت رها نخواهد كرد أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مثل زدن براى مؤمنان ما بَعُوضَةً هر چه باشد و لو به يك پشه و بالاتر از آن كه مگس است وقتى بداند به صلاح بندگان است مثل مى‏زند فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا كسانى كه ايمان به محمد صلى الله عليه و آله و على و آل پاكش دارند و تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه و احكام و اخبار و احوال آنها هستند و به معارضه بر نمى‏خيزند و سعى در موشكافى اسرارشان ندارند و اگر بر اسرار آنها اطلاع يافتند افشا نمى‏كنند فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ مى‏دانند آنها كه اين مثلها يك واقعيت است كه خدا مى‏خواهد توضيح و تفهيم حقيقت را بنمايد وَ أَمَّا الَّذِينَ اما آنها كه كافر به محمد صلى الله عليه و آله و به على هستند و پيرو او نيستند در كارها فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً مى‏گويند كافران خدا بوسيله اين مثلها گروهى را به كفر مى‏كشاند و گروهى را هدايت مى‏كند چنين مثلى فايده ندارد چه آنكه اگر گروهى هدايت مى‏يابند گروه ديگر گمراه مى‏شوند خداوند بر رد گفتار آنها فرمود وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ گمراه نمى‏كند بوسيله اين مثل‏ها مگر تبه‏كاران را كه انديشه ندارند و بر خلاف منظور خدا عمل مى‏كنند.

توضيح: ما هو بعوضه و ظاهرا امام عليه السلام آن را مرفوع خوانده چنانچه بعضى چنين قرائت كرده‏اند ولى بسيار كم پس كلمه «ما» موصول است كه صدر صله آن حذف شده يا موصوف است بهمين صورت و محل آن منصوب است بعنوان بدل يا استفهاميه‏

 

است و مبتدا ظاهرا در خبر دو وجه اول است.پ 6- يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ امام عليه السلام فرمود خداوند مى‏فرمايد يا بَنِي إِسْرائِيلَ اى فرزندان يعقوب اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ به ياد نعمت من باشيد كه به شما ارزانى داشتم و محمد صلى الله عليه و آله را فرستادم و در شهر شما جاى دادم و شما را به زحمت نينداختم كه رنج سفر كشيد و به سوى او برويد و علائم و دلائل او را آشكارا بيان داشتم و اظهار كردم تا نبوت او بر شما مشتبه نشود وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي وفا كنيد به پيمانى كه پيامبران من از پدران شما گرفتند كه برسانند به فرزندان خود كه ايمان آورند به محمد صلى الله عليه و آله عربى قرشى و هاشمى كه آيات زياد مى‏آورد و با معجزات او را تائيد كرده‏ام از قبيل سخن گفتن دست بزغاله مسموم و سخن گرگ و ناله چوب منبر.

غذاى كم زياد شد براى او و سنگهاى سخت برايش نرم شدند و آبهاى روان برايش جارى شد و هر پيامبرى را با دليل و معجزه‏اى تائيد كرده‏ام او را نيز با دلائل و معجزات مجموع آنها تأييد نموده‏ام يا معجزه‏اى بهتر از آنها. آن پيامبرى كه يكى از دلائل او على بن ابى طالب محبوب و دوست اوست كه عقل او از عقل پيامبر و علمش از علم او و حلمش از حلم او دين را با شمشير بران خود تائيد مى‏كند بعد از آنكه بهانه دشمنان را قطع مى‏نمايد و داراى علم بالا و فضل كامل است أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وفا به عهد شما مى‏كنم كه بهشت برين را برايتان واجب نموده‏ام تا ابد در آنجا باشيد محل لطف و عنايت من و جايگاه رحمتم است وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ.

از من بهراسيد در مورد مخالفت با محمد صلى الله عليه و آله من مى‏توانم بلائى كه از دشمنان به جانب شما حواله مى‏شود برگردانم ولى آنها نمى‏توانند جلو انتقام مرا از شما بگيرند وقتى شما راه مخالفت مرا از پيش بگيريد.

وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ امام (ع) فرمود خداوند مى‏فرمايد (وَ آمِنُوا) ايمان بياوريد يهودان بِما أَنْزَلْتُ به آنچه نازل كرده‏ام بر محمد از نبوت و تعيين برادرش را به جانشينى و امامت عترت پاكش. مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مثال آن در كتاب شما است كه محمد صلى الله عليه و آله سرور جهانيان گذشته و آينده است كه او را تاكيد كرده‏ام بوسيله وصيش سيد الوصيين و خليفه پيامبر خداى جهان آفرين وَ لا تَشْتَرُوا

 

بِآياتِي آيات مرا كه راجع به محمد صلى الله عليه و آله نازل نموده‏ام و امامت وصى و جانشينى على و فرزندان پاك و طاهرش به بهاى بى‏ارزش دنيا نفروشيد كه منكر نبوت او و امامت امام شويد مبادله كنيد با دنياى بى‏ارزش گر چه زياد باشد ولى فانى و نابودشدنى است.

و فرموده است خداوند وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ از من بهراسيد در مورد كتمان امر محمد صلى الله عليه و آله و امر وصى او اگر پرهيزگار باشيد اشكال‏تراشى در مورد نبوت او و امامت وصيش نمى‏كنيد حجت خدا بر شما تمام شده و دلائل واضحى در اين مورد براى شما فرستاده است بطورى كه بهانه‏اى باقى نمانده ديگر جاى اشتباه كارى نيست و اين يهودان مدينه انكار نبوت محمد صلى الله عليه و آله را نموده به او خيانت كردند و گفتند ما مى‏دانيم محمد صلى الله عليه و آله پيامبر است و على وصى اوست ولى تو آن محمد نيستى و على نيز همين طور خداوند لباسهاى تنشان را به سخن درآورد و كفشهاى پايشان را كه به آنها مى‏گفتند دروغ مى‏گوئيد اى دشمنان خدا. آن محمد همين پيامبر و وصى او همين على است اگر به ما اجازه دهند شما را مى‏فشاريم و مجروح مى‏كنيم و مى‏كشيم. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود خداوند آنها را مهلت داد چون مى‏دانست از نهاد آنها فرزندانى پاك و مؤمن بوجود خواهد آمد لو تزيلوا لعذب هؤلاء عذابا اليما اگر جدا شده بودند اين فرزندان مؤمن از آنها دچار عذاب دردناكى مى‏شدند كسى عجله در كيفر مى‏كند كه ترس از فرار جايى داشته باشد.پ 7- تفسير قمى- أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ اين آيه در باره يهودان نازل شد كه اظهار اسلام كرده بودند در حالى كه منافق بودند وقتى پيامبر را مى‏ديدند مى‏گفتند إِنَّا مَعَكُمْ وقتى يهودان را مشاهده مى‏كردند به آنها مى‏گفتند ما با شما هستيم به مسلمانان صفات پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش را كه در تورات بود اطلاع مى‏دادند. سران و دانشمندان آنها گفتند: أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ به آنها مطالبى را مى‏گوئيد كه عليه شما پيش پروردگارتان استدلال نمايند عقل نداريد.

خداوند بر رد آنها مى‏فرمايد أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ نمى‏دانند خدا از پنهان و آشكار آنها اطلاع دارد.

 

وَ مِنْهُمْ يعنى بعضى از يهود أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ تحريف مى‏كردند تورات و احكام آن را و مى‏گفتند از جانب خدا آمده خداوند اين آيه را نازل كرد فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ واى بر آنها كه مى‏نويسند كتاب را.

وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً بنى اسرائيل گفتند ما عذاب نخواهيم شد مگر همان چند روزى كه گوساله پرست بوديم خداوند آنها را رد كرد با اين آيه قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً بگو اى محمد صلى الله عليه و آله از خدا پيمان گرفته‏ايد. وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً در باره يهودان نازل شد كه به آنها سخن نيكو بگوئيد بعد بوسيله آيه فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ مشركان را بكشيد هر جا يافتيد نسخ گرديد.پ 8- تفسير امام- وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ امام (ع) فرمود: يعنى ياد آوريد بنى اسرائيل را وقتى كه از شما پيمان گرفتيم يعنى از اجدادتان و كسانى كه اين خبر به آنها برسد لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ كه خون يك ديگر را نريزيد وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ و از شهر يك ديگر را خارج نكنيد ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ بعد اقرار نموديد به اين پيمان و ملتزم شديد مانند اجدادتان وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ و گواهى داديد كه از اجدادتان پيمانى گرفته شده ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ بعد به جان هم افتاديد وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ و گروهى گروه ديگر را از شهر و ديار خود خارج كردند از روى خشم و زور تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ به يك ديگر كمك مى‏كرديد در اين آواره كردن و كشتن همديگر به ناحق و از روى ستم و عدوان وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ اگر همين اشخاصى كه تصميم بيرون كردن و كشتن آنها را داريد أُسارى‏ اگر پيش شما بيايند در حالى كه دشمنان شما و آنها ايشان را اسير كرده باشند تُفادُوهُمْ بوسيله مالهاى خود خونبهاى ايشان را مى‏دهيد وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ با اينكه حرام است بر شما اين خارج كردن از شهر و ديار لفظ خراج را در آيه مكرر كرد چون اگر «اخراجكم» نمى‏فرمود خيال مى‏كردند فديه دادن بر آنها حرام است سپس خداوند مى‏فرمايد أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ ايمان به مقدارى از كتاب كه خونبها دادن است مى‏آوريد وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ولى نسبت به خارج كردن كه حرام است كافريد.

در صورتى كه كتاب شما قتل نفس و اخراج را حرام كرده همان طور كه خونبها دادن را واجب نموده چرا ايمان به مقدارى داريد و نسبت به بقيه كافريد. گويا شما مؤمن به بعض و

 

كافر به بعض هستيد.

سپس مى‏فرمايد: فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ كيفر شما يهودان نيست مگر خوارى و ذلت در زندگى كه بايد جزيه بپردازيد وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ و در قيامت رهسپار شديدترين عذاب مى‏شويد كه به مقدار معصيت آنها متفاوت است. أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ آنهايند كه راضى به زندگى دنيا و زرق و برق آن شدند در مقابل زندگى جاويد آخرت فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ هيچ كس آنها را يارى نخواهد كرد در دفع عذاب از ايشان و عذابشان تخفيف نخواهد يافت.پ 9- تفسير امام- وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ امام (ع) فرمود خداوند يهودان را سرزنش مى‏كند و مى‏فرمايد وَ لَمَّا جاءَهُمْ وقتى اين يهودانى كه ذكر شد و هم مسلكان آنها كتابى از جانب خدا آيد (قرآن) كه تصديق كتابشان (تورات) را مى‏كند كه در آن نوشته شده محمد امين صلى الله عليه و آله از نژاد اسماعيل كه او را به بهترين افراد مؤيد نموده‏ايم على بن ابى طالب ولى الله كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ همين يهودان قبل از بعثت پيامبر سؤال مى‏كردند چه وقت فتح و پيروزى فرا مى‏رسد بر كافرانى كه دشمن آنها بودند خداوند مى‏فرمايد فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا وقتى اين يهودان را آمد آنچه سابقه داشتند از نشانه و صفات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله انكار نمودند از روى حسد و ستمگرى و ظلم بر او.

توضيح: تمام اين خبر در احوال پيامبر صلى الله عليه و آله خواهد آمد.پ 10- تفسير امام- بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ امام (ع) فرمود: خداوند يهودان را سرزنش كرد و بر آنها عيبجوئى نمود ايمان نياوردن به محمد صلى الله عليه و آله را فرمود بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ بوسيله هدايا و اضافاتى كه به آنها مى‏رسيد آن را خريدند. خداوند به آنها امر كرده بود بفروشند به خدا بوسيله طاعت خود تا از جان خود بهره ببرند هميشه در نعمتهاى آخرت ولى آنها معامله نكردند. فروختند به بهاى عداوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تا عزت و رياست بر جهان بر ايشان باقى بماند به خواسته‏هاى حرام و بهره‏هاى بى‏ارزش از طرف نادان مردم برسند و از راه رستگارى آنها را باز دارند و آنها را به همان گمراهى بگذارند سپس خداوند مى‏فرمايد أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْياً اگر كافر

 

شوند به آنچه خداوند بر موسى نازل نموده راجع به تصديق حضرت محمد صلى الله عليه و آله از روى ستم أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فرمود كفر آنها بواسطه ستم و حسادتشان بود بر آنچه از مقام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او عنايت نموده و آن قرآن است كه نبوت پيامبر در آن بيان شده و دليل نبوت و معجزه آن حضرت است.

سپس فرمود فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى‏ غَضَبٍ يعنى برگشتند در حالى كه خشم از خدا آنها را فرا گرفته بود پشت سر آن خشم ديگرى، غضب اول هنگامى بود كه عيسى را تكذيب نمودند و خشم دوم هنگامى بود كه محمد صلى الله عليه و آله را تكذيب نمودندى گفته است غضب اول اين بود كه آنها را ميمون كرد و به زبان عيسى ايشان را لعنت نمود و غضب دوم هنگامى بود كه شمشيرهاى حضرت محمد صلى الله عليه و آله و يارانش بر پيكر ايشان وارد شد تا به خوارى آنها را كشانيد يا به خواست خود اسلام پذيرفتند و يا با كمال خوارى به پرداخت جزيه محكوم شدند.پ 11- تفسير امام- وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ امام عليه السلام فرمود وقتى به اين يهودان گفته شود ايمان بياوريد به آنچه خداوند بر محمد صلى الله عليه و آله نازل نموده كه عبارتست از قرآنى كه حلال و حرام و فرائض و احكام در آن وجود دارد قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا ما ايمان مى‏آوريم به آنچه بر خودمان نازل شده يعنى تورات وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ و بجز تورات به ديگر چيزها كافر هستيم وَ هُوَ الْحَقُّ آنچه اين يهودان مى‏گويند كه قرآن غير از آن است يك واقعيت است زيرا قرآن ناسخ است كتابهاى پيشين را خداوند مى‏فرمايد قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ بگو پس چرا پدرانتان پيامبران را مى‏كشتند إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر ايمان به تورات داشتيد زيرا در تورات كشتن انبياء حرام شده همين طور شما ايمان به پيامبر اسلام و آنچه بر او نازل شده نياورده‏ايد خداوند پيمان گرفته كه به هر دو ايمان بياورند. ايمان به يكى از اين دو را بدون ديگرى نمى‏پذيرد.پ 12- تفسير امام- أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ امام عليه السلام فرمود حضرت امام على النقى فرمود يعنى تصميم داريد اى كفار قريش و يهودان كه درخواست كنيد معجزه‏اى را كه نمى‏دانيد به صلاح شما است يا ضررتان كَما سُئِلَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ چنانچه از حضرت‏

 

موسى درخواست كرديد و گفتيد ما به تو ايمان نمى‏آوريم مگر خدا را آشكار ببينيم. صاعقه شما را فرا گرفت وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ يعنى هر كه كفر را معاوضه با ايمان كرد پس از اينكه پيامبر به او گفت آنچه درخواست دارى صلاح تو نيست و چنين چيزى را نبايد از پيامبران خواست و بعد از اظهار معجزه‏اى كه خواسته بود اگر صحيح باشد وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ هر كس كفر را به جاى ايمان بگيرد كه ايمان نياورد با ديدن معجزاتى كه به وقوع پيوسته و يا ايمان نياورد با اينكه فهميد نبايد چنين معجزاتى را درخواست كرد و لازم است به همان مقدار كه خداوند برايش اقامه دليل نموده و توضيح داده اكتفا كنيم ولى او بر عكس عناد مى‏ورزد و حجت بر او تمام مى‏گردد. فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ راه راستى را كه او را به سوى بهشت مى‏رساند اشتباه كرده و از راهى كه به جهنم مى‏رود رفته است.پ 13- در تفسير امام عليه السلام وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مى‏فرمايد وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً مايلند بيشتر اهل كتاب كه شما را از دين برگردانند بوسيله شبهه‏هائى كه بر شما عرضه مى‏نمايند حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بواسطه حسادتى كه با شما دارند كه بواسطه حضرت محمد صلى الله عليه و آله خدا شما را گرامى داشته مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ پس از اينكه معجزات را مشاهده كردند كه گواه بر درستى گفتار حضرت محمد صلى الله عليه و آله و فضل على (ع) بود.

فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا چشم‏پوشى كنيد از نادانى آنها و با دلائلى كه خدا داده با آنها به مقابله بپردازيد و ياوه‏سرائيهاى آنها را باطل كنيد. حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ تا خداوند نظر خود را در باره آنها اجرا نمايد كشتن در روز فتح مكه در آن موقع از شهر مكه و جزيرة العرب آنها را خارج مى‏كنيد و در آنجا كافرى را نخواهيد گذاشت إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ چون قدرت بر هر چيز دارد آنچه به صلاح شما بوده انتخاب كرده كه مدارا كنيد با آنها و با جدال احسن و استدلال صحيح با آنها روبرو شويد.

تمام اين جريان در احوال حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله خواهد آمد.پ 14- تفسير امام- وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ.

 

امام فرمود يهودان گفتند نصارى چيزى ندارند و دين آنها باطل است. نصرانيان گفتند يهودان چيزى ندارند دين آنها باطل است و كافرند وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ با آنكه ايشان انجيل مى‏خواندند امام فرمود اينها و آنها مقلد بودند بدون دليل انجيل مى‏خواندند ولى دقت نداشتند تا عمل كنند به مقتضاى دستوراتش و از گمراهى برهند سپس فرمود كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ اين چنين گفتند كسانى كه عارف به حق نبودند و از جهتى كه خدا دستور داده توجه نمى‏كردند بعضى براى بعضى ديگر مى‏گفتند و اختلاف داشتند مانند سخن نصرانيان و يهودان اين دسته، آن دسته را تكفير مى‏كردند.

فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ در دنيا فسق و گمراهى آنها را آشكار مى‏كند و در آخرت به مقدار استحقاق آنها را معذب مى‏نمايد.پ حضرت امام حسن (ع) فرمود اين آيه به آن جهت نازل شد كه گروهى از يهودان و گروهى از نصرانيان خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيدند و گفتند يا محمد صلى الله عليه و آله بين ما قضاوت كن فرمود داستان خود را بيان كنيد.

يهودان گفتند ما ايمان به خداى واحد حكيم و اولياء او آورده‏ايم اما نصرانيان چيزى ندارند نصرانيان گفتند ما مؤمن به خداى واحد حكيم هستيم يهودان دين ندارند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود هر دويتان به خطا رفته‏ايد و فاسق نسبت به دين خدا هستيد.

يهودان گفتند چطور ما كافريم با اينكه داراى كتاب خدائيم و آن را قرائت مى‏كنيم.

نصرانيان نيز گفتند ما چطور كافريم با اينكه انجيل را تلاوت مى‏كنيم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود شما هر دو دسته مخالفت با كتاب خدا مى‏كنيد و به آن عمل نمى‏نمائيد اگر شما عمل به كتاب خدا مى‏كرديد يك ديگر را بدون دليل نسبت به كفر نمى‏داديد زيرا كتاب خدا مايه شفا است از كورى و نجات از گمراهى. عمل‏كنندگان را به راه راست هدايت مى‏كند ولى وقتى عمل نكرديد براى شما وبال و موجب افزايش گناه مى‏شود وقتى حجت خدا را نپذيرفتيد مخالف خدا خواهيد بود و مشمول خشم او.

آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روى به جانب يهودان نموده فرمود بترسيد از اينكه در صورت مخالفت با دستور خدا گرفتار بلائى شويد كه پيشينيان شما مبتلا شدند كه خداوند در باره آنها مى‏فرمايد فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ به آنها دستور داده بود كه‏

 

بگويند سخن معينى را ولى بر خلاف آن گفتند خداوند در اين آيه مى‏فرمايد فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بر ستمكاران عذابى از آسمان فرستاديم منظور طاعون است كه آنها را فراگرفت كه يك صد و بيست هزار نفر آنها مردند باز براى مرتبه دوم دچار طاعون شدند يك صد و بيست هزار نفر ديگر هلاك گرديدند خلاف آنها چنين بود كه وقتى رسيدند به درب مشاهده كردند دربى بلند است گفتند ما احتياجى به ركوع كردن نداريم وقتى به اين درب مى‏رسيم خيال مى‏كرديم درب كوتاهى است كه بناچار بايد خم شد اينكه بلند است تا كى ما را موسى و يوشع مسخره مى‏كنند و براى چيزهاى بيهوده به سجده وامى‏دارند و خودشان مقعد خود را به جانب درب مى‏گذارند به جاى سخنى كه بايد مى‏گفتند «حطه» گفتند همطا سمقانا منظورشان گندم قرمز بود همين حرف را تبديل نمودند.پ 15- تفسير قمى- وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ يعنى گوساله را دوست داشتند كه به عبادتش پرداختند سپس گفتند ما اولياء خدا هستيم خداوند فرمود اگر واقعا شما دوست خدا هستيد فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى‏گوئيد، زيرا در تورات نوشته است كه دوستان خدا آرزوى مرگ مى‏كنند.

قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ اين آيه نازل شد در باره يهودانى كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏گفتند ما در ميان ملائكه دوستان و دشمنانى داريم. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيد كداميك دوست و كدام دشمن شما هستند. پاسخ دادند جبرئيل دشمن ما است كه او هميشه براى ما عذاب مى‏آورد اگر فرشته‏اى كه براى تو وحى را مى‏آورد ميكائيل بود ما به تو ايمان مى‏آورديم زيرا او دوست ما است ولى جبرئيل فرشته‏اى بد اخلاق و عذاب‏گر است اما ميكائيل فرشته رحمت است خداوند اين آيه را نازل نمود قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ تا اينجا فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ.پ 16- تفسير امام- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً امام عليه السلام فرمود وقتى مؤمنان ايمان آوردند و خردمندان ولايت محمد و على عليهما السلام را پذيرفتند ولى دشمنان جلوگيرى كردند خداوند فرمود وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً بعضى از مردم بجز خدا چيزهاى ديگرى را دشمن خدا قرار مى‏دهند و به آنها مرتبه خدائى مى‏دهند يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ مانند خدا آنها را دوست مى‏دارند وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ولى‏

 

مؤمنين محبتشان به خدا بيشتر است از كافران به بت زيرا آنها مقام خدائى را فقط به خداى يكتا مى‏دادند.

سپس فرمود يا محمد صلى الله عليه و آله وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا اگر ببينى ستمگران را كه بت را بجاى خدا گرفته و اشخاص فاسق و فاجر شبيه محمد و على عليهما السلام قرار دادند إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ زمانى كه ببينند عذابى را كه بواسطه كفر و دشمنى دچار آنها مى‏شود أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ خواهند دانست كه نيرو در اختيار خدا است هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند و هر كه را بخواهد گرامى مى‏دارد كافران قدرتى كه جلو عذاب خدا را بگيرند ندارند وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذابِ خواهند دانست كه خداوند سخت كيفر مى‏كند كسانى را كه برايش شريك بگيرند سپس مى‏فرمايد.

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا سران و بزرگان قبائل بيزارى مى‏جويند مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا از رعايا و پيروان خود وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ و چاره از دستشان برود وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا رعايا مى‏گويند لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً اگر بازگشتى به دنيا داشتيم فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ آنجا بيزارى مى‏جستيم كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا چنانچه از ما بيزار شدند «كَذلِكَ» خداوند مى‏فرمايد اين چنين از يك ديگر تبرى مى‏جويند يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ بر كارهاى خود حسرت مى‏خورند زيرا مشاهده مى‏كنند كه اعمال آنها هيچ پاداش و ثوابى ندارد چون براى غير خدا انجام داده‏اند بر خلاف دستور خدا بوده وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ عذاب آنها دائم و تمام ناشدنى است زيرا گناه آنها كفر است و از شفاعت پيامبر يا وصى و شخصيت موجه نزد پروردگار استفاده نمى‏كنند.17- تفسير قمى- وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ مثل كسانى كه كفر ورزيدند مانند شخصى است كه فرياد مى‏زند چون چهارپايان را وقتى صاحبشان مى‏زند صدائى مى‏شنوند نمى‏فهمند منظور چيست كفار نيز زمانى كه قرآن بر آنها خوانده مى‏شود و ايمان بر آنها عرضه شود مانند چهارپايان نمى‏فهمند.پ 18- تفسير امام- مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا امام عليه السلام فرمود خداوند مى‏فرمايد: وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا مثل كافران در عبادت بت‏ها كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ مانند كسى است كه فرياد زند به چيزى كه شنيده نشود إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً فهميده نمى‏شود كه چه‏

 

مى‏گويد تا ناراحت مى‏شود استغاثه‏كننده تا كسى كه او را صدا مى‏زند به دادش برسد صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ كسى كه كژدل و كور از تشخيص هدايت است و پيرو بت‏ها شده است و دشمنان اولياء خدا را به نام برگزيدگان خداوند ناميده‏اند و لقب ائمه طاهرين را به روى آنها گذاشته‏اند فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ آنها عقل ندارند.

حضرت زين العابدين فرمود اين آيه در باره بت‏پرستان و دشمنان اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله است كه پيرو شيطان و از مريدان بى‏ايمان او هستند بزودى آنها را تحويل هاويه خواهند داد.پ 19- تفسير امام عسكرى- لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ امام از حضرت زين العابدين عليهما السلام نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى على را امتياز بخشيد و از مقام او در نزد پروردگار مردم را مطلع كرد و شرح امتيازات شيعه و ياوران على (ع) را داد و يهودان و نصرانيان را توبيخ كرد بر كفر و كتمان نبوت پيامبر و وصايت على عليهما السلام در كتب خود با فضائل و صفات شايسته‏اى كه در آنها نقل شده يهوديان و نصرانيان بر آنها افتخار مى‏كردند، كه ما سالها است رو به قبله خودمان نمازها خوانده‏ايم در ميان و شب زنده‏دارانى هستند كه بسوى همان قبله خودمان نمازها خوانده‏اند اين همان قبله‏ايست كه موسى به ما دستور داده. نصرانيان نيز گفتند ما سالها در قبله خود نماز خوانده‏ايم و شب زنده‏دارانى داريم كه بسوى آن قبله نمازها خوانده‏اند اين همان قبله‏ايست كه عيسى بما دستور داده هر دو گروه گفتند تو خيال مى‏كنى خداوند اين همه اعمال و نمازهايمان را به سوى اين قبله باطل مى‏كند چون ما پيرو محمد صلى الله عليه و آله نشده‏ايم و خواسته او را در مورد برادرش نپذيرفته‏ايم. اين آيه به همين جهت نازل شد لَيْسَ الْبِرَّ نيكى كه اطاعتى است، بوسيله آن به بهشت مى‏روند و مستوجب آمرزش و رضاى خدا مى‏شوند نيست به اينكه أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ با نماز خود رو به جانب مشرق نمائيد اى نصرانيان و به طرف مغرب كنيد اى يهودان. با اينكه شما مخالف امر خدا و دشمن با ولى او هستيد وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ولى نيكوكار كسى است كه ايمان به خداى واحد يكتاى بى‏نياز بياورد و آن خدا هر كه را بخواهد عزيز و هر كه را بخواهد گرامى و هر كس را بخواهد خوار و ذليل مى‏كند كسى نمى‏تواند خواست خدا را رد كند و حكم او را تاخير اندازد وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و به روز قيامت‏

 

ايمان آورد قيامتى كه با شخصيت‏ترين افراد در آن حضرت محمد سيد النبيين صلى الله عليه و آله است و بعد از او برادر و جانشين و سرور اوصياء على بن ابى طالب (ع) است آن قيامتى كه هر يك از شيعيان محمد صلى الله عليه و آله در آن حضور يابند نورشان محشر را روشن كند و به جانب بهشت رهسپار مى‏شود خود و برادران و خانواده و بستگان و نيكوكاران به او و كسانى كه در دنيا از او دفاع مى‏كردند و هر يك از دشمنان اين خاندان حضور يابد در گرداب تاريكى فرو رود و به جانب عذاب دردناك رهسپار گردد او و همدستان و هم عقيده‏هايش و كسانى كه خود را به او نزديك مى‏كردند بدون تقيه‏اى كه ناچارشان كرده باشد به اين كار.پ 20- تفسير امام- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا امام عليه السلام فرمود وقتى خداوند در آيه قبل دستور داد كه در پنهان و آشكارا تقوى و پرهيزگارى را از پيش بگيريد به حضرت محمد صلى الله عليه و آله اطلاع داد در ميان مردم كسانى هستند كه ظاهرا خود را متقى نشان مى‏دهند و در باطن بر خلاف آن هستند و معصيت كارند فرمود اى محمد صلى الله عليه و آله بعضى از مردم سخن آنها در دنيا موجب شگفت تو مى‏شود كه اظهار دين اسلام مى‏كند و با آب و تاب اظهار ورع و اخلاص مى‏نمايد وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فِي قَلْبِهِ خدا را هم گواه بر دل خويش مى‏گيرد كه من مخلص و موحدم وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها همين كه پشت از تو مى‏كند شروع به گناه يا كفر مى‏كند بر خلاف آنچه به تو مى‏گفت و ستمگرى مى‏نمايد مخالف آن حرفها كه مى‏زد وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ باعث نابودى كشتزار و از بين رفتن آنها مى‏شود و حيوانات را مى‏كشد و قطع نسل مى‏نمايد وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ خداوند راضى به فساد نيست و كيفر عامل آن را مى‏دهد وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ وقتى به اين شخص بگوئى از خدا بپرهيز أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ بدش مى‏آيد و خود را بالاتر از آن مى‏داند كه گناه كند با اينكه كانون فساد است و بيشتر شر و فساد مى‏نمايد و ستمگرى مى‏كند فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ جهنم او را كافى است بر كردار زشت و ناپسندش بسيار جاى ناراحت‏كننده‏اى برايش آماده شده.پ 21- تفسير قمى- وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ گفته است حرث در اين آيه دين است و نسل مردم و در باره دومى نازل شده بعضى گفته‏اند در باره معاويه.

 

پ‏22- تفسير عياشى- حسين بن بشار گفت از حضرت ابو الحسن اين آيه را پرسيدم وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فرمود فلانى و فلانى وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ حرث كشت و زرع و نسل ذريه است.پ 23- تفسير عياشى- زراره گفت از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام اين آيه را پرسيدم وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ فرمود نسل ولد و حرث اين زمين است حضرت صادق فرمود حرث ذريه است.پ 24- تفسير عياشى- ابو اسحاق سبيعى از حضرت على (ع) نقل كرد در مورد آيه وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ يعنى با ظلم و طينت بدى كه دارد وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ.پ 25- تفسير عياشى- سعد اسكاف از ابى جعفر در باره آيه وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ فرمود الد يعنى خصومت.پ 26- تفسير عياشى- از ابو بصير، از امام صادق (ع) نقل مى‏كند در باره آيه سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ فرمود بعضى ايمان آوردند و بعضى انكار كردند و گروهى اقرار و گروهى انكار نمودند.پ 27- تفسير قمى- ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ يعنى شما حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ به بحث مى‏پردازيد در مورد چيزى كه اطلاع داريد يعنى تورات و انجيل فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ چرا در مورد چيزى كه اطلاع نداريد بحث مى‏كنيد منظور صحف ابراهيم است وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ حق را كتمان مى‏كنيد با اينكه مى‏دانيد يعنى با اينكه مى‏دانيد در تورات صفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ذكر شده پنهان مى‏كنيد وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ اين آيه در باره گروهى از يهودان نازل شد گفتند ايمان آورده‏ايم به آنچه محمد صلى الله عليه و آله آورده صبحگاه و شب كافر شدند.پ در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر عليه السلام نقل مى‏كند در مورد آيه وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ مى‏نويسد: وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه آمد و به جانب بيت المقدس به طرف كعبه روى برگرداند ناراحت شدند اين تغيير قبله در نماز ظهر بود،

 

گفتند محمد صلى الله عليه و آله نماز صبح را به جانب قبله ما خواند پس ايمان بياوريد به آنچه بر او نازل شده در روز ولى شامگاه كافر شويد منظورشان قبله بود كه بعد از ظهر به جانب كعبه روى برگردانده شايد آنها باز به طرف قبله ما روى آورند.پ 28- تفسير قمى- ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ يهود مى‏گفتند براى ما حلال است كه مال اميين را بخوريم يعنى كسانى كه داراى كتاب نيستند خداوند آنها را با اين آيه رد كرد وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ با اينكه مى‏دانند بر خدا دروغ مى‏بندند إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا منظور كسانى هستند كه به مسلمانان خود را نزديك مى‏كنند و از آنها استفاده مى‏نمايند ولى به ايشان خيانت مى‏كنند در حقيقت مسلمان نيستند.

اين آيه وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ مى‏نويسد: يهودان مطالبى را مى‏خواندند و مى‏گفتند در تورات است با اينكه در تورات نبود خداوند آنها را تكذيب نمود.

ما كانَ لِبَشَرٍ يعنى عيسى به مردم نگفت من شما را آفريده‏ام و بندگان من باشيد نه بنده‏ى خدا ولى به آنها گفت كُونُوا رَبَّانِيِّينَ مردمانى دانشمند باشيد وَ لا يَأْمُرَكُمْ گفت گروهى ملائكه را مى‏پرستيدند و بعضى از نصرانيان خيال مى‏كردند عيسى خدا است و يهودان مدعى بودند كه عزير پسر خدا است خداوند فرمود لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً به شما نمى‏گويد ملائكه و پيامبران را خدا بگيريد.پ 29- تفسير قمى- أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ يعنى آيا غير آنچه برايتان گفتم كه اقرار به محمد و وصى او بياوريد مى‏جوئيد وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً تسليم او شده است هر كه در آسمان و زمين است يا به دلخواه خود و يا از ترس شمشير.پ 30- تفسير قمى- كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ فرمود يعقوب دچار بيمارى عرق النساء بود به همين جهت گوشت شتر را بر خود حرام كرد يهودان گفتند گوشت شتر در تورات حرام است خداوند مى‏فرمايد: فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ برويد تورات را بياوريد و بخوانيد اگر راست مى‏گوئيد شتر را اسرائيل يعنى يعقوب بر خود حرام كرده بود ولى براى مردم حرام نبود.

 

پ‏31- تفسير عياشى- ابن ابى يعفور گفت از حضرت صادق (ع) اين آيه را سؤال كردم كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى‏ نَفْسِهِ فرمود اسرائيل وقتى گوشت شتر مى‏خورد درد پهلو او را مى‏گرفت به همين جهت گوشت شتر را بر خود حرام نمود، اين جريان قبل از نزول تورات بود وقتى تورات نازل شد آن را حرام نكرد ولى يعقوب گوشت شتر نمى‏خورد.پ 32- تفسير عياشى- سماعه گفت از حضرت صادق (ع) شنيدم مى‏فرمود در مورد آيه قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ با اينكه خداوند مى‏دانست اينها كه خطاب به آنها مى‏نمايد آن پيامبران را نكشته‏اند ولى هوادار همان پيامبر كشان بودند خداوند آنها را قاتل ناميده چون طرفدار آنها بودند و خوششان مى‏آمد از كار آنها.پ 33- در روايت ديگر مى‏فرمايد اين آيه نازل شد گفتند خدا مى‏داند ما آنها را نكشته‏ايم و نه آن وقت حضور داشتيم به آنها گفتند بيزار شويد از قاتلين آنها امتناع ورزيدند.

اما اين آيه الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ فرمود بنى اسرائيل طشتى داشتند كه در آن قربانى مى‏كردند و قربانى را داخل طشت مى‏نهادند آتشى مى‏آمد و قربانى را مى‏سوزاند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفتند ما به تو ايمان نمى‏آوريم تا براى ما يك قربانى بياورى و آتش آن را فرا گيرد چنانچه بنى اسرائيل مى‏كردند خداوند فرمود بگو به آنها يا محمد صلى الله عليه و آله قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ پيامبران قبل از من دلائل آوردند و همين كه از من مى‏خواهيد آنها آوردند چرا پس آنها را كشتيد اگر راست مى‏گوئيدپ در روايت ابى الجارود از حضرت باقر است كه در باره آيه فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ منظور از بينات آيات است وَ الزُّبُرِ كتب انبياء است وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ حلال و حرام است.پ 34- تفسير قمى- لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ فرمود به خدا آنها خدا را نديدند تا بفهمند فقير است ولى دوستان خدا را ديدند كه فقيرند بعد گفتند اگر خدا ثروتمند بود اينها را بى‏نياز مى‏كرد به همين جهت افتخار كردند بر خدا كه ما

 

ثروتمنديم.

اين آيه وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ مى‏نويسد: يهودان مطالبى را مى‏خواندند و مى‏گفتند در تورات است با اينكه در تورات نبود خداوند آنها را تكذيب نمود.

ما كانَ لِبَشَرٍ يعنى عيسى به مردم نگفت من شما را آفريده‏ام و بندگان من باشيد نه بنده‏ى خدا ولى به آنها گفت كُونُوا رَبَّانِيِّينَ مردمانى دانشمند باشيد وَ لا يَأْمُرَكُمْ گفت گروهى ملائكه را مى‏پرستيدند و بعضى از نصرانيان خيال مى‏كردند عيسى خدا است و يهودان مدعى بودند كه عزير پسر خدا است خداوند فرمود لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً به شما نمى‏گويد ملائكه و پيامبران را خدا بگيريد.پ 35- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود از حضرت باقر (ع) در آيه وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ جريان چنين بود كه خداوند از كسانى كه براى آنها كتاب در مورد حضرت محمد صلى الله عليه و آله نازل كرده بود پيمان گرفت كه براى مردم اظهار كنند وقتى ظهور نمود و كتمان ننمايند فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ پيمان خدا را پشت سر انداختند وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ بد معامله‏اى كردند.پ 36- تفسير عياشى- جابر از حضرت باقر (ع) نقل كرد كه اين آيه بر حضرت محمد صلى الله عليه و آله چنين نازل شد يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها اما اين قسمت آيه مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ يعنى گواه و تصديق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مى‏نمود.پ 37- تفسير قمى- أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ گفته است آنها كسانى بودند كه نام خود را صديق و فاروق و ذو النورين گذاشته بودند وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا فرمود پوستى است كه روى دانه خرما است بعد كنايه از آنها آورده و فرموده است انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ آنها همين سه فرزند بودند و اما اين آيه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا در باره يهودان نازل شده كه از مشركان عرب پرسيدند آيا دين ما بهتر است يا دين محمد صلى الله عليه و آله. آنها گفتند دين شما بهتر است روايت شده كه‏

 

در باره كسانى نازل شده است كه غصب حق آل محمد صلى الله عليه و آله را نمودند و به مقام آنها حسادت ورزيدند خداوند فرمود أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً  أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً منظور از نقير همان نقطه‏ايست كه در پشت دانه خرما است سپس مى‏فرمايد أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ منظور از ناس در آيه كه مى‏فرمايد حسد به مردم مى‏ورزند آن مردم امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام هستند عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً كه منظور خلفاء بعد از پيامبرند و آنها ائمه عليهم السلام هستند.پ على بن الحسين از احمد بن ابى عبد الله ... از حنان از حضرت صادق عليه السلام نقل كرد كه به حضرت صادق عليه السلام گفتم اين آيه فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ منظور چيست فرمود نبوت «وَ الْحِكْمَةَ» فرمود فهم و قضاوت وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً اطاعت واجب كه مردم از آنها بايد اطاعت كنند.پ 38- تفسير قمى- يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ اين آيه در باره زبير بن عوام نازل شده او با مردى از يهودان در باره باغى اختلاف داشت زبير به او گفت راضى هستى كه ابن شيبه يهودى در باره ما قضاوت كند يهودى گفت ما راضى به قضاوت محمد صلى الله عليه و آله هستيم اين آيه نازل شد أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ تا اين قسمت رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً كه دشمنان آل محمدند صلوات الله عليه اين در باره همه آنها جارى است.پ 39- تفسير قمى- منصور از حضرت صادق و حضرت باقر عليهما السلام نقل كرد كه فرمودند مصيبت عبارت از فرو رفتن در زمين است به خدا قسم، تبهكاران در كنار حوض به زمين فرو مى‏روند اين آيه فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ.پ 40- تفسير قمى- وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فضل رسول خدا صلى الله عليه و آله و رحمت امير المؤمنين عليه السلام است.پ 41- تفسير قمى- لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ يعنى آن طورى كه آرزوى شما و اهل كتاب است نخواهد شد كه عذاب نشويد در مقابل اعمالتان وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً نقير همان نقطه‏ايست كه پشت دانه خرما است.

 

پ‏42- تفسير عياشى- حارث بن مغيره از حضرت صادق (ع) نقل كرده در مورد آيه وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً فرمود آن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است.پ 43- تفسير عياشى- از مفضل گفت از حضرت صادق (ع) پرسيدم اين آيه را وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ فرمود اين آيه در باره ما فقط نازل شده كه احدى از فرزندان فاطمه عليها السلام نخواهد مرد و از دنيا خارج نمى‏شود مگر اينكه اقرار به امامت امام خود مى‏كند چنانچه فرزندان يعقوب اقرار به مقام يوسف نمودند موقعى كه اين حرف را زدند تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا.پ 44- تفسير عياشى- از حضرت صادق (ع) در مورد آيه وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ نقل مى‏كند كه فرمود ايمان اهل كتاب به محمد صلى الله عليه و آله است.پ 45- تفسير قمى- شهر بن حوشب گفت حجاج به من گفت يك آيه در قرآن مرا خسته كرده گفت امير بفرمائيد كدام آيه است گفت اين آيه وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ هيچ يك از اهل كتاب نيستند مگر اينكه ايمان مى‏آورند به او قبل از مرگش.

گفت من دستور مى‏دهم گردن يك يهودى يا نصرانى را بزنند بعد دقيق تماشا مى‏كنم هرگز لبهاى خود را حركتى نمى‏دهد تا موقعى كه مى‏ميرد و چيزى نمى‏گويد كه معلوم شود ايمان آورده. گفتم خدا امير را خير دهد آن طور كه تو تاويل كرده‏اى نيست پرسيد چگونه است؟

گفتم عيسى قبل از روز قيامت فرود خواهد آمد به دنيا احدى از ملتها چه يهودى و چه ديگران نمى‏ماند مگر اينكه به او ايمان مى‏آورد و او پشت سر حضرت مهدى نماز خواهد خواند.

گفت واى بر تو از كجا اين مطلب را كشف نموده‏اى و از چه كس استفاده كرده‏اى گفتم اين مطلب را محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب برايم نقل كرد گفت به خدا قسم از سرچشمه پاكى استفاده كرده‏اى.پ 46- تفسير قمى- آيه فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا عبد الله بن ابى يعفور گفت از حضرت صادق عليه السلام شنيدم مى‏فرمود هر كس گندم بكارد در زمين و كشتزار خود ولى‏

 

پر از جو درآيد بواسطه ستمى است كه در باره تصاحب زمين يا ستمى كه به زارعين و يا كارگران خود نموده است زيرا خداوند مى‏فرمايد فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً يعنى گوشت شتر و گاو و گوسفند، آيه را خداوند چنين نازل نموده همين طور بخوانيد و خداوند چيزى را در كتاب خود حلال نمى‏كند كه بعد حرام نمايد و حرام نمى‏كند چيزى را كه بعد حلال نمايد گفتم همين طور است آيه و من الابل وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما فرمود بلى همين طور است عرض كردم اين آيه چگونه است إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى‏ نَفْسِهِ فرمود اسرائيل وقتى گوشت شتر مى‏خورد مبتلا به درد پهلو مى‏شد بعد گوشت شتر را بر خود حرام نمود اين مطلب قبل از نزول تورات بود وقتى تورات نازل شد حرام ننمود و نخورد.پ توضيح: اين روايت را نمى‏شناسى از ابن ابى يعفور نقل كرده تا اينجا يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم و گفته است ان اسرائيل كان اذا اكل لحم البقر تا آخر خبر.

شايد عياشى زوائد خبر را اسقاط نموده بواسطه مشكل بودن معنى آن و اشكالى كه در معنى آن وجود داشت كه به سادگى نمى‏توان آن را معنى كرد. اما آنچه به خاطر من رسيده اين است كه امام عليه السلام اين طور قرائت نموده حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ بدون تشديد يعنى آنها را محروم كرديم از طيبات و اينكه جمله «بعلى» متعدى شده است از آن جهت است كه معنى خشم و سخط را دارا است حاصل معنى آن اينست كه آنها چون بر خود ستم روا داشتند به انجام كارهاى حرام ما لطف خود را از آنها برداشتيم بطورى كه آنها بدعت نهادند و بر خود حرام كردند طيبات را.

سپس استدلال نموده است امام (ع) كه اين روايت بهتر است و اين معنى شايسته‏تر است به اينكه ظلم يهود بعد از حضرت موسى (ع) بوده و تورات را كتابى منسوخ ننموده بعد از او جز انجيل و يهودان هم به حكم انجيل عمل نمى‏كنند پس بايد اين تحريم از طرف خودشان باشد پس اينكه مى‏فرمايد ثم يحرمه بعد ما احله يعنى در غير اين كتاب و بعد از رفتن پيامبرى كه بر او نازل شده است پس منافاتى در نسخ كتاب بوسيله كتاب ديگر نيست و بوسيله سنت، بعد سائل در مورد اين آيه سؤال مى‏كند حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما مى‏فرمايد اين هم همان طور به تخفيف خوانده مى‏شود اما اين آيه إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى‏

 

نَفْسِهِ با تشديد خوانده مى‏شود زيرا صريح است در اينكه بر خود حرام نموده بواسطه كار خودش و خداوند بر او حرام نكرده.

ممكن است چنين نيز توجيه كنيم البته بعيد است كه امام عليه السلام وقتى استشهاد به آيه مى‏نمايد بر اينكه خداوند بعضى از نعمتها را گاهى از بين مى‏برد بواسطه معصيت مردم و سئوال‏كننده را متوجه نموده كه منظور از تحريم معنى مناسب اين است كه آنها را مبتلا به بلائى كرده كه نتوانسته‏اند از اين نعمتها استفاده كنند يا شيطان بر آنها مسلط گرديده و خودشان بر خود تحريم نموده‏اند بعد امام تاكيد مى‏فرمايد كه اين طورى خدا نازل نموده به اين معنى گرچه ظاهر لفظ به يك صورت است يعنى منظورتان آن معنى باشد نه آنچه مردم مى‏فهمند اما توجيه اول صحيح‏تر است اما اين قسمت فرمايش امام كه فرمود

 «لم ياكله»

ظاهرا منظور حضرت موسى على نبينا و عليه السلام است يعنى موسى حرام نكرده بر پيامبر ما صلى الله عليه و آله يا كتاب و نخوردن موسى از نظر خواست خود و پرهيز شخصى بوده و يا بواسطه همان بيمارى كه يعقوب هم دچار بوده و محتمل است كه معنى اين باشد كه در تورات است اسرائيل بر خود حرام نكرده و نخورده است.پ 47- تفسير عياشى- عبد الله بن سنان گفت به حضرت صادق (ع) عرض كردم قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً تفسيرش چيست فرمود برهان محمد صلى الله عليه و آله و نور على عليه السلام است گفتم صِراطاً مُسْتَقِيماً چيست فرمود صراط مستقيم على (ع) است.پ 48- تفسير قمى- وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ نوشته است منظور اينست كه عيسى بن مريم بنده مخلوق است كه او را نصارى خدا گرفته‏اند وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ اين و آيه يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ فرمود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيان مى‏كنند كه آنچه شما از تورات مخفى كرده‏ايد در ارتباط با اخبار مربوطه به پيامبر اسلام و بسيارى از آنها را بيان نمى‏كند. قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ منظور از نور امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام است.

آيه قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ خطاب به اهل كتاب است يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ‏

 

الرُّسُلِ يعنى زمانى كه فرستادن پيامبران قطع شده است سپس بر آنها احتجاج نموده أَنْ تَقُولُوا يعنى تا نگوئيد.

آيه اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً يعنى در بنى اسرائيل خداوند نبوت و فرمانروائى و سلطنت را به يك خانواده نداد بعد اين دو مقام را براى پيامبر ما صلى الله عليه و آله جمع نمود.پ 49- عياشى- از يعقوب بن شعيب گفت از حضرت صادق عليه السلام اين آيه را پرسيدم قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ به من فرمود اين طور دست خود را به گردن اشاره نمود ولى منظورشان اين بود كه كارها را تمام كرده‏پ در روايت ديگرى است منظور گفته آنها است خدا از كار فراغت يافته.پ حماد از امام عليه السلام نقل كرد كه فرمود آنها مى‏گويند خدا كارها را تمام نموده «لُعِنُوا بِما قالُوا» خداوند مى‏فرمايد بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ.

پ‏50- تفسير عياشى- از حضرت ابى جعفر (ع) در اين آيه كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ يعنى هر زمان يكى از ستمگران روزگار بخواهد آل محمد صلى الله عليه و آله را هلاك نمايد خداوند او را به هلاكت مى‏رساند.پ 51- عياشى- محمد بن مسلم از حضرت باقر (ع) نقل مى‏كند در مورد آيه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ فرمود ولايت است.پ 52- عياشى- از ابى الصهباء بكرى نقل مى‏كند كه از على بن ابى طالب (ع) شنيدم راس الجالوت و اسقف نصارى را خواست فرمود من از شما چيزى را مى‏پرسم كه خودم بهتر از شما مى‏دانم مبادا كتمان كنيد. به اسقف نصارى فرمود تو را قسم مى‏دهم به خدائى كه انجيل را بر عيسى نازل كرد و بركت را در پاى او نهاد كه عيسى عليه السلام كور و برص و نابينا و ميت را زنده مى‏كرد و براى شما از گل پرنده‏ها ساخت و به شما اطلاع داد از آنچه مى‏خوريد و ذخيره نموده‏ايد اسقف گفت بدون اين حرفها راست مى‏گويم على (ع) فرمود نصرانيان چند فرقه شدند بعد از عيسى گفت به خدا قسم فقط يك فرقه على (ع) فرمود قسم به خدائى كه جز او خدائى نيست دروغ گفتى به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند همه اهل آتشند مگر يك فرقه خداوند مى‏فرمايد: مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ فقط

 

همين يك فرقه نجات مى‏يابند.پ 53- عياشى- حمران بن اعين از حضرت باقر (ع) در باره آيه يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فرمود اين ولايت امير المؤمنين (ع) است.پ 54- تفسير قمى- وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ گفته است يهودان گفتند خداوند از كار فارغ شده جز آنچه قبلا مقدر نموده نمى‏آفريند خداوند اعتقاد آنها را رد كرده فرمود بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ يعنى جلو مى‏اندازد امرى را يا تاخير مى‏اندازد، زياد مى‏كند يا كم مى‏نمايد او اختيار و بدا دارد و داراى مشيت است.

اين آيه وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ يعنى يهود و نصارى لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ از بالاى سر از باران و از زير پاهايشان از نباتات. اين آيه مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ گفت گروهى از يهود بودند كه داخل اسلام شدند آنها را خداوند امت مقتصده ناميد.پ 55- عياشى- از مروان از بعضى اصحاب نقل كرد كه حضرت صادق (ع) صحبت نصارى و دشمنى آنها را نمود عرض كردم اين آيه ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ فرمود آنها قومى بودند بين عيسى و محمد صلى الله عليه و آله كه انتظار آمدن حضرت محمد صلى الله عليه و آله را داشتند.پ 56- عياشى- از محمد بن مسلم از حضرت صادق (ع) در مورد آيه ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ فرمود مردم جاهليت وقتى شترشان در يك شكم دو قلو زائيد مى‏گفتند به هم وصل شد نه كشتن آن را جايز مى‏دانستند و نه خوردنش را وقتى كه ده فرزند مى‏زائيد او را سائبه مى‏ناميدند نه سوارى آن و نه خوردن گوشتش را حلال مى‏دانستند «حام» شتر نر است كه آن را نيز حلال نمى‏دانستند خداوند اين آيه را نازل نمود كه خداوند هيچ يك از اينها را حرام نكرده امام صادق (ع) فرمود بحيره موقعى است كه بچه بچه شتر بزايد كه بحيره مى‏شود.پ 57- تفسير قمى- آيه ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ بحيره موقعى بود كه گوسفند پنج مرتبه بزايد در مرتبه ششم مى‏گفتند بحيره شدند بره را براى بت قرار مى‏دادند و ديگر از چرا و آب‏

 

خوردن كسى مانع او نمى‏شد وسيله وقتى بود كه گوسفند پنج شكم بزايد و در مرتبه ششم يك بزغاله نر و يك ماده در يك شكم بزايد كه بزغاله ماده را براى بت قرار مى‏دادند و مى‏گفتند رسيد به برادرش و گوشت آن را براى زنان حرام مى‏كردند (حام) وقتى شتر نر پدر پدر پدر باشد مى‏گفتند پشت شتر قرق شد كه نمى‏توان استفاده از سوارى و باربرى كرد او را حام مى‏ناميدند و جلوگيرى از چراگاه و آب نمى‏شد خداوند بر آنها رد كرده فرمود ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ تا اين قسمت وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ.پ 58- تفسير قمى- وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ لفظ آيه ماضى است ولى معنى آن مستقبل است قبلا نگفته بعد از اين خواهد گفت جريان اين بود كه نصرانيان گمان مى‏كردند كه عيسى به آنها گفته است: من و مادرم دو خدا هستيم روز قيامت خداوند بين نصرانيان و عيسى جمع مى‏كند و به او مى‏گويد أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ تو گفتى به مردم من و مادرم را دو خدا بگيريد؟

مى‏گويد خدايا تو منزهى هرگز من چيزى را كه شايسته آن نيستم نخواهم گفت اگر گفته بودم تو خود مى‏دانستى آنچه در دل من هست مى‏دانى ولى آنچه در ذات تو است من نمى‏دانم تو داناى رازها هستى تا اين آيه وَ أَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ و دليل بر اينكه عيسى چنين چيزى را نگفته اين آيه است هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ.پ 59- عياشى- از حضرت باقر (ع) در باره سخن خدا به عيسى أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي خداوند اين سؤال را نكرده خواهد كرد، چون خداوند مى‏داند يك جريان اتفاق افتادنى است از آينده به طور واقع شده خبر مى‏دهد.پ و از سليمان بن خالد از حضرت صادق (ع) نقل شده كه از اين آيه سؤال كردند فرمود خداوند وقتى اراده كرد امرى باشد قبل از وقوع خبر اتفاق افتادن آن را مى‏دهد.پ 60- جابر جعفى از حضرت باقر (ع) نقل مى‏كند در مورد آيه تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ فرمود اسم اعظم و اكبر هفتاد و سه حرف است يك حرف آن را خداوند به خود اختصاص داده و هيچ كس را از آن مطلع نكرده، به همين جهت احدى نمى‏داند در نفس او چيست اينست معنى قول عيسى تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي يعنى هفتاد و دو حرف از اسم اكبر به من آموختى و خود مى‏دانى وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ زيرا تو

 

اين يك حرف را به هيچ آفريده‏اى نياموخته‏اى پس احدى نمى‏داند در نفس تو چيست.پ 61- تفسير قمى- اين آيه كه حكايت كفار قريش است وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ گفتند چرا بر او يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله فرشته نازل نمى‏شود وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ خداوند خبر مى‏دهد كه معجزه وقتى آمد و فرشته وقتى نازل شد و ايمان نياوردند هلاك مى‏شوند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از روى رحمت و رافت به امت خويش از آوردن معجزات خوددارى مى‏كند و خداوند به او شفاعت را عنايت نموده سپس خداوند مى‏فرمايد وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ  وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ يعنى بر آنها عذاب نازل شد سپس مى‏فرمايد قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ بگو اى محمد صلى الله عليه و آله برويد و گردش كنيد و نگاه كنيد در قرآن و اخبار پيامبران كه عاقبت تكذيب‏كنندگان چه بوده است بعد مى‏فرمايد قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ بگو آسمانها و زمين مال كيست بعد رد مى‏كند آنها را و مى‏فرمايد از خدا است كه رحمت بر خود لازم نموده.پ 62- عياشى- ابن ابى يعفور گفت حضرت صادق (ع) فرمود هر چه بر آنها بپوشانند خداوند بر خودشان مى‏پوشاند در قرآن مى‏فرمايد وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ.پ 63- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود از حضرت ابو جعفر عليه السلام در باره آيه قُلْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ مى‏گويد مشركان اهل مكه گفتند يا محمد صلى الله عليه و آله خدا كسى را جز تو پيدا نكرد كه به رسالت مبعوث نمايد؟ نمى‏بينيم يك نفر دعوت تو را بپذيرد اين سخنان در ابتداى دعوت در مكه بود ما از يهودان و نصرانيان پرسيديم گفتند در كتابهاى ما چيزى راجع به تو وجود ندارد يك نفر را شاهد بياور كه گواهى بدهد تو پيامبر خدائى. فرمود خدا گواه بين من و شما است فرموده است إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى‏ شما گواهى مى‏دهيد كه با خدا خدايان ديگرى است خداوند به حضرت محمد مى‏فرمايد فان تشهدوا فلا تشهد معهم اگر چنين گواهى را دادند تو با آنها گواهى مده قل لا اشهد إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ بگو گواهى نمى‏دهم او خداى يكتا است و من از شرك شما بيزارم.

 

پ‏64- عياشى- زراره و حمران از حضرت باقر و امام صادق عليهما السلام نقل مى‏كنند كه در باره آيه وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ منظور از (مَنْ بَلَغَ) ائمه عليهم السلام هستند كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را به وسيله قرآن هشدار مى‏دهندپ ابو خالد كابلى از حضرت باقر (ع) نقل كرد كه فرمود هر كه برسد به مقام امامت از بازماندگان پيامبر همان اوصيا بوسيله قرآن هشدار مى‏دهند چنانچه پيامبر هشدار مى‏داد.پ 65- عياشى- عمار بن ميثم از حضرت صادق عليه السلام نقل كرد كه مردى خدمت امير المؤمنين (ع) اين آيه را چنين خواند فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ آن جناب فرمود بلى به خدا پيامبر صلى الله عليه و آله را به شديدترين وجه ممكن تكذيب كردند ولى (يكذبوك) بدون تشديد است يعنى نمى‏توانند باطلى را بياورند كه حق تو را پايمال كنند.پ حسين بن منذر از حضرت صادق (ع) در مورد آيه فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ نقل كرد فرمود آنها نمى‏توانند گفتار تو را باطل نمايند.پ 66- تفسير قمى- آيه قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ اين آيه را بر حضرت صادق (ع) خواندند فرمود آرى آنها به شديدترين وجه تكذيب كردند ولى لا يُكَذِّبُونَكَ بدون تشديد نازل شده يعنى نمى‏توانند چيزى بياورند كه حقيقت گفتار تو را باطل نمايند.پ حفص بن غياث از حضرت صادق (ع) نقل مى‏كند كه فرمود يا حفص، هر كه صبر كند كمى صبر كرده و هر كه ناراحتى و جزع نمايد كمى ناراحتى كرده بعد فرمود صبر را در تمام كارها از دست مده خداوند حضرت محمد صلى الله عليه و آله را برانگيخت و به او امر به صبر و مدارا كرد فرمود وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا و فرمود ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ آنقدر صبر كرد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا ناراحتى‏هاى شديد ايجاد كردند و سخت در معرض هدف تيرهاى كينه خود ايشان را قرار دادند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دلتنگ شد خدا اين آيه را نازل نمود وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ما مى‏دانيم دلتنگ هستى از گفتار آنها باز تكذيب نمودند و ايشان را هدف گفتار ناهنجار خويش قرار دادند پيامبر اكرم‏

 

صلى الله عليه و آله محزون گرديد.

خداوند اين آيه را نازل كرد قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ  وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى‏ ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا باز پيامبر نشست و صبر كرد آنها شروع كردند به تكذيب و نام خدا را بردن و اهانت كردن پيامبر اكرم فرمود در مورد خود و خانواده و آبرويم صبر كردم اما صبر در مورد نام خدايم نمى‏توانم بكنم كه هر چه مى‏خواهند بگويند خداوند اين آيه را نازل نمود وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ  فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ در تمام كارها صبر كرد بعد خداوند او را بشارت داد به جانشينان و ائمه بعد از او كه به صبر آراسته شده‏اند و فرمود وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ در اين موقع فرمود

الصبر من الايمان كالرأس من البدن‏

پيامبر شكر نعمت را نمود خداوند اين آيه را بر او نازل كرد وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى‏ عَلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ فرمود آيه بشارت و انتقام است، خداوند كشتن مشركين را اجازه داد كه هر جا آنها را پيدا كردند بكشند و به دست پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش آنها را كشت و پاداش صبرش را در همين دنيا داد به اضافه آنچه در آخرت برايش ذخيره نموده.پ در روايت ابى الجارود از حضرت باقر (ع) در باره آيه وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ تا اين قسمت نَفَقاً فِي الْأَرْضِ يعنى نقب و سوراخى در زمين.

على بن ابراهيم در مورد آيه نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ مى‏گويد يعنى اگر قدرت دارى زمين را حفر كنى يا به آسمان بالا روى، يعنى نمى‏توانى چنين كنى. بعد مى‏فرمايد وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى‏ يعنى اگر خدا بخواهد مى‏تواند همه را مؤمن نمايد.

اين آيه فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله است ولى منظور مردم هستند إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ دعوت تو را كسانى كه عقل دارند و درك مى‏كنند مى‏پذيرند وَ الْمَوْتى‏ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ يعنى تصديق مى‏كنند كه مرده‏ها را خداوند بر مى‏انگيزاند وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ يعنى چرا بر او آيه و معجزه‏اى نازل نمى‏شود قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى‏ أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ بگو خداوند قادر است آيه نازل‏

 

نمايد ولى اكثر آنها نمى‏دانند اگر معجزه‏اى آمد و ايمان نياوردند هلاك خواهند شد.پ در روايت ابى الجارود از حضرت باقر (ع) در مورد آيه إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى‏ أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً فرمود به زودى در آخر الزمان آياتى را نشانتان مى‏دهد از قبيل دابة الارض، دجال، نزول عيسى بن مريم و طلوع خورشيد از مغرب.پ 67- تفسير قمى- بگو به آنها يا محمد صلى الله عليه و آله أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر عذاب خدا يا قيامت بيايد آيا جز خدا را به فرياد خود مى‏خوانيد اگر راست مى‏گوئيد بعد رد مى‏كند آنها را به اين آيه بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ. فرمود خدا را مى‏خوانيد وقتى گرفتار يك ناراحتى مى‏شويد وقتى آن ناراحتى را خداوند برطرف نمود فراموش مى‏كنيد بت‏هايى را كه شريك خدا قرار مى‏دهيد.پ 68- تفسير قمى- آيه قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ خداوند مى‏فرمايد به قريش بگو اگر خدا گوش و چشم شما را بگيرد و مهر بر دلهاى شما بزند يعنى هدايت را از شما بگيرد جز خدا چه كس مى‏تواند به شما برگرداند ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ باز هم آنها تكذيب مى‏كنند.پ در روايت ابى الجارود ذيل همين آيه مى‏فرمايد باز آنها اعراض مى‏كنند.

آيه قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ در موقعى نازل شد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت كرده بود و اصحاب گرفتار تنگدستى و بيمارى و ناراحتى شده بودند و به پيامبر صلى الله عليه و آله شكايت نمودند خداوند اين آيه را نازل نمود يعنى شما را در اين دنيا جز گرفتارى و تنگدستى چيز ديگرى نمى‏رسد اما عذاب دردناك خدا كه موجب هلاكت مى‏شود جز براى ستمكاران است؟پ 69- تفسير قمى- آيه قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ بگو او قادر است عذابى بر شما فرستد از بالاى سرتان يعنى سلطان ستمگر أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ يعنى مردمان نادان بى‏فايده أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً يا شما را دچار عصبيت نمايد وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ گرفتار همسايه بد نمايد.

 

پ‏در روايت ابى الجارود از حضرت باقر در باره آيه قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ آن عذاب دجال «1» و صيحه آسمانى است أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ يعنى خسف و فرو رفتن در زمين أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً اختلاف در دين و طعنه زدن به يك ديگر است وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ يعنى يك ديگر را كشتن تمام اين بلاها در ميان اهل قبله است خداوند مى‏فرمايد انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ  وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ يعنى قريش تكذيب كردند لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ از براى هر جريانى حقيقتى است كه بعد متوجه مى‏شوند.

و آيه لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ يعنى تا بفهمند و اين قسمت وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ يعنى قرآن را قريش تكذيب كردند اين قسمت آيه لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ يعنى هر خبرى وقتى دارد و اين قسمت وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا يعنى وقتى مشاهده مى‏كنى آنهائى را كه قرآن را تكذيب مى‏كنند و مسخره مى‏نمايند آيه كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ يعنى مانند كسى كه او را شيطان فريب داده اين قسمت آيه لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا يعنى يارانى دارد كه به او مى‏گويند برگرد پيش ما كه كنايه از ابليس است.پ 70- تفسير عياشى- از حضرت باقر (ع) در باره آيه وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فرمود يعنى سخن در باره خدا و جدال در قرآن فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ از آنها كناره بگير تا وارد حديث ديگرى شوند. فرمود از آن جمله است داستان سرا و كسى كه قصه‏گو است.

توضيح: منظور از ناقل قصه‏هاى دروغ و اكاذيب است و مراد علماى مخالفين و روايت‏كننده‏هاى آنها است.پ 71- تفسير قمى- آيه وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ فرمود نمى‏توانند به عظمت خدا برسند كه او را بستايند چنان كه هست إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ بَشَرٍ مِنْ شَيْ‏ءٍ گوينده اين حرف قريش و يهود بودند خداوند آنها را رد مى‏كند و احتجاج مى‏نمايد بر آنها قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها بگو اى محمد صلى الله عليه و آله منظور از (تُبْدُونَها) يعنى اقرار به مقدارى از آن مى‏نمائيد

 

وَ تُخْفُونَ كَثِيراً يعنى بسيارى از اخبار پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را پنهان مى‏كنيد. وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ يعنى آنها را بگذار در همان تكذيبى كه مى‏نمايند باشند بعد مى‏فرمايد وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها يعنى قرآن كتابى است كه او را با بركت نازل كرده‏ايم كه تصديق مى‏كند تورات و انجيل و زبور را تا بيم دهى ساكنان مكه و اطرافش را اينكه مكه را ام القرى ناميده‏اند به آن جهت است كه اولين بقعه و خانه‏اى كه در زمين ساخته آنجا بود وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ يعنى ايمان به پيامبر و قرآن مى‏آورند.پ 72- تفسير عياشى- از عبد الله بن سنان گفت از حضرت صادق (ع) راجع به اين آيه پرسيدم قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها فرمود هر چه را مايل بودند آشكار مى‏كردند و هر چه مايل بودند پنهان مى‏نمودند.پ در روايت ديگرى از آن جناب نقل مى‏شود كه در كاغذها مى‏نوشتند بعد هر چه را دلشان مى‏خواست آشكار مى‏نمودند و آنچه مايل بودند پنهان مى‏كردند و فرمود هر كتابى نازل شد در نزد اهل علم است (منظور از اهل علم علماى آل محمد و ائمه عليهم السلام هستند).پ 73- تفسير قمى- اين آيه وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها يعنى هر كه گمراه شود به ضرر خود اوست بواسطه كسب معاصى وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ جريان چنين است كه قريش به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏گفتند آنچه به ما مى‏گوئى از علماى يهود مى‏آموزى و از آنها درس مى‏گيرى آيه وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ اين آيه منسوخ است به آيه فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ آيه أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ منظور قريش است‏پ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ مى‏فرمايد دلهاى آنها را زير و رو مى‏كنيم بطورى كه بالاى آن پائين مى‏آيد چشمهايشان را كور مى‏كنيم كه هدايت را مشاهده نكنند كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ چنانچه ايمان نياوردند در بار اول يعنى عالم ذر و ميثاق وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ يعنى گمراه مى‏شوند سپس خداوند به پيامبرش صلى الله عليه و آله اعلام مى‏كند كه دلهاى ايشان چگونه است و منافق هستند. وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ تا اين قسمت آيه «قُبُلًا» يعنى آشكار.

وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا يعنى بين حق و باطل تشخيص مى‏دهد.

 

آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى‏ مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ فرمود بزرگان آنها گفتند ما ايمان نمى‏آوريم به تو مگر بر ايمان بياورى مانند آنچه انبياء ديگر از وحى و نزول كتاب آوردند بِما كانُوا يَمْكُرُونَ يعنى بواسطه معصيتى كه در پنهانى مى‏كردند.پ 74- تفسير قمى- در باره آيه وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً تا اين آيه ساءَ ما يَحْكُمُونَ عربها وقتى زراعتى را مى‏كاشتند مى‏گفتند اين مال خدا است و اين مال الهه ما در موقع آبيارى اگر آب خرابى مى‏كرد و از قسمت خدا مى‏رفت قسمتى كه مربوط به بتهايشان بود آن را نمى‏بستند و مى‏گفتند خدا بى‏نيازتر از اين مقدار آب بسته است اگر مقدارى از آنچه مربوط به خدا است براى بت‏ها مى‏رفت بر نمى‏گرداندند و مى‏گفتند خدا بى‏نيازتر از آن است خداوند بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين مورد آيه نازل نمود و كار و رفتار آنها را شرح داد فرمود وَ جَعَلُوا لِلَّهِ.

آيه وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ يعنى پيشينيان آنها خوششان مى‏آمد از كشتن فرزندانشان وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ يعنى فريب دهند آنها را و در دين به اشتباه اندازند ايشان را آيه وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ اين چهارپايان و كشت حرام است لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ آنها را بر دسته‏اى حرام مى‏دانستند وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها كه همان بحيره و سائبه و وصيله و حام است.

وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ آنها جنينى كه از شكم چهارپايان بيرون مى‏آوردند بر زنان حرام مى‏دانستند اگر مرده بود هم زنان مى‏خوردند و هم مردان سپس فرمود قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ يعنى به نافهمى وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ آنها گروهى بودند كه دختران خود را از غيرت مى‏كشتند و گروهى هم از گرسنگى بچه‏هايشان را مى‏كشتند.پ 75- تفسير قمى- وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ منظور يهود است كه خداوند بر آنها حرام نمود گوشت پرنده‏ها را و چربيها را نيز حرام كرد و خيلى دوست داشتند آنها را مگر آن مقدار چربى كه بر پشت گوسفندان باشد يا در پهلويش باشد خارج از شكم و اين معنى آيه حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا يعنى در جنين أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ يعنى فرمانروايان بنى اسرائيل فقيران خود را مانع‏

 

مى‏شدند از خوردن گوشت پرنده و چربيها، خداوند آنها را بواسطه اين ستمى كه بر فقرا روا مى‏داشتند بر آنها حرام كرد.پ 76- تفسير قمى- آيه أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى‏ طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا يعنى يهود و نصارى گرچه ما كتاب آنها را نخوانده‏ايم. يا ميگوئيد اگر بر ما كتاب نازل مى‏شد از آنها بيشتر هدايت مى‏يافتيم. كه منظور قريش است كه گفتند اگر كتاب بر ما نازل مى‏شد بهتر اطاعت مى‏كرديم و هدايت مى‏يافتيم فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ يعنى هدايت و دليل از جانب خدا براى شما آمد كه همان قرآن كريم است سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آياتِنا به زودى كيفر مى‏كنيم كسانى را كه جلو آيات مرا مى‏گيرند و مانع پيشرفت آن مى‏شوند.پ 77- تفسير قمى- إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كسانى كه از امير المؤمنين عليه السلام جدا شدند و دسته‏ها تشكيل دادند.پ معلى بن خنيس از حضرت صادق (ع) نقل كرد كه در باره آيه إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً گفت آنها به خدا از دين خود دست برداشتند.پ 78- عياشى- كليب صيداوى گفت از حضرت صادق (ع) در مورد آيه إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً فرمود على (ع) چنين قرائت مى‏كرد فارقوا دينهم فرمود جدا شدند به خدا از دين خود.پ 79- تفسير قمى- المص  كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ دلتنگ نشوى از آن لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِينَ.پ محمد بن قيس از حضرت ابو جعفر (ع) نقل كرد كه حى بن اخطب و ابو ياسر بن اخطب و چند نفر از يهودان نجران خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيدند و گفتند مگر در كتابى كه بر شما نازل شده نمى‏گوئى «الم» فرمود چرا گفتند جبرئيل برايت آورده آن را از جانب خدا فرمود بلى. گفتند در ميان انبياء گذشته سراغ نداريم كسى مدت حكومت و قدرت ملت و امت خود را بيان كرده باشد جز تو. در اين موقع حى بن اخطب رو به جانب ياران خود نموده گفت «الف» يك است و «لام» سى است و «ميم» چهل و مجموع آنها هفتاد و يك مى‏شود تعجب مى‏كنم از مردمى كه اين دين را برگزيدند با اينكه تمام مدت عمرش هفتاد و

 

يك سال است و رو به جانب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نموده گفت جز اين است كه من گفتم فرمود بلى گفت بگو چيست؟

فرمود «المص» گفت اين سنگين‏تر و طولانى‏تر است الف يك و لام سى و ميم چهل و صاد نود و مجموع آن صد و شصت و يك مى‏شود باز گفت ديگر چيزى هست؟ فرمود آرى گفت بگو فرمود «المر» گفت اين سنگين‏تر و طولانى‏تر است الف يك، لام سى، ميم چهل، راء دويست گفت آيا چيز ديگرى هست فرمود آرى گفتند ما ديگر از كار تو سر در نمى‏آوريم و نمى‏دانيم به تو چه داده‏اند از جاى حركت كردند. ابو ياسر به برادر خود گفت تو نمى‏دانى شايد براى محمد صلى الله عليه و آله تمام اين ارقام و بيشتر از آنها جمع شده است.

حضرت باقر (ع) فرمود اين آيات در باره آنها نازل شد مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ اين آيات داراى وجوهى ديگر است بر خلاف آنچه حيى بن اخطب و برادر و يارانش تفسير نمودند بعد خداوند مردم را مخاطب قرار مى‏دهد و مى‏فرمايد اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ يعنى دوستى غير محمد صلى الله عليه و آله قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ.پ 80- تفسير قمى- وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا يعنى بت‏پرستان‏پ و در روايت ابى الجارود آيه كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ گفت موقعى كه آنها را آفريد مؤمن و كافر و شقى و سعيد آفريد و همچنين روز قيامت بر مى‏گردند هدايت يافته يا گمراه.پ 81- تفسير قمى- لِما يُحْيِيكُمْ گفت حيات بهشت است وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يعنى فاصله مى‏شود بين آنچه خدا خواسته و آنچه او خواسته است.پ ابو الجارود از حضرت باقر نقل كرد در باره آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ يعنى ولايت على بن ابى طالب را زيرا پيروى از ولايتش موجب بقاى عدالت و نظام اجتماع شما خواهد بود.

و اما آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يعنى فاصله مى‏شود بين مؤمن و معصيت او تا او را به جانب آتش نكشاند و فاصله مى‏شود بين كافر و اطاعت او از خدا تا ايمان خود را كامل كند.

 

پ‏82- تفسير قمى- وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ اين آيه موقعى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به قريش فرمود خداوند مرا مبعوث به رسالت نموده تا تمام پادشاهان دنيا را از ميان بردارم و قدرت در اختيار شما بگذارم. دعوت مرا بپذيريد تا بر عرب حكومت كنيد و ملت غير عرب نيز مطيع شما شوند و در بهشت نيز فرمانروا شويد.

ابو جهل گفت «اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا» اگر آنچه محمد صلى الله عليه و آله مى‏گويد واقعيت دارد بر سر ما سنگى از آسمان فرود آور يا دچار عذابى دردناكمان گردان. بواسطه حسادتى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله داشت.

بعد گفت ما و بنى هاشم مانند دو اسب مسابقه بوديم حمله مى‏كرديم وقتى آنها حمله مى‏كردند كوچ مى‏كرديم وقتى آنها كوچ مى‏كردند مى‏افروختيم وقتى آنها مى‏افروختند همين كه ما و آنها به هدف رسيديم يكى از بنى هاشم گفت در ميان ما پيامبرى است ما رضايت نمى‏دهيم به اين كار كه در بنى هاشم پيامبر باشد ولى در بنى مخزوم نباشد بعد گفت خدايا از تو پوزش مى‏خواهم اين آيه را خداوند نازل فرمود وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ اين موقعى بود كه او طلب مغفرت نمود اما وقتى تصميم به كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله گرفتند و از مكه او را خارج نمودند خداوند فرمود وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ يعنى قريش صاحب اختيار مكه نبودند إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ صاحب اختيار مكه تو و اصحابت هستند يا محمد صلى الله عليه و آله خداوند آنها را با شمشير عذاب نمود در جنگ بدر و كشته شدند.پ 83- تفسير قمى- وقتى قريش تصميم گرفتند كه شبانه بر سر پيامبر صلى الله عليه و آله بريزند و ايشان را بكشند و به جانب مسجد الحرام رفته سوت مى‏زدند و كف مى‏نواختند و دور خانه مى‏گشتند خداوند اين آيه را نازل نمود:

وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً مكاء سوت زدن است و تصديه دست زدن مى‏باشد.پ 84- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود حضرت ابى جعفر عليه السلام در مورد آيه اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ اما عيسى مسيح را معصيت كردند و او را به مقامى بيشتر از آنچه داشت رساندند زيرا گمان كردند او خدا است و پسر

 

خدا است گروهى از آنها گفتند سومين خدا است و بعضى گفتند خود او خدا است اما احبار و رهبان آنها اطاعت ايشان را نموده و فرمانشان را پذيرفتند و پيرو دستورات آنها شدند و آنچه ايشان مى‏گفتند بعنوان دين مى‏پذيرفتند با اين پيروى آنها را ارباب خويش گرفتند و دستور خدا را در كتابها و پيامبرانش را پشت سر گذاشتند هر چه احبار و رهبان مى‏گفتند قبول مى‏كردند و عصيان خدا را از پيش مى‏گرفتند اين جريان در قرآن ما ذكر شده تا پند بگيريم از آنها، خداوند بنى اسرائيل را بر اين كار سرزنش مى‏كند با اين آيه وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ.پ 85- تفسير قمى- إِنَّمَا النَّسِي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ سبب نزول آيه اين بود كه مردى از قبيله كنانه در موسم حج مى‏ايستاد و مى‏گفت خون آنها را كه محرم نيستند حلال كردم كه عبارتند از قبيله طى و خثعم در ماه محرم و فراموش مى‏كنم و به جاى آن صفر را قرار مى‏دهم سال بعد مى‏گويد من ماه صفر را حلال كردم و فراموش كردم آن را و بجاى آن ماه محرم را حرام كردم خداوند اين آيه را نازل نمود إِنَّمَا النَّسِي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ تا اين قسمت آيه زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ.پ 86- تفسير عياشى- يزيد بن عبد الملك از حضرت صادق (ع) نقل كرد كه فرمود براى خدا خشم نگرفته چيزى مانند درخت طلح و سدر. طلح به اندازه ترنج بود و سدر مانند خربزه وقتى يهودان گفتند «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» ميوه آنها كوچك شد و داراى دانه شدند دانه‏اى سخت وقتى نصرانيان گفتند «الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ» اين دو درخت كم برگ شدند و خاردار و ميوه آنها كوچك شد، سدر به اين كوچكى شد و ميوه طلح از بين رفت ديگر ميوه نخواهد داد تا قيام حضرت مهدى صلوات الله عليه و فرمود هر كس درخت طلح و سدر را آب دهد مثل اينست كه مؤمنى را از تشنگى سيراب نموده.

توضيح: طلح درخت موز است گفته‏اند ام غيلان است گفته‏اند هر درخت بزرگ پر خار را طلح مى‏نامند اما خبر معنى اول كه درخت موز باشد نفى مى‏كند (زيرا موز اكنون هم ميوه مى‏دهد) و ممكن است غضب آن دو مجازا باشد ظهور غضب در آنها باشد و همين كافى است در شرف اين دو درخت.پ 87- تفسير عياشى- از ابى بصير از حضرت صادق در باره آيه اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ

 

رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فرمود آنها را دعوت به عبادت خود نمى‏كردند اگر مى‏گفتند ما را بپرستيد ايشان نمى‏پذيرفتند ولى آنها حلالى را حرام و حرامى را حلال مى‏نمودند ايشان هم مى‏پذيرفتند در نتيجه آنها را رب خود قرار مى‏دادند.پ در روايت ديگرى است كه آنها را بطورى كه متوجه نبودند مى‏پرستيدند.پ 88- تفسير قمى- أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ يعنى مريض مى‏شوند نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ يعنى منافقين ثُمَّ انْصَرَفُوا يعنى متفرق مى‏شوند صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ خدا دلهايشان را از حق بر مى‏گرداند و باطل را بر حق ترجيح مى‏دهند.پ 89- تفسير قمى- ابراهيم بن عمر يمانى از حضرت صادق (ع) در باره آيه قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ فرمود پيامبر اكرم است.پ 90- تفسير قمى- قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا قريش به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفتند قرآن غير از اين براى ما بياور اين را كه از يهود و نصارى آموخته‏اى فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ يعنى من چهل سال ميان شما زندگى كرده‏ام قبل از اينكه به من وحى شود و چنين چيزى نياوردم تا به من وحى شد «او بدله»پ حضرت صادق عليه السلام در باره آيه ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ فرمود منظور امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ.

يعنى در باره على بن ابى طالب امير المؤمنين عليه السلام (كه من نمى‏توانم او را تغيير دهم از جانب خود).

آيه وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ گفت: قريش بت‏ها را مى‏پرستيدند و مى‏گفتند ما اينها را مى‏پرستيم تا ما را مقرب نزد خدا نمايند ما قدرت بر عبادت خداوند نداريم خداوند آنها را رد كرد و فرمود قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ يعنى او را شريكى نيست كه پرستيده شود.پ 91- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود از حضرت باقر (ع) در باره آيه أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي مى‏فرمايد اما آنها كه هدايت يافته‏اند محمد و آل محمدند صلى الله عليهم اجمعين اما كسانى كه هدايت نمى‏يابند مگر كسى آنها را

 

رهبرى كند مخالفين ايشان از قريش هستند و ديگران كه با اهل بيت پيامبر بعد از او از در مخالفت برخيزند.پ و در روايت ابى الجارود از امام عليه السلام در باره أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَياتاً يعنى شب و روز ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ فرمود اين عذابى است كه در آخر الزمان نازل مى‏شود بر فاسقان اهل قبله كه آنها منكر عذاب هستند آيه وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ يعنى من وكيل شما نيستم كه اعمال شما را حفظ كنم بر من لازم است شما را دعوت نمايم.پ 92- تفسير قمى- در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر عليه السلام در مورد آيه الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ فرمود آن قرآن است مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ فرمود از نزد حكيم خبير وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ اى مؤمنين استغفار كنيد يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ او على بن ابى طالب است و وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ شما را مى‏ترسانم از عذابى بزرگ آن عذاب دود است و صيحه آسمانى.

و آيه أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ يعنى پنهان مى‏كنند آنچه در دلهاى خود از كينه على (ع) دارند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود نشانه منافق بغض على (ع) است گروهى بودند كه خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله اظهار محبت با على مى‏كردند ولى در دل كينه او را داشتند پس فرمود أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ هر وقت از فضائل على (ع) چيزى نقل مى‏كرد يا آياتى كه در باره او نازل شده است تلاوت مى‏نمود لباسهاى خود را تكان مى‏دا