مكر و فريب دنيا و فناء آن‏

پ‏1- مردى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند هر گناهى از محبت دنيا آغاز مى‏گردد.پ 2- ابو اسامه گويد: امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس در برابر مصيبت‏ها و مشكلات صبر نكند و خود را تسلى ندهد، در دنيا گرفتار غم و اندوه مى‏گردد، و هر كس ديدگانش را بدست مردم بدوزد و از آنها طمع داشته باشد اندوهگين مى‏شود و ناراحتى او رفع نمى‏گردد.

 

پ‏كسانى كه در دنيا فقط توجه به مسائل و خواسته‏هاى مادى دارند و سعادت را تنها در خوردن و آشاميدن و يا لباس زيبا پوشيدن مى‏دانند بسيار كوتاه فكر هستند و به خاطر اين انديشه‏هاى كوتاه از عمل‏ها باز مى‏مانند و گرفتار عذاب مى‏گرديد.پ 3- مهاجر اسدى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: عيسى بن مريم عليه السّلام از يك آبادى عبور كردند كه همه ساكنان آن مرده بودند و حتى حيوانات و پرندگان هم وجود نداشتند، عيسى عليه السّلام فرمود: مردمان اين آبادى در اثر غضب مرده‏اند، اگر اينها بطور متفرق مرده بودند يك ديگر را به خاك مى‏سپردند.

حواريون گفتند: يا روح اللَّه از خداوند بخواه آنان را زنده كند تا به ما بگويند چه مى‏كردند كه خدا آنان را هلاك ساخت و ما اعمال آنها را انجام ندهيم، عيسى عليه السّلام دعا كردند، در اين هنگام از طرف آسمان صدائى آمد اى عيسى آن مردگان را صدا بزن، عيسى بن مريم هنگام شب در بالاى بلندى قرار گرفت و آنان را مخاطب قرار داد.

عيسى عليه السّلام اهل قريه را صدا زد و از آنها طلب كرد با وى سخن گويند، يكى از آنها پاسخ داد: چه مى‏گوئيد اى روح خدا، پرسيد كار شما چه بود كه به اين وضع گرفتار شديد، گفت: ما طاغوت را عبادت مى‏كرديم و دنيا را دوست مى‏داشتيم، ما ترسى به خود راه نمى‏داديم و آرزوهاى درازى داشتيم و در غفلت و لهو و لعب وقت مى‏گذرانديم.

عيسى عليه السّلام فرمودند: محبت شما در باره دنيا چگونه بود گفتند: مانند محبت كودك به مادر هر گاه دنيا بطرف ما مى‏آمد خوشحال مى‏شديم و هر گاه به دنيا نمى‏رسيديم، حال ما ديگرگون مى‏شد و ما گريه مى‏كرديم و غصه مى‏خورديم، پرسيد عبادت شما براى طاغوت چه بود، گفت: ما از اهل معصيت اطاعت داشتيم و از آنها پيروى مى‏نموديم.

عيسى عليه السّلام فرمودند: پايان كار شما چگونه شد گفت: ما شبى در خواب رفتيم و صبح خود را در عذاب يافتيم، گفت: عذابى كه شما گرفتار آن هستيد چگونه‏

 

است‏پ گفت: كوههائى از آتش را بر ما مى‏گدازند و تا روز قيامت اين كوهها در حال سوختن و گداختن مى‏باشند، لهيب سوزان و شعله‏هاى فروزان آنها ما را آزار مى‏دهد.

عيسى عليه السّلام فرمودند: شما به آنها چه گفتيد و آنها به شما چه گفتند، گفت: ما به آنها گفتيم ما را به دنيا برگردانيد تا در آن جا زاهدانه زندگى كنيم، به ما گفتند:

شما دروغ مى‏گوئيد عيسى گفت: واى بر تو چرا از ميان اين جمعيت تنها شما با من سخن مى‏گوئيد و ديگران سكوت كرده‏اند.

گفت: يا روح اللَّه آنها را با لگام‏هاى آتشين لگام زده‏اند و فرشتگان سخت‏گير آنها را عذاب مى‏كنند، من در ميان آنها زندگى مى‏كردم ولى با آنها نبودم، اما هنگامى كه عذاب آمد مرا هم فرا گرفت و اكنون من به يك موئى از لب جهنم آويزان مى‏باشم، نمى‏دانم در آنجا سقوط مى‏كنم و يا نجات خواهم يافت.

در اين جا عيسى عليه السّلام متوجه ياران خود شد و به آنان فرمود: اى دوستان خدا اينك خوردن نان خشك با نمك درشت و خوابيدن در كنار مزبله‏ها بسيار بهتر است از اينكه آدمى در دنيا و آخرت با عافيت زندگى كند.پ 4- هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: هر گاه خداوند درى از درهاى دنيا را روى آدم بگشايد درى از حرص هم به روى او باز مى‏گردد.پ 5- حفص بن غياث از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه عيسى بن مريم عليه السّلام فرمود: شما براى دنيا كار مى‏كنيد در حالى كه مى‏دانيد كه روزى شما در آن جا خواهد رسيد و براى آخرت كارى انجام نمى‏دهيد در صورتى كه در آن جا بدون عمل به چيزى نخواهيد رسيد.

واى بر شما چه كارهاى بدى مى‏كنيد، پاداشها را مى‏گيريد و كارها را ضايع مى‏كنيد، ممكن است كه صاحبان عمل اعمال آنها مورد پذيرش قرار گيرد و نزديك است كه از تنگى دنيا به تاريكى قبر منتقل شويد چگونه اهل علم در حالى كه بطرف آخرت سير مى‏كنند ولى باز رو به دنيا دارند، چيزى كه او را زيان‏

 

مى‏رساند محبوب‏تر است از چيزى كه مى‏تواند به او سود برساند.پ 6- عبد اللَّه بن ابى يعفور گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كس روز را به شب و يا شب را به روز بياورد و قصدش دنيا باشد خداوند فقر را در مقابلش مجسم مى‏كند و كارهايش را پريشان مى‏سازد و جز به سهم خود به دنيا نخواهد رسيد، ولى هر كس كه در شب و روز قصدش آخرت باشد، خداوند دل او را توانگر مى‏كند و كارش را منظم مى‏گرداند.پ 7- زراره و محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كنند كه فرمود: هر گاه بنده سعى و كوشش خود را فقط در شكم و دامن خود قرار دهد در نزد خداوند ارزش و اعتبارى ندارد.پ 8- حفص بن قرط از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: هر كس به دنيا بيشتر توجه كند در هنگام از دست دادن دنيا حسرت خواهد خورد.پ 9- محمد بن مسلم زهرى گويد: از امام سجاد عليه السّلام سؤال شد كدام يك از كارها نزد خداوند بهتر است، فرمودند: بعد از شناخت خدا و رسول صلى اللَّه عليه و آله عملى بهتر از بغض دنيا نمى‏باشد، براى بغض دنيا و هم چنين معصيت‏ها شعبه‏هاى متعددى هست.

نخستين موردى كه خداوند به وسيله آن معصيت شد كبر است، شيطان براى نخستين بار تكبر كرد و خداوند را نافرمانى نمود و خداوند مى‏فرمايد: أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ: ابليس امتناع نمود و تكبر ورزيد و از كافران گرديد.

دومين معصيت حرص است و آن مربوط مى‏شود به آدم و حوا عليهما السّلام هنگامى كه خداوند به آنها گفت: نزديك آن درخت نرويد و از هر جا مى‏خواهيد بخوريد و اگر به آن درخت نزديك شديد از ستمگاران بحساب مى‏آييد.

اما آنها بطرف آن درخت رفتند و از آن جا چيزهائى برداشتند كه به آن نيازى نداشتند و حرص در فرزندان آنها تا روز قيامت جريان دارد و از اين رو اولاد آدم دنبال چيزهائى مى‏روند كه هرگز به آن نياز پيدا نمى‏كنند.

بعد از آن حسد مى‏باشد كه فرزند آدم بخاطر آن برادرش را كشت و از همين‏

 

خوى‏هاپ محبت زن، محبت دنيا، محبت رياست و برترى‏جوئى محبت سخن گفتن و محبت مقام و مكنت در انسان پديد مى‏آيد و او را منحرف مى‏كند.

اين خصلت‏ها هفت عدد مى‏باشند كه حب دنيا همه آنها را فرا مى‏گيرد و از اين رو همه پيامبران و اولياء خداوند گفتند: محبت و گرايش به دنيا در رأس همه گناهان مى‏باشد، دنيا نيز بر دو قسم است دنيائى كه آدمى را به سعادت مى‏رساند و دنيائى كه ملعون مى‏باشد.پ 10- حفص بن غياث گويد: امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه موسى بن عمران عليه السّلام با خداوند مناجات مى‏كرد خدا گفت: اى موسى دنيا دار عقوبت مى‏باشد، من آدم را هنگامى كه به خطا رفت عقوبت كردم و از اين رو دنيا را مورد لعنت قرار داده‏ام.

اى موسى هر كس براى دنيا كار كند ملعون است و فقط كسانى نجات پيدا مى‏كنند كه براى من كار كرده باشند، اى موسى بندگان شايسته من در دنيا به اندازه احتياج از آن استفاده كردند و زاهدانه زندگى نمودند.

صالحان در دنيا به اندازه دانشى كه از دنيا داشتند سود بردند، ولى جاهلان از مردم به دنيا توجه كردند و آخرت خود را فراموش نمودند، هر كس براى دنيا ارزش قائل شد و آن را بزرگ شمرد به آن دلخوش خواهد شد، ولى آنهائى كه دنيا را كوچك بدانند از آن سود مى‏برند.پ 11- غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: شيطان فرزند آدم را در هر كارى رهبرى مى‏كند و هر گاه او را كور كرد و از راه بيرون نمود، او را در كنار مال مى‏نشاند و گردنش را مى‏گيرد.پ 12- حارث اعور از على عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند:

درهم و دينار گذشتگان شما را هلاك كردند و آن دو شما را هم نابود مى‏سازند.پ 13- يحيى بن عقبه ازدى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه امام باقر عليه السّلام فرمودند: مثل آدم حريص مانند كرم ابريشم است كه همواره بر دور خود مى‏تند و بعد در ميان بافته‏هاى خود حبس مى‏شود و نمى‏تواند از آن خارج گردد و در آن‏

 

جان مى‏دهد.پ امام عليه السّلام فرمودند: بى‏نيازترين بى‏نيازان كسى مى‏باشد كه اسير حرص نباشدپ و نيز فرمودند: دلهاى خود را به آنچه از دست رفته مشغول نسازيد، كه در اين هنگام از فعاليت براى آينده باز خواهيد ماند.پ 14- حماد بن بشير گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: اگر دو گرگ درنده هر كدام از هر سو به گله‏اى هجوم كنند، زيانشان به گله گوسفندان كمتر از اين خواهد بود كه مال و ثروت به دين مسلمان زيان وارد مى‏كنند.پ 15- محمد بن مسلم گويد: امام باقر عليه السّلام فرمود: حمله دو گرگ درنده به گله گوسفندى كه چوپان نداشته باشد كمتر زيان دارد تا مال و ثروت براى شرف و دين مؤمن كه زيان آن فراوان مى‏باشد.پ 16- ابن ابى يعفور گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: هر كس دلبستگى به دنيا پيدا كند دلش سه خصلت پيدا خواهد كرد، اندوهى كه به او سودى نمى‏رساند و آرزوئى كه به آن نخواهد رسيد و اميدى كه بدست نخواهد آورد.پ 17- جابر گويد: خدمت امام باقر عليه السّلام رسيدم، فرمودند اى جابر به خداوند سوگند من محزون مى‏باشم و دلم پيوسته گرفته است گفتم: قربانت گردم چرا دلت گرفته و محزون هستى فرمودند: اى جابر هر كس دين خدا را خالصانه قبول كند دلش مشغول مى‏گردد.

اى جابر دنيا چيست مگر دنيا جز اين است كه آدمى غذائى بخورد و يا لباسى بپوشد و يا با زنى هم‏بستر گردد، اى جابر مؤمنان دل به دنيا نبستند چون مى‏دانستند آنها در دنيا باقى نخواهند ماند و سرانجام به آخرت مى‏روند.

اى جابر آخرت قرارگاه انسان مى‏باشد و دنيا فانى و زوال‏پذير است ولى اهل دنيا در غفلت بسر مى‏برند، مؤمنان اهل فهم و شعور و انديشه و عبرت هستند، آن جا هر چه در باره خداوند شنيده‏اند حفظ نموده‏اند و به زينت‏هاى دنيا با ديده بصيرت نگريسته‏اند، از اين رو به ثواب آخرت رسيدند همان گونه كه به علم دست‏

 

يافتند.پ اى جابر اهل تقوى از همه مردمان دنيا به راحتى زندگى مى‏كنند و بيشتر از همه به شما كمك مى‏نمايند، هر گاه آنها را ياد كنى به شما مساعدت مى‏كنند و هر گاه آنها را فراموش نمائى تو را به ياد مى‏آورند، آنها به فرمان خداوند سخن مى‏گويند و اوامر پروردگار را بر پا مى‏دارند، آنان فقط محبت خداوند را در نظر مى‏گيرند و محبت خود را فراموش مى‏كنند.

متقين دنيا را براى اطاعت خداوند ترك كردند و با آن انس نگرفتند، آنان تنها به خداوند نگريستند و محبت او را در دل خود جاى دادند و دانستند كه منظور محبت خداوند است و دنيا را مانند منزلى بدان كه از آن كوچ خواهى كرد.

دنيا را مانند خوابى بدان كه از آن بيدار شده باشى و در حقيقت چيزى نبوده كه بحساب آيد، من از اين جهت اين مثل‏ها را برايت آوردم كه اين گونه مثل‏ها در نزد مردمان عاقل و با فهم و دانش و فضيلت مانند سايه‏ها مى‏باشند و زود فانى مى‏گردند.

اى جابر آنچه را كه خداوند از دين و حكمت به شما داده حفظ كن، هر گاه مى‏خواهى از خدا چيزى بخواهى متوجه باش كه خداوند در نزدت چگونه مى‏باشد، اگر دنيا غير از آن است كه من براى شما وصف كردم پس بايد به جايى بروى تا خداوند را از خود راضى كنى.

به خداوند سوگند چه بسا افرادى كه حريص مى‏باشند و براى بدست آوردن چيزى تلاش مى‏كنند ولى هنگامى كه به مقصود مى‏رسند بدبخت مى‏گردند و چه كسانى كه از پيش آمدها ناراحت مى‏شوند ولى براى آنها خير مى‏باشد و لذا خداوند مى‏فرمايد: وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ.پ 18- ابو حمزه از امام باقر عليه السّلام روايت مى‏كند كه امام على بن الحسين عليهما السّلام فرمودند: دنيا گذشت و پشت نمود و آخرت از مقابل مى‏آيد و هر يك از آن دو طرفداران و پيروانى دارند و اينك شما از پيروان آخرت باشيد و خود را به دنيا آلوده نسازيد.

 

پ‏شما در دنيا راه زاهدان و پارسايان در پيش گيريد و بطرف آخرت حركت كنيد، آگاه باشيد كه زاهدان در دنيا زمين را براى خود فرش قرار دادند و خاك را بستر خود كردند، آب را وسيله پاكى خود ساختند و از دنيا بريدند.

آگاه باشيد هر كس مشتاق بهشت باشد از خواسته‏ها و شهوات دست باز مى‏دارد و هر كس از آتش بترسد از محرمات دست مى‏كشد و هر كس دنيا را ترك گويد مصيبت‏ها را تحمل مى‏كند و مشكلات او را ناراحت نمى‏سازد.

آگاه باشيد خداوند بندگانى دارد كه اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ معذب مى‏نگرند، مردم از شر آنها در امان هستند و دلهاى آنها اندوهگين و نفسشان عفيف مى‏باشد خواسته‏هاى آنها كم و توقعاتشان اندك است.

آنها چند روزى در دنيا صبر كردند و آسايش هميشگى را در آخرت بدست آوردند، آنها در هنگام شب قدم‏هاى خود را به هم نزديك مى‏كنند و براى نماز از جاى خود بر مى‏خيزند و اشكهاى آنها بر ديدگانشان جارى مى‏گردد و به خداوند پناه مى‏برند و آزادى خود را مى‏خواهند.

اما در هنگام روز حكيمان و عالمانى مى‏باشند نيكوكار، مهربان و پرهيزگار، از كثرت عبادت و خوف مانند تيرها باريك شده‏اند، مردم خيال مى‏كنند آنها بيمار هستند در صورتى كه مريض نمى‏باشند، گروهى خيال مى‏كنند آنها مشاعر خود را از دست داده‏اند، در حالى كه آنها عاقل و باهوش مى‏باشند، ولى آنها از عواقب زندگى و دوزخ نگران هستند.پ 19- هيثم ابن واقد حريرى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود:

هر كس در دنيا زهد پيشه كند خداوند حكمت را در قلب او جايگزين مى‏كند و زبانش را به آن گويا مى‏گرداند عيب‏هاى دنيا را به او نشان مى‏دهد و او را به بيمارى‏ها و داروهاى دنيا آگاه مى‏سازد و او را سالم از دنيا بيرون مى‏كند و در دار السلام جاى مى‏دهد.پ 20- حفص بن غياث گويد از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: خداوند همه نيكى‏ها را در خانه‏اى قرار داده و كليد آن زهد در دنيا مى‏باشد، بعد از آن گفتند

 

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مى‏فرمايد: مردى به حقيقت ايمان نمى‏رسد مگر اينكه توجهى به اهل دنيا نداشته باشد سپس امام فرمود: ايمان بر شما حرام است تا آنگاه كه در دنيا زاهد باشيد.پ 21- ابو حمزه از امام باقر عليه السّلام روايت مى‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند:

مساعدترين و سودمندترين خلق براى دين زهد در دنيا مى‏باشد.پ 22- مردى از على بن الحسين عليهما السّلام روايت مى‏كند كه از آن حضرت سؤال كردم زهد چه معنى دارد، فرمودند: زهد ده چيز است، بالاترين درجه زهد پائين درجه ورع مى‏باشد و بالاترين درجه ورع پائين درجه يقين است و بالاترين درجه يقين پائين‏ترين درجه رضا است و بدانيد كه زهد در يك آيه جمع شده و آن اين است كه لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ.پ 23- سفيان بن عيينه گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: هر دلى كه در آن شك و يا شرك باشد او ساقط مى‏گردد، مقصود آنها از زهد در دنيا اين است كه دلهاى آنان متوجه آخرت گردد و به آن دلبستگى پيدا كند.پ 24- محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه على عليه السّلام فرمودند:

نشانه كسى كه به آخرت مائل مى‏باشد آن است كه در دنيا زاهد باشد و فريب دنيا را نخورد و زرق و برق زندگى او را منحرف نسازد.

زاهد هر چه برايش مقدر شده باشد مى‏رسد و زهد سهم او را كم نمى‏كند و هر كس هم بخواهد با حرص و ولع به دنيا دست پيدا كند باز هم به اندازه خود مى‏تواند به آن برسد و مغبون كسى را گويند كه از حظ و نصيب آخرت محروم شود.پ 25- طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خوشش مى‏آمد كه در دنيا گرسنگى بكشد و خائف باشد.پ 26- عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در حالى كه محزون بود از خانه خارج گرديد، در اين هنگام فرشته‏اى آمد و با خود كليد گنج‏هاى زمين را آورد و عرض كرد: اى محمد اين‏ها كليد گنجهاى‏

 

زمين مى‏باشند،پ خداوند مى‏فرمايد اين كليدها را بگير و هر چه مى‏خواهى بردار و در نزد من هر چه بخواهى هست.

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود: دنيا خانه كسى مى‏باشد كه خانه ندارد، كسانى كه عقل ندارند براى دنيا مال جمع مى‏كنند، فرشته گفت: به خداوندى كه تو را به حق فرستاد من اين سخن را در آسمان چهارم از فرشته‏اى كه اين كليدها را از او گرفتم شنيدم.پ 27- جميل بن دراج از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از كنار بزى كه گوشش را بريده و بصورت مردارى در مزبله افكنده بودند عبور كردند رسول خدا به يارانش فرمود: اين مردار چه اندازه ارزش دارد، گفتند: اگر او زنده بود يك درهم ارزش داشت رسول فرمود به خدا سوگند دنيا در نزد اهلش از اين مردار هم پست‏تر مى‏باشد.پ 28- عبد اللَّه بن قاسم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: هر گاه خداوند بخواهد به بنده‏اى سود برساند او را در دنيا زهد مى‏دهد و دين را به او تعليم مى‏كند و از عيب‏هاى دنيا او را آگاه مى‏گرداند و هر كس به اين‏ها رسيد خير دنيا و آخرت را مى‏يابد.پ امام عليه السّلام فرمود: كسى به حقى كه بهتر از زهد باشد نخواهد رسيد و زهد ضد چيزهائى است كه دشمنان حق طالب آن مى‏باشند، راوى گويد: عرض كردم قربانت شوم زهد از چه چيز بايد باشد، فرمودند: از آنچه نفس بطرف آن مايل باشد.پ امام عليه السّلام فرمودند: آيا كسى نيست كه صبر كند و خود را به دنيا آلوده نسازد، مگر مردان شريف كجا هستند كه صبر پيشه نمايند، دنيا چند روزى بيشتر نيست و خواهد گذشت، چشيدن طعم ايمان بر شما حرام است تا آنگاه كه دنيا را ترك كنيد.پ راوى گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود: هر گاه مؤمن محبت دنيا را از دلش بيرون كند مقامش بالا مى‏رود شيرينى محبت خداوند را مى‏يابد، اهل دنيا

 

خيال مى‏كنند او ديوانه شده در حالى كه محبت خداوند آنها را چنين كرده و آنها به غير خدا اشتغال پيدا نمى‏كنند.پ 29- ابن بكير گويد: امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: آنها كه طالب دنيا مى‏باشند به آخرت خود زيان مى‏رسانند و كسانى كه طالب آخرت هستند، به دنيا ضرر مى‏رسانند، شما به دنيا زيان برسانيد كه او شايسته زيان مى‏باشد.پ 30- ابو عبيده حذاء گويد: به امام باقر عليه السّلام عرض كردم حديثى به من بگو تا از آن سود برم فرمودند: اى ابو عبيده زياد ياد مرگ بكن و بدان هر كس زياد مرگ را ياد كرد در دنيا زاهد مى‏شود و دل به مال و منال دنيا نمى‏بندد.پ 31- داود ابزارى گويد: امام باقر عليه السّلام فرمودند: فرشته‏اى هر روز فرياد مى‏زند:

اى فرزندان آدم براى مرگ بزائيد و براى فانى شدن جمع كنيد و براى خراب شدن بسازيد.پ 32- موسى بن بكر از ابو ابراهيم عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: ابو ذر رحمة اللَّه عليه گفتند: براى من در دنيا، همين بس است كه دو گرده نان جو داشته باشم، يكى از آنها را روز و ديگرى را شب بخورم و ديگر اينكه دو جامه داشته باشم يكى را بر دوش بياندازم و ديگرى را بر كمر ببندم و شكر دنيا را بجاى بياورم و از نعمت‏هاى خداوند سپاس گويم.پ 33- ابو بصير گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: ابو ذر رضوان اللَّه عليه در خطبه خود مى‏فرمود: اى كسى كه طالب علم هستى از دنيا چيزى كه مورد استفاده قرار مى‏گيرد كار خير است كه به آدمى سود مى‏دهد و نفع مى‏رساند و يا شرى كه زيان مى‏دهد، فقط خداوند است كه انسان را از گزند آن حفظ كند و ترحم نمايد.

اى كسى كه طالب علم مى‏باشى زن و فرزند و مال و منال شما را از حق غافل نسازد، تو روزى كه از مال و منال جدا گردى مانند اين است كه مهمان بودى و شبى در ميان آنها به عنوان مهمان ماندى و بامداد هم از آن خانه بيرون شدى و همه را ترك كردى.

 

پ‏دنيا و آخرت مانند منزلى مى‏باشند كه از آن جا به منزلى ديگر منتقل گردى و بين مرگ و قيامت مانند يك خواب است كه تو از آن بيدار گردى، اى كسى كه دنبال علم مى‏باشى، براى روزى كه در مقابل عدل خدا قرار مى‏گيرى چيزى بفرست، تو به عملت پاداش مى‏گيرى هر كارى بكنى به آن مى‏رسى اى طالب علم متوجه اينها باش.پ 34- حسن بن راشد از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دنيا را با من چكار است و چگونه به آن دل ببندم در حالى كه مثل من با دنيا مانند آن شخصى مى‏باشد كه در يك روز گرمى زير درختى خوابيده باشد و بعد از خواب بر مى‏خيزد و آن جا را ترك مى‏گويد.پ 35- يحيى بن عقبه ازدى گويد: امام صادق از پدرش امام باقر عليهما السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: مثل حريص مانند كرم ابريشم است هر چه بر دور خود مى‏تند راه خروج خود را مشكل مى‏كند و سرانجام در همان دامى كه براى خود درست كرده جان مى‏دهد.پ امام صادق عليه السّلام فرمود: لقمان در مواعظ خود به فرزندش مى‏گفت: اى فرزند مردمان قبل از تو براى فرزند خود جمع كردند، نه فرزندان آنها ماندند و نه اموالى كه براى آنها جمع كردند، همه را گذاشتند و رفتند.

اى فرزند تو بنده‏اى اجير هستى و به تو امر كرده‏اند كارى انجام دهى و در برابر آن كار مزدى بگيرى، اينك كارها را به خوبى انجام بده و مزد خود را بستان، اى فرزند در اين دنيا مانند گوسفند مباش كه در ميان علفزارى بچرد و بخورد تا چاق و فربه گردد و هر گاه پر گوشت و چاق شد او را بكشند.

اى فرزند دنيا را مانند پلى بدان كه روى نهرى زده شده و تو بايد از آن عبور كنى و آن را واگذارى و تا پايان جهان به آن جا بر نمى‏گردى، دنيا را همواره خراب نگهدار و در آبادانى آن نكوش، زيرا تو مامور به آبادى آن نيستى، اى فرزند بدان فردا كه در پيشگاه خداوند حاضر شدى از چهار چيز مورد پرستش قرار مى‏گيرى.

از تو سؤال مى‏كنند كه عمرت را در چه صرف كردى و جوانيت را چگونه‏

 

گذرانيدى‏پ و مالت را از كجا بدست آوردى و در كجا خرج كردى، اكنون خود را مهيا كن و پاسخ اينها را آماده ساز و از آنچه در دنيا از دست دادى اندوهگين مباش.

مال دنيا اگر اندك باشد هميشه نيست و اگر زياد باشد گرفتارى مى‏آورد، اينك احتياط را از دست مده و در كارها كوشش داشته باش، پرده‏هاى غفلت را از مقابل ديدگانت بردار و از خداوند نيكى بخواه و كارهاى نيك انجام بده.

همواره از كارهائى كه مى‏كنى و يا لغزشى كه برايت پيش مى‏آيد توبه كن و هرگز توبه را از ياد مبر، اينك از فرصتى كه دارى به سرعت استفاده كن و قبل از اينكه رهسپار آخرت شوى توشه بردار كه بزودى مرگ مى‏آيد و نمى‏گذارد كارى انجام دهى.پ 36- ابن ابى يعفور گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: خداوند متعال در مناجات خود به موسى بن عمران عليه السّلام فرمودند: اى موسى به دنيا تكيه مكن همان گونه كه ستمگران به آن اعتماد كرده‏اند و آن را مانند پدر و مادر تلقى مى‏كنند.

اى موسى با مردم در كارهاى خير مسابقه بگذار و از آن جلو برو، كارهاى خير مانند لفظ خير نيكو مى‏باشند، اى موسى من اگر تو را به خودت واگذاشته بودم در اين هنگام محبت دنيا بر تو غلبه مى‏كرد و زرق و برق و زينت‏هاى آن تو را بطرف خود جلب مى‏نمود.

اكنون از دنيا به اندازه احتياج استفاده كن و به كسانى كه فريب دنيا را خورده‏اند توجه نداشته باش آنها را به حال خود واگذار و بدان كه هر فتنه و فسادى از حب دنيا آغاز مى‏شود به حال كسانى كه مال زياد دارند غبطه نبر كه مال زياد گناهان را زياد مى‏كند و حقوق واجبه را از انسان مى‏گيرد.

به حال كسانى كه مردم از آنها راضى مى‏باشند غبطه نخوريد و بنگريد آيا خداوند هم از آنها راضى مى‏باشد و به حال آنهائى كه مردم از آنها اطاعت مى‏كنند غبطه نخور و بدان اطاعت مردم از آنها كه بر خلاف حق مى‏باشد موجب هلاكت‏

 

آنها و پيروانشان خواهد بود.پ 37- غياث بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: در كتاب على عليه السّلام آمده كه دنيا مار است، بدنش نرم ولى در باطن سم كشنده دارد، عقلاء از آن دورى مى‏كنند و كودكان جاهل بطرف او مى‏روند.پ 38- ابو جميله گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: امير المؤمنين عليه السّلام به يكى از ياران خود نوشتند و او را موعظه فرمودند و گفتند: تو را و هم چنين خود را به تقوى و پرهيزگارى از خدا دعوت مى‏كنم، خدائى كه معصيت او روا نيست و به جز او اميدى نمى‏باشد و توانگرى در دست او هست.

هر كس از خداوند بترسد نيرو مى‏گيرد و شكمش سير مى‏شود و سيراب مى‏گردد، عقلش بالا مى‏رود و از اهل دنيا فاصله پيدا مى‏كند، در اين هنگام بدن وى با اهل دنيا هست ولى قلب و عقل او جهان آخرت را مشاهده مى‏كند.

او با روشنائى دل خود حقائق را مى‏نگرد و محبت دنيا را از دلش بيرون مى‏سازد از حرام آن خود را به كنار مى‏كشد و از شبهات دورى مى‏نمايد، آنها مال حلال صاف را هم براى خود روا نمى‏دارند مگر در آن جايى كه براى دفع ضرر و سد جوع از آن استفاده مى‏كنند.

او فقط جامه‏اى كه بتواند بدنش را بپوشاند در برمى‏كند و از ميان لباسها پارچه‏هاى خشن را انتخاب مى‏نمايد او از آنچه بدست مى‏آورد و در اختيارش قرار مى‏گيرد اطمينان پيدا نمى‏كند و به آن اميدوار نمى‏شود، اطمينان و اميدوارى او فقط به خداوند مى‏باشد.

او در راه خداوند كوشش مى‏كرد و جد و جهد داشت و خود را خسته مى‏نمود تا آنگاه كه فقرات او ظاهر مى‏شد و چشم او به گودى مى‏افتاد، خداوند در همين حال به او نيروى بدنى مى‏داد و عقلش را كامل مى‏كرد و آنچه در آخرت براى او ذخيره شده بيشتر است.

اكنون دنيا را ترك كن و بدان كه محبت دنيا كور مى‏كند و گنگ مى‏گرداند و كر مى‏سازد، دوستى دنيا گردن‏ها را پائين مى‏آورد، اينك از عمر باقيمانده استفاده‏

 

كن‏پ و نگو فردا و يا پس فردا چنان و چنين خواهم كرد، كسانى قبل از شما هلاك شدند و رفتند هلاكت آنها به خاطر آرزوها بود.

آن جماعت در حالى كه در هوس‏ها و آرزوها بودند ناگهان فرمان خداوند در رسيد و همه مردند و بر روى تابوت‏ها قرار گرفتند و به قبرها منتقل شدند و در آن جاى تاريك و تنگ منزل نمودند، در حالى كه فرزندان و زنان آنها آنان را رها كردند.

اينك با دلى آرام بطرف خداوند توجه كن و مانند كسى كه دنيا را ترك گفته و با تصميم و اراده بطرف مقصدى حركت مى‏كند و سستى به خود راه نمى‏دهد ثابت باشيد، خداوند ما و شما را به طاعت خود يارى كند و براى آنچه دوست مى‏دارد توفيق دهد.پ 39- طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: مثل دنيا مانند آب دريا مى‏باشد، تشنه هر چه از آن بخورد بر تشنگى او افزوده مى‏گردد و تا آنگاه كه او را مى‏كشد.پ 40- وشاء گويد: از امام رضا عليه السّلام شنيدم فرمودند: عيسى بن مريم عليه السّلام به حواريون گفتند: اى بنى اسرائيل هر چه از مال دنيا از دست شما رفت افسوس نخوريد همان گونه كه اهل دنيا هنگامى كه دين خود را از دست مى‏دهند افسوس ندارند، چون آنها فقط در نظر دارند به مال و منال دنيا برسند.پ 41- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: سپاس مخصوص خداوندى مى‏باشد كه كسى از رحمت آن نااميد نمى‏شود و از نعمت او محروم نمى‏گردد و از آمرزش او مأيوس نمى‏شود، رحمت خداوند همواره جارى است و نعمت او پيوسته هست و فنائى ندارد.

دنيا خانه‏اى است كه فنا و نيستى براى آن مقدر شده و اهل دنيا بايد آن جا را ترك گويند، دنيا شيرين و فريبنده است، جويندگان به شتاب بطرف او مى‏روند و دلها را به اشتباه مى‏اندازند، اكنون با بهترين زاد دنيا را ترك كنيد و بيش از كفايت دنبال آن نرويد و به اندازه احتياج از آن استفاده نكنيد.

 

پ‏42- رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس دنيا را دوست داشته باشد به آخرت خود زيان مى‏رساند.پ على عليه السّلام فرمودند: دنيا در حال نقل و انتقال مى‏باشد و براى كسى ثابت نيست، اكنون با بهترين وسيله از آن به نفع خود بهره‏بردارى كنيد.پ رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس خود را از زمان در آسايش بداند زمان به او خيانت مى‏كند و نيز فرمودند: روزگار دو روز بيشتر نيست روزى به سود تو و روزى به زيانت مى‏باشد، اگر به سود تو بود خوشحالى نكن و اگر به زيانت بود صبر داشته باش و بدان كه هر دو بزودى سپرى مى‏شوند.پ على عليه السّلام فرمود: هر كس وارد روز شود و محزون باشد مانند آن است كه بر خداوند غضب كرده باشد، هر كس دنيا را بزرگترين غم خود بداند، بدبختى و اندوه او طول خواهد كشيد، دنيا به كسانى تعلق دارد كه از آن جدا خواهند شد ولى آخرت براى كسى مى‏باشد كه آن را طلب كند، زاهد هر چه به زهد نزديك شود دل از دنيا خالى مى‏كند.پ على عليه السّلام فرمودند: هر گاه خواستى به يك متاع دنيائى برسى ولى مانعى براى رسيدن آن پيش آمد به ياد بياور كه خداوند در برابر آن خواسته بر مراتب دينيت افزوده است و ديگران را از آن محروم كرده و اگر چنين فكر كنى از آنچه به آن نرسيده‏اى ناراحت نمى‏گردى.پ رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: من براى كسانى كه متوجه دنيا شده‏اند سه عقوبت مى‏دانم، فقرى كه هرگز بى‏نيازى در آن نخواهد بود، گرفتارى كه هرگز آسايشى در آن نيست و حزن و اندوهى كه هيچ گاه از او برداشته نخواهد شد.پ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: شما در دنيا مانند مهمانان زندگى كنيد، مسجدها را خانه خود بگيريد، دلها را به هم مهربان سازيد، بسيار فكر نمائيد و گريه كنيد گرفتار هواى نفس نشويد، خانه‏ها را مى‏سازيد ولى در آن نخواهيد نشست، مال را جمع مى‏كنيد ولى نخواهيد خورد، آرزو داريد ولى به آن نخواهيد رسيد.پ 43- امام صادق عليه السّلام فرمودند: ما دنيا را دوست مى‏داريم، ولى اگر به آن‏

 

نرسيديم بهتر است از اينكه به آن برسيم، هر گاه فرزند آدم بدنيا رسيد از بهره آخرت او كم مى‏گردد.پ 44- امير المؤمنين عليه السّلام در يكى از خطبه‏هاى خود مى‏فرمايد: دنيا خانه‏اى است كه با بلا و گرفتارى در هم آميخته است و با مكر و فريب و نيرنگ شناخته شده حالات آن ثابت نمى‏ماند و ساكنان آن سالم نخواهند ماند.

جهان حالات مختلف و متفاوتى دارد و تغييرات و تحولاتى در آن پديد مى‏آيد، زندگى در دنيا ناپسند و آسايش در آن جا وجود ندارد، اهل دنيا همواره گرفتار تيرهاى معصيت مى‏باشند، دنيا تيرها را بر آنها فرود مى‏آورده و با مرگ آنها را از پا در مى‏آورد.

اى بندگان خدا بدانيد كه شما و آنچه در اين دنيا داريد و حوادثى كه بر شما مى‏گذرد همان مسائلى مى‏باشد كه بر گذشتگان شما هم گذشته است و آنها هم مانند شما در اين دنيا زندگى مى‏كردند و عمر آنها هم از شما طولانى‏تر و شهرهاى آنها آبادتر و آثارشان عميق‏تر بود.

آنها شب را به روز آوردند و ناگهان صداهايشان خاموش گرديد و بادهاى آنها و شوكت و اقتدارشان از حركت باز ايستاد، بدنهاى آنها پوسيد و خانه‏هاى آنان خالى گرديد و نشانه‏ها پاك شد و ديگر اثرى از آنها ديده نمى‏شود.

آنها بعد از اينكه در كاخهاى محكم و استوار و فرشهاى نرم و اسباب و وسائل آماده و منازل مجلل و با شكوه زندگى كردند به گورها منتقل شدند و در ميان سنگها و خاكها قرار گرفتند كه هر لحظه بيم فرو ريختن آن مى‏رود.

آن گورها به هم نزديك مى‏باشند ولى ساكنان آنها از هم دور هستند، آنها در جايى زندگى مى‏كنند كه وحشت بر آنجا سايه افكنده است، آنها با اينكه فارغ از هر كارى مى‏باشند ولى به خود مشغول هستند.

آنها به اين خانه‏ها انسى ندارند و با همسايه‏ها رفت و آمد نمى‏كنند با اينكه نزديك هم مى‏باشند و خانه‏ها به هم متصل مى‏باشد، چگونه آنان به زيارت يك ديگر بروند در صورتى كه بدنهاى آنها پوسيده شده و خاك و سنگ آنها را در خود حل‏

 

كرده است.پ شما به همان راهى مى‏رويد كه آنها رفتند، شما در آن خوابگاه گروگان گرفته شده‏ايد و در آن گورها به وديعت نهاده شده‏ايد چه مى‏كنيد در آن هنگام كه كارها پايان پذيرند و قبرها از هم شكافته گردند.

در وقت شكافتن قبرها و بر آمدن مردم همه چيز روشن خواهد شد و همه مى‏دانند چه كرده‏اند، همه بطرف خداوند كه رهبر بر حق آنها مى‏باشد خواهند رفت و آنچه كه از نزد خود بافته بودند از دست خواهند داد.پ 45- على عليه السّلام در يكى از خطبه‏هاى خود فرمودند: ترس از خداوند كليد هر سعادت و موفقيت و ذخيره براى روز قيامت مى‏باشد، تقوى آدمى را از رقيت آزاد مى‏كند و از هر پرتگاهى نجات مى‏دهد.

جويندگان به وسيله تقوى رستگار مى‏گردند و فراريان رهائى مى‏يابند و آرزومندان به آرزوهاى خود مى‏رسند، اينك كار كنيد كه اعمال شما بالا مى‏رود و توبه كنيد كه توبه سود مى‏دهد و دعاها شنيده مى‏شود.

اكنون كه حال سكون و آرامى داريد و قلم‏ها جارى مى‏باشد به كارهاى نيك بشتابيد، هنوز كه پير نشده‏ايد و يا بيمارى مانع كار شما نبوده و در چنگال مرگ گرفتار نشده‏ايد در فكر خود باشيد و براى معاد خود توشه برداريد.

مرگ لذت‏ها و خوشى‏هاى شما را بر باد مى‏دهد و شهوتها و خواسته شما را تيره و تار مى‏سازد و شما را از اميال و هوسها دور مى‏گرداند، مرگ ديداركننده‏اى است كه مردم از ديدن او خوششان نمى‏آيد و مبارزى است كه هرگز شكست ندارد.

كسانى كه بوسيله مرگ از دنيا مى‏روند خون‏بها ندارند و كسى توانائى ندارد خون‏بها طلب كند او با ريسمان خود شما را به چنگ آورده و شما را در دام خود گرفتار كرده است و با تيرهاى خود شما را هدف‏گيرى نموده و از پا در آورده است.

مرگ پياپى شما را تعقيب مى‏كند و با تازيانه بر فرق شما مى‏كوبد و شما قدرت نداريد خود را از زخم آن نجات دهيد، نزديك است كه تاريكيهاى مرگ‏

 

شما را فرا گيردپ و آتش آن برافروخته گردد و در ظلمات خود فرو برد و در بى‏هوشى قرار دهد.

مرگ با سختى جان شما را مى‏گيرد و در ظلمات قرار مى‏دهد و غذاهاى ناگوار و درشت به شما مى‏خوراند، مرگ ناگهان مى‏آيد و شما را از سخن گفتن باز مى‏دارد و جمعيت شما را پراكنده مى‏سازد و آثار و نشانه‏هاى شما را پاك مى‏كند و خانه‏ها را از شما خالى مى‏سازد.

مرگ وارثان شما را حركت مى‏دهد تا ارث خود را بگيرند و اموال و دارائى شما را بين خود تقسيم كنند، خويشاوندانى كه نتوانستند سودى برسانند و وابستگان محزونى كه نتوانستند مرگ را از شما دور سازند و گروهى ديگر كه خوشحال از مرگ تو مى‏باشند.

اكنون كوشش كنيد و فعاليت نمائيد و خود را آماده سازيد و مهياى كار شويد و براى روز قيامت زاد و توشه تهيه نمائيد و دنيا شما را فريب ندهد همان گونه كه مردمان قبل از شما را فريب داد و آنان را از راه حق و حقيقت جدا كرد.

آنها مردمانى بودند كه از پستان دنيا شير دوشيدند و از لذائذ آن استفاده كردند و گول دنيا را خوردند و روزها را از دست دادند و تازه‏ها را كهنه كردند، آنها ناگهان از خانه‏ها بيرون شدند و در گورها جاى گرفتند.

اموال آنها بين وارثان تقسيم شد، هر كس نزد آنها برود او را نمى‏شناسد و به گريه‏كنندگان خود توجهى ندارند و به كسى كه با آنها سخن بگويد پاسخ نمى‏دهند، اكنون از دنيا بترسيد كه او بسيار مكار و فريبنده است.

دنيا با مكر و حيله شما را از راه بيرون مى‏كند، دنيا گاهى مى‏بخشد و زمانى منع مى‏كند گاهى به آدمى لباس مى‏پوشاند و گاهى لباسها را از بدن در مى‏آورد، خوشى دنيا پايدار نيست و سختى او همواره هست و گرفتاريش از بين نمى‏رود.پ 46- قطب الدين كيذرى در شرح نهج البلاغه در ضمن مكاشفات امير المؤمنين عليه السّلام از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه على عليه السّلام فرمودند: من در

 

بعضى از باغهاى فدك بودم كه حضرت رسول آن باغها را به فاطمه داده بودند، زنى نزد من آمد در حالى كه بيلى در دست داشتم و مشغول كار بودم.

آن زن مقابل من قرار گرفت و من از جمال آن در شگفت شدم و او را به بثبنه دختر عامر جمحى تشبيه كردم كه يكى از زنان زيباى قريش بشمار مى‏رفت، گفت: اى فرزند ابو طالب با من ازدواج كن تا تو را از اين بيل راحت سازم و خزائن دنيا را به تو بدهم و تو هميشه تا آنگاه كه در دنيا هستى مالك باشى.

به آن زن گفتم: شما كه هستيد و از كجا آمده‏ايد تا از خاندانت تو را خطبه كنم، گفت من دنيا هستم، به او گفتم برگرد و شوهرى ديگر طلب كن تو شايسته همسرى من نيستى، اين را گفتم و به كار خود مشغول شدم.پ 47- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: اى بندگان خداوند بدانيد كه مؤمن در شب و روز به خود بدگمان است و همواره ناراحت بنظر مى‏رسد و مى‏خواهد زياد كار نيك انجام دهد، شما همواره مانند گذشتگان خود كار كنيد كسانى كه پيش از شما درگذشتند، آنها خيمه و خرگاه خود را كندند و منازل را پشت سر گذاشتند.پ 48- يونس بن ظبيان گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند مى‏فرمايد: واى بر كسانى كه دنيا را با مكر و فريب و نيرنگ بدست مى‏آورند و در نقش آخرت طالب دنيا مى‏باشند.

واى بر كسانى كه مرو جان عدالت را مى‏كشند، واى بر كسانى كه مؤمنان از آنها تقيه مى‏كنند، آيا آنها مرا فريب مى‏دهند، يا بر من جرأت دارند، به خودم سوگند آنها را به فتنه‏اى گرفتار مى‏كنم كه برد باران هم در آن جا سرگردان شوند.پ 49- محمد بن قيس گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه از سفرى مراجعت مى‏كردند ابتدا نزد فاطمه مى‏رفتند و مدتى آنجا توقف مى‏كردند، در يكى از سفرهاى رسول خدا فاطمه يك خلخال نقره و يك گردن‏بند و دو گوشواره و يك پرده تهيه كردند تا در هنگام مراجعت پدر و يا شوهرش از آن استفاده كنند.

هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از سفر مراجعت كردند نزد فاطمه عليها السّلام رفتند، ياران آن جناب كنار در ايستادند تا حضرت مراجعت كند، توقف رسول خدا در خانه‏

 

فاطمه بطول انجاميد بطورى كه آنها سرگردان شدند و نمى‏دانستند توقف كنند تا رسول خدا بيرون شود و يا از آن جا بروند.پ در اين هنگام رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بيرون شدند در حالى كه آثار غضب در چهره مبارك آن جناب ظاهر بود، رسول خدا وارد مسجد شدند و در كنار منبر قرار گرفتند، فاطمه دريافت پدرش چرا ناراحت شده و دانست كه رسول خدا از ديدن گردن‏بند و پرده و گوشواره‏ها به غضب آمده است.

فاطمه آنها را از بدنش در آورد و پرده را هم از جلو در برداشت و آنها را خدمت حضرت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرستاد و به قاصد گفت: اين‏ها را مقابل رسول خدا بگذار و بگو دخترت سلام مى‏رساند و عرض مى‏كند اين اشياء را در راه خداوند انفاق كن.

هنگامى كه قاصد آن‏ها را مقابل رسول خدا گذاشت پيامبر فرمود: او اين كار را كرد پدرش فدايش باد و اين سخن را سه بار تكرار كرد و بعد فرمود: دنيا براى محمد و آل محمد نيست اگر دنيا به اندازه بال مگسى ارزش داشت خداوند شربتى آب هم به كافر نمى‏داد، بعد از آن رسول خدا از مسجد به خانه فاطمه رفت.پ 50- مفضل گويد: امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند:

خداوند متعال به دنيا وحى كرد كسانى كه به تو خدمت مى‏كنند گرفتار سختى نما و هر كس به تو توجه نكرد به او خدمت كن.

بعد از آن فرمودند: در عبادت و پرهيزگارى بكوشيد و از دنيائى كه شما را ترك مى‏كند دست بكشيد بدانيد كه دنيا فريب دهنده است، او خانه‏اى است كه فناء مى‏شود و زوال مى‏پذيرد، كسانى كه گول دنيا را مى‏خورند به هلاكت مى‏رسند، آنها كه به دنيا اعتماد كنند دنيا به آنها خيانت مى‏كند هر كس به آن اعتماد كند فريب خواهد خورد.پ 51- حفص گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند متعال در مناجات خود به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى هر گاه مشاهده كردى فقر به تو روى آورده بگو اى فقر خوش آمدى كه فقر شعار صالحان مى‏باشد.

 

پ‏اما هر گاه ديدى كه مال و ثروت و توانگرى بطرفت آمد بگو من گناهى مرتكب شده‏ام كه خداوند مى‏خواهد به سرعت مرا عقوبت كند، دنيا خانه عقوبت مى‏باشد كه آدم را در هنگام ارتكاب گناه عقوبت كرد، دنيا خود ملعون است و ملعون هستند كسانى كه به آن گرايش پيدا نمايند، مگر كسانى كه در دنيا براى من كار كنند.

اى موسى بندگان شايسته من در دنيا زهد ورزيدند و به اندازه شناخت من به دنيا نگاه كردند، ولى ساير مخلوقات من چون نسبت به من معرفت نداشتند به دنيا توجه كردند، اگر كسى از مخلوقات من به دنيا ارزش بدهد ديدگانش روشن نمى‏گردد ولى هر كس آن را كوچك بشمارد از آن سود مى‏برد.پ 52- حفص از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه امام صادق عليه السّلام فرمود:

خداوند متعال در مناجات خود به موسى فرمودند: اى موسى دنيا خانه‏اى است كه در آن سختى و مشكلات مى‏باشد.پ 53- امام صادق عليه السّلام فرمودند: هنگامى كه دنيا فانى‏شدنى است پس چرا بايد به آن اطمينان پيدا كرد.پ 54- امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: غافل‏ترين مردم كسى است كه از اوضاع و احوال دنيا و تغييرات آن پند نگيرد، و كسانى در دنيا گرفتار خطر مى‏شوند كه دنيا را براى خود خطر ندانند.پ 55- احمد بن حسن حسينى از امام عسكرى و او از پدرانش عليهم السّلام روايت مى‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: چه افراد غافلى كه لباسى را براى پوشيدن تهيه مى‏كنند در حالى كه همان لباس كفن او مى‏شود و خانه‏اى مى‏سازد كه در آن جا سكونت كند ولى همان خانه گور او مى‏گردد.پ امير المؤمنين عليه السّلام در يكى از خطبه‏هايش فرمودند: اى مردم دنيا خانه‏اى است كه فانى مى‏شود و آخرت جاودانى مى‏باشد، اينك از جايى كه عبور مى‏كنيد براى جايى كه در آنجا استقرار پيدا خواهيد كرد زاد و توشه تهيه نمائيد و در نزد كسى كه همه اسرار شما را مى‏داند پرده‏درى نكنيد.

 

پ‏دنيا را از دل‏هاى خود بيرون كنيد قبل از اينكه بدنهاى شما را از دنيا بيرون سازند، شما در دنيا حيات پيدا كرديد ولى براى آخرت خلق شديد، دنيا مانند سم مى‏باشد آن را مى‏خورند ولى نمى‏شناسند، هنگامى كه كسى از دنيا مى‏رود فرشتگان مى‏گويند قبل از خود چه فرستاده ولى مردم مى‏گويند از خود چه به جاى گذاشته است.

زيادى را قبلا براى خود بفرستيد تا از آن سود بريد و بعد از خود چيزى نگذاريد تا بر ضرر شما تمام نشود، محروم كسى را گويند كه از مال حلال خود محروم گردد و خوشا بحال كسى كه ميزان او به صدقات و خيرات سنگين گردد و در بهشت جايش را آماده كند و راه خود را در صراط هموار نمايد.پ 56- در خبر مرد شامى كه خدمت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و سؤالاتى از آن جناب كرد امام در پاسخ او فرمود: اى شيخ دنيا شيرين و فريبنده است و براى آن كسانى هستند همان گونه كه براى آخرت هم افرادى مى‏باشند.

آنها با اهل دنيا فخر و مباهات ندارند و با آنها براى رسيدن به مال و منال دنيا مسابقه نمى‏دهند، آنان از نعمت‏ها و خوشيهاى دنيا خوشحال نمى‏شوند و در سختيهاى آن اندوهگين نمى‏شوند و غم از دست رفتن دنيا را ندارند.

اى شيخ هر كس از شبيخون بترسد خوابش نمى‏برد، گردش شب و روز عمر آدميان را به سرعت پايان مى‏دهند، اكنون زبانت را نگهدار و سخنانت را در اختيار خود بگيرد شمرده حرف بزن، جز در خير سخن مگو، اى شيخ براى مردم بخواه آنچه براى خود مى‏پسندى و به مردم محبت كن همان گونه كه انتظار دارى با تو محبت كنند.

بعد از اين متوجه ياران خود شد و گفت: اى مردم مگر مشاهده نمى‏كنيد كه مردمان دنيا در شب و روز حالات مختلفى دارند، گروهى بر زمين افتاده و بر خود مى‏پيچند، گروهى بيمار هستند، و جماعتى به عيادت آنها مى‏روند.

دسته‏اى با جان خود مشغول هستند و با مرگ دست و پنجه مى‏كنند، گروهى اميدى براى آنها نيست، عده‏اى روى بستر مرگ قرار دارند، گروهى دنيا را طلب‏

 

مى‏كنند در حالى كه مرگ آنها را تعقيب مى‏كند گروهى غافل مى‏باشند در حالى كه اعمال آنها مورد نظر است، آيندگان هم دنبال گذشتگان خواهند رفت.پ 57- مفضل از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه در تفسير آيه شريفه لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس در برابر مصيبت‏هاى وارده صبر نكند و تسليم خداوند نشود همواره در دنيا حسرت خواهد خورد.

هر كس ديده بر مال ديگرى بدوزد و چشمش بدست او باشد اندوهش زياد مى‏گردد و خشمش فروكش نمى‏كند، هر كس نداند كه خداوند غير از لباس و غذا نعمت‏هاى ديگرى هم به او داده است از عمل كوتاهى كرده است و به عذاب نزديك شده، هر كس براى مال دنيا محزون گردد خدا را بر خود خشمگين ساخته است.

هر كس از مصيبتى كه بر او فرود آمده شكايت كند مانند اين است كه از خداوند شكايت كرده است، كسانى كه از مسلمانان بعد از اينكه قرآن تلاوت كرده باشند وارد دوزخ شوند آيات خدا را مسخره كرده‏اند، هر كس براى مال دنيا نزد توانگرى خضوع كند دو سوم دينش را از دست مى‏دهد.

بعد از آن فرمودند: شما در اينجا شتاب نكنيد، اگر مردى از شخص توانگرى محبت ديد و مورد احسان و لطف او قرار گرفت بايد او را احترام كند و سپاسگزارى از نعمت از وظائف او مى‏باشد، ولى اين سپاس از نعمت و احترام نيايد به حد خضوع و خشوع كه مختص به خداوند است از وى برسد و با مكر و خدعه مال منعم را از وى بگيرد.پ 58- حفص گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: من دنيا را مانند ميته فرض مى‏كنم و به اندازه اضطرار از آن مى‏خورم.پ 59- بزنطى از امام رضا عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: به خداوند سوگند خداوند آنچه را كه در دنيا براى مؤمن مؤخر داشته بهتر است از اينكه به سرعت در دنيا خواسته‏هاى او را بر آورده كند، بعد از اين امام عليه السّلام دنيا را در نظر من تحقير

 

كرد و فرمود:پ مگر دنيا چيست كه آن همه به او اهميت مى‏دهند.

صاحبان نعمت و ثروت و مال و مكنت وظائفى دارند كه بر آنها واجب شده است آنها بايد حقوق خداوند را پرداخت كنند، به خداوند سوگند هر گاه نعمتى براى من حاصل مى‏گردد از آن مى‏ترسم تا آنگاه كه حقوق واجبه خداوند را از آن خارج سازم.پ 60- مردى به امير المؤمنين عليه السّلام شكايت برد و از وى حاجتى طلب كرد، امام به او فرمودند: بدان هر چه از دنيا به تو برسد از توانائى تو بالاتر است و تو بايد همواره آن مال‏ها را براى ديگران نگهدارى.پ 61- مردى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: محبت دنيا و گرايش به آن بالاترين گناه مى‏باشد و همه معصيت‏ها از آن پديد مى‏آيند.پ 62- جابر بن عبد اللَّه گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: بالاترين ترسى كه از امت خود دارم آن است كه آنها از هواهاى نفس پيروى كنند و آرزوهاى دور و دراز داشته باشند، هواى نفس مانع مى‏شود كه آدمى حق را بنگرد و آرزوهاى دراز آخرت را از ياد انسان مى‏برد.

اينك دنيا گذشته و پشت كرده است و آخرت روى آورده و براى هر يك از آنها فرزندانى هستند كه دنبال آن مى‏روند، اكنون شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندى دنيا دست باز داريد، شما امروز در خانه‏اى هستيد كه بايد عمل كنيد و حسابى در اين جا نيست و فردا در جايى خواهيد بود كه حساب هست ولى عمل نخواهد بود.پ 63- ابن عباس گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: شب و روز مركب‏هائى هستند كه شما را از جايى به جايى ديگر انتقال مى‏دهند.پ 64- فاطمه دختر امام حسين عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند:

تمايل به دنيا حزن و اندوه مى‏آورد و زهد در دنيا دل و بدن آدميان را آسايش مى‏دهد.پ 65- ابن ابى يعفور گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند: هر كس به دنيا

 

دلبستگى پيدا كند دلش به سه خصلت گرفتار مى‏گردد، اندوه پايدار، آرزوهائى كه به آنها نخواهد رسيد و اميدهائى كه به آن دست نخواهد يافت.پ 66- موسى بن جعفر از پدرش عليهما السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: دنيا زندان مؤمن و قبر حصار او و بهشت جايگاه او مى‏باشد و هم چنين دنيا بهشت كافر و قبر حصار او و آتش جاى او خواهد بود.پ 67- عبد اللَّه بن عمر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت مى‏كند كه فرمودند: بالاترين ترسى كه من از امت خود دارم سه خصلت است، لغزش عالم، جدال منافق بوسيله قرآن ياد نيائى كه گردن‏هاى شما را قطع كند، خود را به آنها آلوده نكنيد و خود را همواره متهم سازيد كه دنبال آن خصلتها نرويد.پ 68- زهرى مى‏گويد: از امام على بن الحسين عليهما السّلام شنيدم فرمودند: هر كس در برابر مصيبت‏ها صبر نكند و تسليم خداوند نگردد در دنيا گرفتار حسرت خواهد شد به خداوند سوگند دنيا و آخرت مانند دو كفه ترازو ميباشند هر يك از آنها بر ديگرى سنگينى كند ديگرى را از اعتبار مى‏اندازد.

امام عليه السّلام بعد از اين آيه شريفه إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ را تلاوت كردند تا به‏اذِبَةٌ،  خافِضَةٌ

 رسيدند و فرمودند سوگند به خداوند دشمنان خداوند از مقام خود پايين خواهند آمد و گرفتار آتش خواهند شد و در تفسير رافِعَةٌ فرمود: به خداوند سوگند دوستان خدا مقام بالاترى پيدا ميكنند و وارد بهشت ميگردند.

بعد از اين امام عليه السّلام متوجه يكى از كسانى كه در كنارش نشسته بود شدند و به او فرمودند: از خداوند بترسيد و در طلب دنيا كوتاه بياييد و چيزى را كه هنوز خلق نشده طلب مكن و هر كس چيزى كه هنوز خلق نشده مورد طلب قرار دهد در حسرت و اندوه بسر خواهد برد و به آن نخواهد رسيد.

بعد از آن فرمودند: چگونه به آن چه خلق نشده خواهد رسيد آن مرد گفت:

چگونه او دنبال چيزى ميرود كه هنوز خلق نشده است امام فرمودند: آن‏ها كه دنبال مال و ثروت ميروند و در دنيا مال زيادى بدست مى‏آورند نظرشان اين است كه در آسايش باشند در حالى كه آسايش براى دنيا وجود ندارد و خلق نشده است.

 

پ‏آسايش و راحتى فقط در بهشت هست و براى اهل بهشت خلق شده است خستگى و سختى در دنيا و براى اهل دنيا آفريده شده‏اند هر كس آن را بدست آورد به اندازه همان حرص هم به او داده مى‏شود هر كس در دنيا مال زيادى بدست آورد فقرش هم شدت پيدا ميكند زيرا او براى حفظ اموالش به مردم نياز خواهد داشت.

او براى نگهدارى مال خود به هر چيزى نيازمند خواهد شد پس در توانگرى دنيا آسايش و راحتى نيست ولى شيطان فرزند آدم را وسوسه ميكند كه در مال و ثروت راحتى هست و او را در دنيا گرفتار سختيها و مشكلات ميكند و بايد او در آخرت حساب بدهد.

سپس فرمودند: متوجه باشيد كه دوستان خدا در دنيا براى دنيا كار نكردند بلكه آنان خود را در دنيا براى آخرت به سختى انداختند بعد فرمودند: آگاه باشيد كه هر كس فقط براى روزى كوشش كند يك گناه براى او نوشته مى‏شود عيسى عليه السّلام به حواريون گفتند: دنيا مانند پل است كه بايد از آن عبور كنيد ولى او را تعمير ننماييد.پ 69- ابن عماره گويد: پدرم از امام صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمودند:

مردم در جهان فانى دنبال چهار چيز ميباشند توانگرى خوشحالى استراحت و عزت اما توانگرى را بايد در قناعت بيابند كسانى كه دنبال بدست آوردن مال زياد مى‏باشند به آن نخواهند رسيد.

اما خوشحالى و حسن معيشت در سبكبارى ميباشد هر چه مسئوليت كمتر گردد زندگى به خوشى ميگذرد آنها كه بار سنگين بدوش خود ميكشند به آن نميرسند اما آنهائى كه در نظر دارند راحت باشند بايد شغل زياد نداشته باشند.

كسانى كه ميخواهند دست به هر كارى بزنند و زير هر بارى بروند همواره ناراحت خواهند شد اما عزت براى كسانى است كه خدمت خالق ميكنند و هر كس به خدمت مخلوق مشغول شود عزت را نخواهد يافت.پ 70- حسين بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمودند: هر يك از امت من كه از چهار خصلت دور باشند وارد بهشت ميشوند خود را به دنيا آلوده‏

 

نكنند از هواى نفس پيروى ننمايند شكم‏پرستى نكنند و دنبال شهوت نروند.پ 71- مردى از امام باقر عليه السّلام روايت ميكند كه از آن حضرت شنيدم فرمودند:

دنيا در حال نقل و انتقال ميباشد اگر مال دنيا مقدر باشد با همه ضعفى كه دارى به تو خواهد رسيد و اگر بر ضررت باشد باز هم به تو ميرسد تو نميتوانى جلو آن را بگيرى بعد از آن فرمودند هر كس هر چه از دست داده مايوس شد راحت ميگردد و هر كس قناعت كند ديدگانش روشن مى‏شود.پ 72- منذر جوانى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: سلمان رحمة الله عليه ميگفت من از شش چيز در شگفت ميباشم سه چيز مرا ميخنداند و سه چيز مرا ميگرياند اما آنها كه مرا ميگريانند عبارتند از:

دورى دوستان كه محمد صلى اللَّه عليه و آله و حزب او مى‏باشند مشاهده روز قيامت و ترس از آن و توقف در پيشگاه خداوند.

اما آن سه كه مرا مى‏خنداند عبارتند از: كسى كه دنبال دنيا ميباشد و مرگ هم او را تعقيب ميكند كسى كه غفلت دارد در حالى كه مورد تعقيب ميباشد و كسى كه ميخندد ولى نميداند كه خداوند از او راضى هست يا نه.پ 73- ابن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت ميكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند نخستين بارى كه خداوند معصيت شد به خاطر شش چيز بود محبت دنيا محبت رياست محبت زنان محبت طعام محبت خواب و محبت استراحت.پ 74- در خبر ابو ذر آمده: در شگفت هستم از كسى كه گردش شب و روز را ميداند و اوضاع و احوال مردم را مينگرد ولى باز به دنيا دل بستگى پيدا ميكند و مطمئن ميگردد.پ 75- حضرت رضا از پدرانش از حسين بن على عليهم السّلام روايت ميكند كه فرمودند: در زير ديوار يكى از شهرها لوحى پيدا شد و در آن نوشته شده بود من خدايى هستم كه جز من خداوندى نيست و محمد پيامبر من ميباشد.

در شگفت هستم از كسى كه يقين دارد خواهد مرد ولى چگونه خوشحالى ميكند و تعجب دارم از كسى كه به مقدرات اعتقاد دارد چگونه محزون مى‏شود

 

و تعجب از كسى است كه دنيا را آزمايش كرده ولى باز به آن اطمينان پيدا ميكند و در شگفت مى‏باشم از كسى كه يقين بحساب دارد باز مرتكب معصيت ميگردد.پ 76- ابن مغيره گويد: حضرت رضا عليه السّلام ميفرمودند:

         انك في دار لهامدة             يقبل فيها عمل العامل‏

             الا ترى الموت محيطا بها             يكذب فيها امل الامل‏

             تعجل الذنب لما تشتهى             و تامل التوبة في قابل‏

             و الموت يأتي اهله بغتة             ما ذاك فعل الحازم العامل‏

 تو در خانه‏اى زندگى ميكنى كه براى آن وقت معينى هست و هر كس در آن ايام و مدت كارى انجام دهد مورد پذيرش قرار ميگيرد مگر مشاهده نميكنى كه مرگ دنيا را فرا گرفته است و آرزوى آرزومندان به حقيقت نميرسد.

براى مشتهيات نفسانى به سرعت مرتكب گناه ميشوى ولى آرزو ميكنى كه در آينده توبه نمايى در حالى كه مرگ بطور ناگهانى فرا ميرسد و تو را ميربايد و اين كار از آدم زرنگ كارى دور از احتياط ميباشد.پ 77- محمد بن يحيى از عمويش روايت ميكند كه امام رضا عليه السّلام اين ابيات را مى‏خواندند:

         كلنا نامل مدافى الاجل             و المنايا هن آفات الامل‏

             لا يغرنك اباطيل المنى             و الزم القصد ودع عنك العلل‏

             انما الدنيا كظل زائل             حل فيه راكب تم رحل‏

 همه ما آرزو مى‏كنيم كه مرگ ما به تاخير افتد، در صورتى كه مرگ‏ها آرزوها را بر باد مى‏دهند، آرزوهاى دور و دراز تو را فريب ندهد، همواره ميانه روى را اتخاذ كن و علت‏ها را واگذار، دنيا مانند سايه‏اى مى‏باشد كه مسافرى در آنجا اندكى بياسايد و بعد از آنجا كوچ كند.پ 78- داود بن سليمان از امام رضا عليه السّلام روايت مى‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اگر بنده‏اى مرگ را كه به سرعت بطرف او حركت مى‏كند مشاهده نمايد، با آرزوهاى خود مخالفت مى‏كند و از طلب دنيا دست مى‏كشد.

 

پ‏79- ابو الطفيل گويد: امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: چيزى كه بيشتر از همه چيز از شما ترس دارم آرزوهاى دراز و متابعت از هواى نفس مى‏باشد، آرزوى دراز آخرت را از ياد آدمى مى‏برد و متابعت از هواى نفس جلو حق را مى‏گيرد.

آگاه باشيد كه دنيا عقب كرد نموده و پشت سر مانده است ولى آخرت در مقابل دارد مى‏آيد، هر يك از دنيا و آخرت فرزندانى دارند و شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا بحساب نيائيد، امروز روزگار كار است و حسابى نيست و فردا روز حساب است و عملى نخواهد بود.پ 80- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: اى مردم شما هنگامى كه وارد صبح مى‏شويد هدف تيرهائى قرار مى‏گيريد كه بر بدن‏هاى شما وارد مى‏شوند و شما را هلاك مى‏كنند، اموال شما تاراج مصيبت‏ها و گرفتاريها مى‏شوند، شما در دنيا هر چه غذا بخوريد شما را ناراحت مى‏كند و هر چه آب بنوشيد در گلوگير مى‏كند.

به خداوند سوگند مشاهده مى‏كنم شما در دنيا به هر نعمتى كه مى‏رسيد خوشحال مى‏شويد و از نعمت ديگرى محروم مى‏شويد و ناراحت مى‏گرديد، اى مردم ما و شما براى بقا آفريده‏شده‏ايم نه از براى فنا شما از خانه‏اى انتقال پيدا مى‏كنيد، پس اكنون براى جايى كه مى‏خواهيد برويد و در آنجا جاودان مى‏مانيد زاد و توشه تهيه كنيد.پ 81- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: من شما را از دنيا بر حذر مى‏دارم، دنيا شيرين و فريب دهنده است زرق و برق و خرمى آن آدميان را فريب مى‏دهد، دنيا در ميان شهوت‏ها و خواسته‏ها پيچيده شده و به خواسته‏هاى زودگذر آراسته گرديده است، آبادى آن به آرزوها بستگى دارد و با مكر و فريب خود را زينت داده است.

لذت‏هاى دنيا و خوشيهاى آن دوام ندارند و آدميان از مصائب آن در آسايش نمى‏باشند، دنيا فريب دهنده و زيان رساننده مى‏باشد، دنيا از بين مى‏رود و تمام مى‏گردد دنيا خورنده و مكار مى‏باشد.

هنگامى كه اهل ميل و رغبت به آرزوهاى خود رسيدند و از وضع خود راضى‏

 

شدند و دنيا به انتهاء رسيد دنيا آنان را رها مى‏كند و نابودشان مى‏سازد،پ همان گونه كه خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً.

يعنى مانند آبى كه از آسمان فرستاديم و گياهان زمين به آن آلوده شدند و بعد از اينكه زمين خشك شد بصورت خاشاكى در آمدند و بادها آن خاشاك را به هر طرف پراكنده مى‏سازند و خداوند بر همه چيز توانائى دارد.

هر كسى كه در دنيا براى او خوشحالى پيش آيد، روزى دنبالش گريه و اشك خواهد بود، هر لحظه‏اى كه برايش خوشى پيدا شود تلخى هم به دنبال خواهد آمد، هر گاه زندگى لذت‏بخشى برايش باشد و در ناز و نعمت و رفاه بسر برد، بعد از آن گرفتار باران عذاب و ناراحتى‏ها مى‏شود.

روزى دنيا از وى يارى مى‏كند و نبايد به اين يارى اطمينان پيدا كند زيرا ممكن است روزى او را نشناسد، دنيا از يك طرف گوارا مى‏باشد ولى از طرف ديگر تلخ و ناگوار مى‏شود و بيمارى مى‏آورد، اگر كسى يك روز در امنيت و آسايش بسر برد، ولى روز ديگر در وحشت و ترس مى‏گذارند.

دنيا خود گول مى‏زند و هر چه در آن قرار دارد فريب دهنده است، هر كس در دنيا زندگى مى‏كند هلاك مى‏شود و فانى مى‏گردد، در زاد و توشه دنيا خيرى نيست مگر تقوى كه به آدميان سود مى‏رساند، هر كس در آنجا به كم قناعت كند در آخرت زياد بدست مى‏آورد و هر كس زياد به چنگ آورد برايش نخواهد ماند و بزودى از دستش خارج خواهد شد.

بسا افرادى كه به دنيا دل بستند و به آن اعتماد نمودند ولى دنيا آنها را گرفتار مصيبت كرد كسانى كه با آرامش دل در روى زمين راه مى‏رفتند ولى ناگهان از پا در آمدند، چه اشخاصى كه با احتياط و تدبير روى آن زندگى مى‏كردند ولى مكر و فريب دنيا آنها را نابود ساخت و هلاكشان كرد.

چه اشخاصى كه در جهان با قدرت و جلال و شكوه بسر مى‏بردند ولى در اثر گردش روزگار حقير و خوار شدند و چه بسا مال‏دارانى كه در زرق و برق دنيا

 

غوطه‏ور بودندپ ولى ناگهان فقير شدند و هر چه داشتند از دست دادند.

پادشاهان و سلاطين و حاكمان و اميران كه تاج قدرت بر سر داشتند تخت و تاج از آنها گرفته شد و به روى زمين در غلطيدند، حكومت دنيا نتيجه‏اش خوارى مى‏باشد و زندگيش آلوده است، آبش تلخ و شيرينيش زهرآلود مى‏باشد.

زندگان دنيا در معرض مرگ هستند و افراد سالم و تندرست گرفتار بيماريها مى‏شوند، افراد عالى مقام نابود مى‏گردند، پادشاهى از شاه سلب خواهد شد، عزيزان مغلوب خواهند گرديد آسايش در آنجا نخواهد بود و كسى ديگرى را پناه نخواهد داد.

بعد از همه اين‏ها مرگ خواهد آمد و همه را بى‏هوش خواهد كرد، ناله‏ها و شيون‏ها را بلند خواهد نمود، سپس قيامت پيش مى‏آيد و حضور در محضر عدل الهى در مقابل حكيم عادل، تا بدكاران پاداش كارهاى خود را بيابند و نيكوكاران ثواب‏هاى خود را بگيرند.

مگر شما در جاهائى زندگى نمى‏كنيد كه گذشتگان شما در آنجاها زندگى مى‏كردند، عمر آنها از شماها نيز طولانى‏تر بود و آثار آنها روشن‏تر و تعداد آنان زيادتر و لشكريان آنها فراوان‏تر و بيشتر از شما با حق دشمنى مى‏كردند.

آنها خود را به دنيا نزديك كردند و آن را پرستيدند و دنيا را بر همه چيز ترجيح دادند و هر چيزى را براى دنيا فدا كردند، بعد از آن در حالى كه بسيار كوچك شده بودند دنيا را ترك كردند، آيا شما براى اين چنين دنيائى فداكارى مى‏كنيد و به اين دنيا حرص مى‏ورزيد و يا به آن اطمينان پيدا مى‏نمائيد.

خداوند متعال در قرآن مجيد مى‏فرمايد: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ،  أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.

هر كس زندگى دنيا و زينت آن را بخواهد ما به آنها بطور كامل مى‏دهيم و آنها در دنيا زيان نخواهند كرد، آن گروه در آخرت جز آتش به چيزى نخواهند رسيد و هر كارى كه انجام داده‏اند باطل خواهد شد و اثرش را از دست خواهد داد.

 

پ‏دنيا بد جايى است براى كسى كه خود را آماده نسازد و ترسى براى او پيش نيايد، اى مردم بدانيد در حالى كه مى‏دانيد شما دنيا را ترك مى‏كنيد و دنيا همان گونه است كه خداوند فرموده: لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ.

در دنيا از كسانى پند بگيريد كه خانه‏ها را مى‏ساختند و خود را مشغول مى‏كردند و كارهاى بيهوده انجام مى‏دادند، آنها براى خود كاخهاى با شكوه و محكم را درست مى‏كردند تا آنها را جاودان نگهدارند و كسانى كه مى‏گفتند كدام افراد از ما نيرومندتر مى‏باشند.

از برادران خود كه به سوى قبرها حمل شدند عبرت گيريد آنها را حمل كردند در حالى كه آنها را سواره نخوانده بودند، آنها را در جاهائى فرود آوردند در حالى كه مهمان نبودند آنها را در ميان قبرها جاى دادند و از خاك براى آنها كفن ساختند و در كنار استخوانهاى پوسيده همسايه شدند.

آنان همسايه هستند ولى پاسخ كسى را نمى‏دهند و از خود رفع ضرر و زيان نمى‏كنند نه بديدن كسى مى‏روند و نه كسى از آنها ديدن مى‏كند، آنها مردان بردبارى هستند كه كينه‏ها را از دل زدوده‏اند، نادان‏هائى مى‏باشند كه حسدها را از دل بيرون كرده‏اند.

كسى از آنها وحشتى ندارد و كسى از آنها اميد دفاع از خود نمى‏دهد، آنها مانند كسانى مى‏باشند كه هرگز وجود نداشته‏اند آنها همان گونه هستند كه خداوند مى‏فرمايد: فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ.

آنها خانه‏هاى آن جماعت مى‏باشد كه جز گروه اندكى در آنجا سكونت نكردند و آن منازل به ما ارث رسيد، آن جماعت روى زمين را رها كردند و در باطن آن قرار گرفتند، جاى وسيع و فراخ را رها نمودند و در جاى تنگى منزل نمودند، خانواده خود را ترك كردند و در غربت آرميدند.

آنان روشنائى را ترك كردند، در تاريكى وارد شدند و در قبرها قرار گرفتند همان گونه كه از شكم مادر به دنيا آمدند، پا برهنه و عريان وارد گورها شدند، آنها

 

دنيا را ترك گفتند و با اعمال خود به جهان ابدى رهسپار شدند.

آنها در آن جهان جاودان مى‏باشندپ خداوند متعال مى‏فرمايد: كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ، ما همان گونه كه در آغاز آنها را آفريديم باز همان گونه بر مى‏گردانيم و اين وعده ما حق است و ما اين كار را خواهيم كرد.پ 82- امام ابو الحسن سوم از پدرانش از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: هر كس دنيا در دلش جاى گرفت او را در دين خود متهم بدان.پ 83- عثمان بن زيد از جابر جعفى روايت مى‏كند كه امام باقر عليه السّلام فرمودند:

اى جابر دنيا را مانند منزلى بدان كه مى‏خواهى از آنجا به جاى ديگر انتقال پيدا كنى، مگر دنيا غير از اين است كه در خواب سوار چهارپائى شده باشى و هنگامى كه بيدار شدى خود را در بسترت مى‏يابى و سوار هم نيستى.

كسى اعتنا به هم چه چيزى مى‏كند و به اين مسائل روى مى‏آورد، دنيا مانند لباس مى‏باشد كه او را پوشيده باشى و يا مانند كنيزى است كه با او هم بستر شده‏اى، اى جابر دنيا در نزد صاحبان خرد مانند سايه است كه زود از بين مى‏رود.پ 84- عقبة بن عامر جهنى از سلمان فارسى روايت مى‏كند كه سلمان را براى خوردن طعامى مجبور كردند او گفت: مرا كفايت مى‏كند كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم فرمودند: بيشترين كسانى كه در دنيا سير مى‏باشند در آخرت گرسنه خواهند بود، اى سلمان دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر مى‏باشد.پ 85- ابن عمر گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: در دنيا طورى زندگى كن كه گويا غريب هستى و يا مسافرى مى‏باشى كه مى‏خواهى از آن بگذرى و خود را از مردگان به حساب آورى و تو اى عبد اللَّه هر گاه وارد شب شدى اميد اين را نداشته باش كه صبح از خواب بر مى‏خيزى.

هر گاه صبح از خانه بيرون شدى تصور نكن كه شب را سالم به خانه بر مى‏گردى و روز را به پايان خواهى رسانيد، از زندگى براى مرگ استفاده كن و از تندرستى براى روزهاى بيمارى بهره‏گيرى نما و تو نمى‏دانى فردا چه خواهد شد و چه نامى خواهى داشت.

 

پ‏86- ثعلبه از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند:

دنيا فانى است، دنيا جاى سختى و مشكلات مى‏باشد، دنيا محل عبرت و تغيير است و بر يك حال نمى‏ماند، از فناء و نابودى آن اين است كه همواره كمان خود را كشيده و تير را آماده كرده است، تندرستان را به بيمارى و زندگان را با مرگ هلاك مى‏كند.

از سختى دنيا اين است كه آدمى مدتى مال و ثروت جمع مى‏كند ولى از آن نمى‏خورد و خانه مى‏سازد اما در آن سكونت نمى‏كند، نعمت‏هاى دنيا پايدار نيست و همواره سختيها فرود مى‏آيند و از تغييرات آن است كه آدمى هنگامى كه به آرزوهاى خود نزديك مى‏شود مرگش فرا مى‏رسد و او را از رسيدن به آرزو باز مى‏دارد.پ امام صادق عليه السّلام گويد: امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: چه بسا كسانى كه با نيكى كردن به آنها تدريجا مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت و چه بسا گول خوردگانى كه اعمال آنها مخفى مى‏ماند، چه بسا كسانى كه اهل نيرنگ هستند ولى مردم در باره او حسن گفتار دارند، خداوند هيچ بنده را مورد آزمايش قرار نمى‏دهد مگر اينكه به او مهلت مى‏دهد تا او به خود آيد.پ 87- جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: با امير المؤمنين عليه السّلام در بصره بودم، هنگامى كه از جنگ بصره فارغ شدند آخر شب بطرف ما آمدند و فرمودند شما در چه موضوع سخن مى‏گوئيد عرض كردم ما در مذمت دنيا صحبت مى‏كنيم.

فرمودند: اى جابر شما چرا دنيا را مذمت مى‏كنيد، بعد از آن حمد و ثناى پروردگار را به جاى آورد و گفت: چرا گروهى از دنيا مذمت مى‏كنند و خود را در دنيا زاهد نشان مى‏دهند و لباس زهد در بر مى‏كنند در حالى كه معنى زهد را نمى‏دانند.

دنيا جاى راستگويان است براى كسانى كه با دنيا از روى صداقت رفتار كنند و محل عافيت و سلامتى مى‏باشند براى كسى كه در دنيا معناى عافيت را در يابد و خانه توانگرى است براى آنهائى كه از آن زاد و توشه تهيه كنند.

 

پ‏دنيا محل سجده پيامبران مى‏باشد، و وحى خداوند بر زمين فرود آمده است، فرشتگان در دنيا نماز گزارده‏ام و دوستان خداوند در زمين سكونت كرده و در آن به تجارت پرداخته‏اند، آنها در دنيا كسب رحمت كردند و بهشت را سود بردند.

پس اى جابر آن كيست كه از دنيا مذمت مى‏كند، دنيا اعلان كرده كه از آنها جدا مى‏شود و فرياد مى‏زند كه از آنان فاصله مى‏گيرد و خود خبر مرگ را مى‏دهد و زوال خودش را اعلام مى‏كند، او از گرفتاريهايش از گرفتارى خبر مى‏دهد و از خوشحالى‏هاى خود مردم را به خوشحالى و سرور آگاه مى‏گرداند و آنها را به شوق وامى‏دارد.

دنيا گاهى مصيبت مى‏آورد و زمانى نعمت و عافيت مى‏دهد، گاهى مى‏ترساند، گاهى خوشحال مى‏سازد، گروهى هنگام پشيمانى دنيا را مذمت مى‏كنند و جماعتى هنگام سلامتى و تندرستى آن را مى‏ستايند دنيا به آنها خدمت كرد و آنها را آزمود به آنها تذكر داد و آنها هم ياد آوردند دنيا آنها را موعظه كرد آنها هم پذيرفتند و پند گرفتند.

دنيا آنها را از عواقب اعمال خودشان ترسانيد آنها ترسيدند، دنيا آنان را به كارهاى نيك تشويق كرد آنها هم پذيرفتند و كار نيك انجام دادند، اى كسى كه از دنيا مذمت مى‏كنى و خود گول آن را خورده‏اى، كجا دنيا از تو خواسته او را مذمت كنى، كجا دنيا تو را فريب داده است.

آيا به خاطر پدرانت كه در دنيا در زير خاك پوسيدند و يا به جهت مادرانت كه روى خاك‏ها خوابيده‏اند، تو خود در بيمارى از آنها پرستارى كردى و با دست‏هاى خود آن را پهلو به پهلو كردى، براى آنها دارو تهيه مى‏كردى و اطباء را براى آنها مى‏آوردى، تو به خواسته‏هايت نرسيدى و به حاجت خود دست نيافتى.

اكنون دنيا مانند آنها با شما رفتار مى‏كند و همان گونه كه با آنها عمل كرد با شما هم معامله دارد، فردا دوستانت به تو سودى نخواهند رسانيد و هر چه فرياد بزنى كسى نخواهد شنيد در آن هنگام كه بيمارى شدت پيدا مى‏كند و مرگ فرا مى‏رسد و سوزش حزن و اندوه قلب را مى‏سوزاند و ناله‏ها سود نمى‏دهد و فريادها

 

مرگ را از وى دور نمى‏كند.پ در آن هنگام مثل اينكه رشته‏اى بگردنش افكنده و او را سخت فشار مى‏دهند و حلقومش را پاره مى‏كنند، صداها به گوش او نمى‏رسد و دعاها به او سودى نمى‏رساند، چه اندازه حزن و اندوه به درازا مى‏كشد در آن هنگام كه مرگ فرا مى‏رسد.

سپس چهار نفر جنازه او را بر مى‏دارند و در قبر مى‏گذارند او در جايى قرار مى‏گيرد كه تنگ مى‏باشد و بايد در آنجا بماند رنگ و روى تازه‏اش مى‏رود و زمانش منقطع مى‏گردد، محبت و مهربانى در آنجا نيست و لطف و عنايت دوستان وجود ندارد.

علاقمندان به ديدن او نمى‏روند و ديداركنندگان به او توجه نمى‏كنند و خانه او به خانه‏هاى ديگر ارتباط ندارد، از او خيرى نمى‏رسد و كسى از وى آگاهى پيدا نمى‏كند و سخنى از او به گوشها نمى‏رسد و همه از او بى‏خبر مى‏باشند و از حال او اطلاع ندارند.

وارثان او بلافاصله هر چه از او مانده بين خود تقسيم مى‏كنند و اموالش را متفرق مى‏سازند ولى او گرفتار سختى و مشكلات مى‏شود و گناهان او را احاطه مى‏كنند، اگر قبل از خود خيراتى فرستاده از آن سود مى‏برد و اگر كارهاى بد انجام داده حالش دگرگون مى‏گردد و ناراحتى مشاهده مى‏كند.

چگونه كسى مى‏تواند در جهان استقرار پيدا كند در حالى كه مرگ عمر او را كوتاه مى‏سازد و قبر او را در خود جاى مى‏دهد و اين سخنان در مذمت دنيا كفايت مى‏كند، اى جابر همين اندازه بس است با من بيا.

جابر گويد: با آن حضرت رفتم، تا آنگاه كه به قبرها رسيديم، امام عليه السّلام فرمودند: اى كسانى كه در خاك قرار گرفته‏ايد اى كسانى كه در غربت مى‏باشيد، در منازل شما ديگران سكونت مى‏كنند و ارث‏ها را تقسيم كردند، زن‏هاى شما شوهر اختيار نمودند اينها بود اخبار ما اينك شما بگوئيد بر شما چه گذشت.

سپس مدتى با من سخن نگفت و بعد سرش را بلند كرد و فرمود: سوگند به‏

 

خدائى كه آسمان را بلند كرد و او هم بالا رفت و زمين را پهن ساخت و او هم پهن گرديد، اگر به آنها اذن سخن داده مى‏شد آنها مى‏گفتند: بهترين زاد در اينجا تقوى مى‏باشد، بعد از آن فرمود: اكنون اى جابر هر جا مى‏خواهيد برويد.پ 88- سهل حلوانى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: عيسى عليه السّلام در يكى از سفرها به دهى رسيد و مشاهده كرد اهل آن آبادى همه مرده‏اند و در راه‏ها و خانه‏ها مانده‏اند و كسى نبوده آن‏ها را دفن كند.

عيسى عليه السّلام با خود گفت: بايد اين جماعت در اثر غضب مرده باشند و اگر غير از آن بود يك ديگر را دفن مى‏كردند، ياران او گفتند: ما دوست داريم بدانيم اينها چرا بدين صورت مرده‏اند و داستان چگونه بوده است.

در اين هنگام به عيسى عليه السّلام گفته شد اى روح خدا آنها را صدا بزن، عيسى عليه السّلام آن مردم مرده را مورد خطاب قرار داد و يكى از آنها به سخن در آمد و گفت:

بفرمائيد يا روح اللَّه.

عيسى عليه السّلام سؤال كرد حال خود را بيان كنيد و داستان مرگ خود را براى ما روشن نمائيد، آن مرد گفت: ما روز را در راحتى و آسايش گذرانيديم، ولى شب هنگام همه وارد هاويه شديم.

عيسى گفت: هاويه چيست؟ آن مرد گفت: هاويه درياهائى از آتش هستند كه در ميان آنها كوه‏هائى از آتش مى‏باشند عيسى گفت: شما چرا گرفتار مصيبت شديد، گفت: ما دنيا را دوست مى‏داشتيم و از طاغوت‏ها اطاعت مى‏كرديم.

عيسى عليه السّلام فرمودند: محبت شما نسبت به دنيا چه اندازه بود، گفت به اندازه محبت كودك به مادرش، هر گاه مادر بطرف او مى‏رفت خوشحال مى‏شد و هر گاه از او فاصله مى‏گرفت محزون مى‏گرديد.

عيسى عليه السّلام گفت: شما تا چه اندازه طاغوت را عبادت مى‏كرديد، گفت: هر گاه آنها ما را به كارى امر مى‏كردند ما اطاعت مى‏كرديم، عيسى سؤال كرد چگونه از ميان آن همه مردم تنها شما پاسخ مرا داديد.

گفت آنها را با لگام‏هاى آهنين لگام زده‏اند، فرشتگان سخت‏گير و تندخو

 

پيرامون آنها هستند،پ من در ميان آنها زندگى مى‏كردم ولى در كارهاى آنان شركت نداشتم، هنگامى كه عذاب آمد مرا هم با آنها در بر گرفت.

من اكنون به درختى آويزان هستم و مى‏ترسم در دوزخ سقوط بكنم، عيسى عليه السّلام به ياران خود فرمودند: خوابيدن در مزبله‏ها و خوردن نان جوين از اين نوع زندگى بهتر است و سلامتى دين از آن گواراتر مى‏باشد.پ 89- عمرو بن جميع از على عليه السّلام روايت مى‏كند كه در تفسير آيه شريفه وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما فرمودند: آن كنز يك لوح از طلا بود كه در آن نوشته شده بود بنام خداوند بخشنده مهربان نيست خدائى جز خداى واحد و محمد رسول خدا مى‏باشد.

تعجب دارم از كسى كه مى‏داند مرگ حق است باز هم خوشحالى مى‏كند و تعجب مى‏كنم از كسى كه ياد دوزخ مى‏كند باز مى‏خندد و در شگفت هستم از كسى كه تحولات جهان و تغييرات و اوضاع و احوال آن را مى‏داند باز به دنيا مطمئن مى‏شود.پ 90- جابر از امام باقر عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: جبرئيل به من خبر داد كه بوى بهشت از مسافت هزار سال مى‏آيد، ولى كسى كه پدر و مادر از او راضى نباشند و يا قطع رحم كند به آن نخواهند رسيد.

هم چنين پيرمردى كه مرتكب زنا شود و نه كسى كه از روى تكبر و خودخواهى لباس خود را بر زمين كشد و نه كسانى كه حيله‏گر و فتنه‏انگيز باشند و نه آنانى كه منت مى‏گذارند و نه كسانى كه از دنيا سير مى‏شوند، اينها هم بوى بهشت را استشمام نمى‏كنند، در حديث ديگرى آمده گوركن، كفن دزد و مخنث هم اين چنين مى‏باشند.پ 91- حفص گويد: از امام كاظم عليه السّلام كه در كنار قبرى ايستاده بودند شنيدم فرمود: كسى كه آخرش چنين باشد لازم است كه در اول هم زهد پيشه كند و چيزى كه اولش با باشد لازم مى‏آيد كه از آخرش بايد ترسيد.پ 92- در مناهى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله آمده كه فرمودند: هر كس پيشنهادى به او

 

شد و دنيا و آخرت را در برداشت،پ دنيا را بر آخرت ترجيح داد روز قيامت هنگامى كه در پيشگاه خداوند حاضر گردد، حسنه‏اى نخواهد داشت كه بوسيله آن خود را از آتش حفظ كند و هر كس آخرت را برگزيد خداوند از وى راضى مى‏گردد و گناهانش را مى‏آمرزد.پ 93- ابن ابى يعفور گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود: هر كس دلش به دنيا تعلق پيدا كند به سه خصلت گرفتار مى‏گردد، اندوهى كه هرگز از بين نمى‏رود، آرزوئى كه بر آورده نمى‏گردد و اميدى كه حاصل نمى‏شود.پ 94- امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هر كس دنيا را اختيار كرد و آن را بر آخرت برگزيد پايان كارش وخيم خواهد شد.پ 95- على عليه السّلام فرمودند: من سيد مؤمنان مى‏باشم و مال سرور ستمگران مى‏باشد.پ 96- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: چرا مخالفان شما در گمراهى خود سخت‏تر هستند و با بصيرت در گمراهى عمل مى‏كنند و بيشتر از شما خرج مى‏نمايند، اين فقط براى اين است كه شما به دنيا توجه كرده‏ايد و به ظلم راضى شده‏ايد و در مال دنيا بخل مى‏كنيد.

شما دنبال عزت و سعادت خود نمى‏باشيد و در اين باره كوتاهى مى‏كنيد و به كسانى كه به شما ستم مى‏كنند نيرو مى‏دهيد، از خداوند حيا نمى‏كنيد و اوامر او را انجام نمى‏دهيد و به خود توجه نداريد و در هر روز مورد ظلم قرار مى‏گيريد و از خواب بيدار نمى‏گرديد و از سستى دست بر نمى‏داريد.پ 97- ابن ابى يعفور از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس در شب و روز فكرش در مورد آخرت صرف شود خداوند در دلش بى‏نيازى قرار مى‏دهد و كارهايش را روبراه مى‏كند و از دنيا بيرون نمى‏رود مگر اينكه روزيش كامل مى‏گردد.

اما هر كس در شب و روز همش دنيا باشد و مال دنيا بيش از همه براى او ارزش داشته باشد، خداوند فقر را در مقابل ديدگان او قرار مى‏دهد و كارهايش را

 

متشتت مى‏كند و از دنيا جز آنچه براى او مقدر شده نمى‏رسد.پ 98- قتيبه اعشى گويد: امام باقر عليه السّلام فرمود: خداوند در مناجات خود به موسى عليه السّلام فرمودند: دنيا ثواب براى عمل مؤمن نيست و براى فاجر هم جاى عقوبت نمى‏باشد، دنيا خانه ستمكاران است، كسى كه بخواهد در آنجا كار نيك انجام دهد جاى خوبى هست.پ 99- ابن ابى يعفور گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند در مناجات خود به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى مانند ظالمان به دنيا دل نبند و مانند كسانى كه دنيا را مانند پدر و مادر گرفته‏اند مباش.

اى موسى اگر تو را به خودت واگذار مى‏كردم و توبه دنيا نگاه مى‏كردى محبت دنيا بر تو غلبه مى‏كرد و زرق و برق آن تو را به خود جلب مى‏نمود، اى موسى با اهل خير در كارهاى نيك مسابقه بگذار و خير مانند نامش مى‏باشد.

اى موسى دنيا را ترك كن مادامى كه از آن بى‏نياز مى‏باشى و با چشمان خود به آن توجه نكن كه گروهى به فتنه آن گرفتار شده‏اند و به خود واگذاشته گرديده‏اند، اى موسى بدان هر گرفتارى كه هست بذر آن محبت دنيا مى‏باشد.

به حال كسانى كه مردم از آنها راضى مى‏باشند غبطه نخور و بنگر آيا خداوند هم از اعمال او راضى هست و به حال آنهائى كه مردم از آنها اطاعت مى‏كنند غبطه نبر چون آنها بر خلاف حق از او متابعت مى‏كنند، او به خاطر اطاعت مردم هلاك خواهد شد و كسانى كه از وى متابعت مى‏كنند نيز هلاك خواهند شد.پ 100- در يك حديث مرفوع از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمودند:

زندانى كسى است كه دنيا او را حبس كرده و نمى‏گذارد او به آخرت خود برسد.پ 101- امام صادق عليه السّلام فرمودند: دنيا مانند آدمى است كه سر آن تكبر و ديدگانش حرص و گوشش طمع و زبانش ريا و دستش شهوت و پاهايش عجب و قلبش غفلت و وجودش فناء و محصول او نابودى مى‏باشد.

هر كس دنيا را دوست بدارد تكبر را به او ارث مى‏دهد، هر كس دنيا را بپسندد و از آن خوشش بيايد حرص پيدا مى‏كند، هر كس دنبال مال دنيا برود طمع در او

 

پديد مى‏آيد،پ هر كس دنيا را ستايش كند ريا او را از پا در مى‏آورد.

هر كس بخواهد به دنيا برسد عجب در او قدرت پيدا مى‏كند، هر كس به دنيا اطمينان پيدا كرد غفلت بر او سوار مى‏گردد هر كس از دنيا خوشش بيايد، او را در آينده به خود مفتون مى‏كند، هر كس مال دنيا را جمع كرد و بخل ورزيد او را به جايگاهش كه آتش باشد خواهد كشانيد.پ 102- امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: مثل دنيا مانند مار است بدنش نرم ولى گزيدنش سخت مى‏باشد، از هر چه در دنيا خوشت آمد از آن دورى كن چون اندكى با او خواهى بود، هر چه بيشتر از آن خوشت مى‏آيد بيشتر از آن بترس، زيرا هر كس از متاع دنيا خوشش بيايد و به آن مطمئن گردد همان متاع او را بد حال خواهد كرد.پ 103- روايت شده امير المؤمنين عليه السّلام در هر شب هنگامى كه مردم مى‏خواستند به خواب روند با صداى بلندى كه همه آن را مى‏شنيدند مى‏فرمود: خداوند شما را رحمت كند زاد و توشه تهيه كنيد كه بانك كوچ كردن مى‏رسد.

اى مردم كمتر به دنيا توجه كنيد و هر چه زودتر متوجه كارهاى نيك گرديد زاد و توشه شايسته‏اى فراهم نمائيد، در مقابل شما گردنه‏هاى سختى هستند و منازل ترسناكى مى‏باشند كه شما بايد از آنها عبور كنيد و در آنجا توقف نمائيد.

در آن گردنه‏هاى صعب العبور يا رحمت خداوند شامل شما مى‏گردد و نجات پيدا مى‏كنيد و از سختيها رهائى مى‏يابيد و يا گرفتار مى‏شويد و هلاك مى‏گرديد كه بعد از آن نجاتى نخواهد بود واى بر كسانى كه غفلت كنند و غفلت موجب حسرت خواهد شد.

آنهائى كه غافل باشند و در فكر آخرت نباشند عمر آنها با آنان احتجاج خواهد كرد كه چرا در ايام زندگى به فكر آخرت نبودند و چرا روزهاى زندگى آنها را به شقاوت كشانيد، آنها به جاى كسب سعادت گرفتار بدبختى و شقاوت شدند.

خداوند ما و شما را موفق گرداند كه نعمت‏هاى دنيائى ما را از راه بيرون نكنند و بعد از مرگ ما را گرفتار عذاب نسازند ما به خداوند بستگى داريم و

 

بطرف او مى‏رويم و در اختيار او هستيم نيكى‏ها همه در دست او مى‏باشد و او بر هر چيزى تواناست.پ 104- على عليه السّلام فرمودند: اى مردم شما هر روز در معرض تيرهاى مرگ هستيد و اموال شما تاراج مصيبت‏ها و گرفتاريها مى‏باشد، در دنيا هر غذائى كه بخوريد در آن اندوه و غم وجود دارد و هر آبى كه بنوشيد در گلو گير مى‏كند.

به خداوند سوگند من مى‏نگرم شما هر نعمتى كه در دنيا بدست مى‏آوريد و خوشحالى مى‏كنيد نعمت ديگرى را از دست مى‏دهيد و از فقدان آن ناراحت مى‏شويد، اى مردم ما و شما براى باقى ماندن خلق‏شده‏ايم نه براى فانى بودن، شما از خانه‏اى به خانه ديگر نقل مكان مى‏كنيد، اينك براى جايى كه مى‏خواهيد برويد زادى تهيه كنيد كه شما هميشه در آنجا خواهيد بود.پ 105- ابن ابى يعفور گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم ما دنيا را دوست مى‏داريم به من فرمودند با محبت دنيا مى‏خواهى چه كار بكنى، گفتم: مى‏خواهم ازدواج كنم و حج به جا بياورم و به خانواده‏ام كمك كنم و به برادران خود بخشش كنم و صدقه بدهم، امام فرمودند: اينها از مسائل دنيا نيستند اين گونه اعمال مربوط به آخرت مى‏باشند.پ 106- زراره از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند آخرين پيامبرى كه وارد بهشت مى‏شود سليمان بن داود عليه السّلام مى‏باشد و اين براى مال و ثروت و سلطنتى است كه در دنيا به او داده شد.پ 107- ابن مسكان از امام باقر عليه السّلام روايت مى‏كند كه آن جناب در تفسير آيه شريفه وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ فرمودند: مقصود از آن دنيا مى‏باشد.پ 108- ابو حمزه ثمالى از على بن الحسين عليهما السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: اى ياران من، شما را به خانه آخرت دعوت مى‏كنم و به دنيا وصيت نمى‏كنم زيرا كه خود دنبال دنيا مى‏رويد و به آن حريص مى‏باشيد و همواره به دنيا چنگ مى‏زنيد.

مگر توجه نداريد كه عيسى بن مريم عليه السّلام به حواريون گفت: دنيا پلى است كه بايد از آن عبور كنيد و آن را آباد نسازيد عيسى گفت: كدام يك از شما مى‏خواهيد

 

روى امواج دريا خانه بسازيد، آن خانه دنيا مى‏باشد آن را محل استقرار خود حساب نكنيد.پ 109- مجاهد گويد: امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام فرمودند: در دنيا زهد پيشه كنيد كه گذشتگان شما از آن بهره‏مند نشدند و آيندگان هم در آن نخواهند ماند، راه شما در دنيا راه گذشتگان مى‏باشد و سرنوشت شما مانند آنها خواهد بود.

دنيا گذشت و نزديك است پايان يابد و بانگ رحيل بلند شده است، دنيا بعد از اينكه شما را شناخت اكنون خود را به ناآشنائى زده است و گويا شما را هرگز نديده است دنيا به ساكنان خود اطلاع مى‏دهد كه فانى‏شدنى مى‏باشد و ساكنان آن خواهند مرد و از اين جهان رخت خواهند بست.

شيرينى دنيا روزى تلخ خواهد شد و صافى آن به تيرگى مبدل خواهد گرديد، از آن جز اندكى نخواهد ماند، مانند آبى كه در يك ظرف مانده باشد و تشنه‏اى را سيراب نمى‏كند، اكنون بانگ رحيل از دنيا دميده شده و اهل دنيا فانى مى‏شوند و اين براى همه مقدر مى‏باشد.

مردم دنيا حيات هميشگى ندارند، آنها به دست مرگ سپرده شده‏اند و خوار و ذليل گرديده‏اند زندگان طمع بقاء ندارند، هر كس ناگزير است مرگ را قبول كند و به آن گردن نهد، آرزوها شما را از راه بيرون نكنند و عذر و بهانه نتراشند و زندگى را دراز به شما نشان ندهند.

شما در دنيا گول آرزوها را نخوريد و مانند شيطان در اشتياق فرزندان خود شتاب نداشته باشيد و مانند كبوتران كه در فراق جفت خود ناله مى‏كنند شما در فراق دنيا ناله نكنيد و مانند راهبان كه در درگاه خداوند تضرع دارند شيون نداشته باشيد و براى رسيدن به دنيا تضرع و زارى نكنيد.

به خاطر خداوند از اموال و اولاد دست برداريد و براى رسيدن به رضاى خداوند و مقامات عاليه در نزد او تقرب بجوئيد و از وى بخواهيد تا شما را به خود نزديك كند و گناهان شما را كه حافظان و كاتبان نوشته‏اند بيامرزد و معصيت‏ها را بر شما ببخشد و مورد عفو قرار دهد.

 

پ‏اگر براى خداوند از گناهان توبه كنيد و محبت مال و اولاد را از دل بيرون كنيد، اميد دارم به ثواب و پاداش خداوند برسيد و الا مى‏ترسم به عذاب خداوند گرفتار شويد پروردگار ما و شما را از توبه‏كنندگان قرار دهد و از عابدان محسوب بدارد.پ 110- على بن محمد واسطى روايت مى‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: از دنيا بترسيد كه آن فريبنده و مكار است، دنيا با زرق و برق و زيورهاى خود به طرف انسان مى‏آيد و آدمى را فريب مى‏دهد.

دنيا با آمال و آرزوها جلوه مى‏كند و طالبان خود را مى‏فريبد او خود را آرايش مى‏دهد و دلها را بطرف خود مايل مى‏گرداند، او مانند عروس خود را نشان مى‏دهد و ناز و كرشمه دارد و زيبائيهاى خود را به رخ مى‏كشاند و دل مى‏ربايد.

او ديدگان مردم را بطرف خود جلب مى‏كند و مردم را به خود مشغول مى‏سازد، دلهاى مردم بطرف او اشتياق پيدا مى‏كنند و به او روى مى‏آورند، او هم شوهران خود را يكى پس از ديگرى مى‏كشد و همه را نابود مى‏سازد و در زير خاك قرار مى‏دهد.

آيندگان از گذشتگان عبرت نمى‏گيرند و پسينيان از اعمال پيشينيان پند و اندرزى بدست نمى‏آورند و خردمندان از تجربه‏هاى خود سودى نمى‏برند و از سرنوشت اقوام و ملل گذشته درس زندگى فرا نمى‏گيرند.

دلها همه متوجه دنيا هستند و به آن دل بسته‏اند، جان‏ها با شوق و رغبت و حرارت و عشق به دنيا مايل شده‏اند و در بدست آوردن مال و منال و جاه و مقام كوشش مى‏كنند و مردم در دنيا نسبت به دنيا و متاع آن بر دو گونه‏اند.

گروهى به دنيا دست يافته‏اند و به آرزوى خود رسيده‏اند اين‏ها فريب دنيا را خورده‏اند و در دام آن گرفتار شده‏اند، آنها نمى‏دانند روزى از اين جهان خواهند رفت و بايد براى خود زاد و توشه تهيه كنند كه در خانه ديگر از آن استفاده نمايند.

آنها در دنيا اندكى توقف مى‏كنند و بعد از آنجا مى‏روند و دست و پاى آنان از دنيا كوتاه مى‏گردد، مخفى‏ترين چيزها كه مرگست مى‏آيد و او را از پا در مى‏آورد،

 

پ‏در اينجا سخت نادم مى‏شود و حسرتش زياد مى‏گردد و مصيبت او بزرگ مى‏شود لحظه‏هاى مرگ فرا مى‏رسد و آن لحظه‏ها را هرگز نمى‏توان وصف نمود.

دسته‏اى ديگر قبل از اينكه موفق شوند و بتوانند كارى انجام دهند و به مقصود خود برسند گرفتار مرگ مى‏شوند، در حالى كه گول دنيا را خورده‏اند با غم و اندوه آن را ترك مى‏گويند و به حاجت خود نمى‏رسند و اميدها را از دست مى‏دهند، اين هر دو گروه بدون زاد جهان را ترك مى‏كنند و در جايى قدم مى‏گذارند كه قبلا خود را آماده نكرده‏اند.

از دنيا سخت بترسيد و از آن احتياط كنيد، غم و اندوه زياد به خود راه ندهيد چون يقين داريد كه دنيا فانى‏شدنى مى‏باشد و پايدار نيست، از هر چه بيشتر خوشحال هستيد بيشتر از آن احتياط كنيد، زيرا هر كس از كارى بيشتر خوشش مى‏آيد ممكن است از همان جا بيشتر ناراحتى مشاهده كند.

هر گاه از كارى كه برايش پيش مى‏آيد و از آن ابراز سرور مى‏كند و او را براى خودش موفقيت مى‏داند ممكن است همان كار موجب نكبت و خوارى او گردد و اوضاع و احوال زندگى او را به عقب برگرداند و سودى از آن نبرد، ممكن است از آن پيش آمد قدم‏هائى به جلو بردارد، ولى بعد از آن مطالبى پيش آيد كه بار ديگر به عقب برگردد.

كسانى كه در دنيا خوشحالى مى‏كنند گول خورده‏اند، آنچه براى دنيا نافع است در واقع زيان مى‏رساند، وسعت و رفاه در دنيا به گرفتارى و مصيبت پيوند دارد و زندگى دنيا به فناء و نيستى مربوط مى‏باشد، خوشحالى دنيا با حزن و اندوه آميخته و آخرين غمهاى دنيا آدمى را به ضعف و سستى مى‏كشاند.

دنيا را مانند زاهدى بدان كه مال دنيا را ترك گفته و به آن از ديده كسى كه به دنيا با علاقه مى‏نگرد نگاه مكن، بدان اى انسان دنيا ساكنان خود را به ترس و وحشت مى‏اندازد و كسانى كه با آرامى و خوشى در آن زندگى مى‏كنند به مصيبت و سختى مى‏كشاند هر چه از دست رفت ديگر بر نمى‏گردد و نمى‏داند در آينده چه خواهد شد تا از آن جلوگيرى كند.

 

پ‏آرزوهاى دنيا همه‏اش دروغ مى‏باشند و هوس‏هاى آن باطل هستند، هر چه در دنيا صاف بنظر مى‏رسد در حقيقت تيره مى‏باشند، فرزندان آدم روى زمين در مخاطره زندگى مى‏كنند يا نعمت‏ها را از دست مى‏دهند و يا گرفتار مصيبت مى‏گردند و يا در بلاهاى سخت نابود مى‏شوند و يا در چنگال مرگ گرفتار خواهند شد.

زندگى دنيا تيره و تار است براى كسانى كه عقل و درك دارند، دنيا آنها را از حال خود مطلع كرده است در صورتى كه آن را دريافته باشند، اگر خداوند خالق و آفريننده هم از اوضاع و احوال دنيا سخن نمى‏گفت و مردم را از آن آگاه نمى‏كرد و مثل‏ها نمى‏آورد و مردم را به زهد و ترك دنيا دعوت نمى‏فرمود: باز حوادث آن مردم را بيدار مى‏كرد.

گردش روزگار و حوادث ايام زندگى دنيا را روشن مى‏كند مصيبت‏ها و گرفتاريهائى كه در دنيا پيش مى‏آيد همه را از خواب غفلت بيدار مى‏كند و ستمكاران را پند مى‏دهد و همه را روشن مى‏كند تا حقيقت جهان را دريابند و گول نخورند.

اما خداوند در باره دنيا سخن گفته و مردم را از گرايش به آنها نهى كرده است و با آيات روشن و مسائل درست مردم را بصيرت داده و حقيقت را براى آنها واضح كرده است و ديگر براى كسى شكى و شبهه‏اى باقى نگذاشته و همه آگاه شده‏اند.

دنيا در نزد خداوند هيچ ارزش و اعتبارى ندارد و قدر و منزلتى براى آن نمى‏باشد و از آيات و اخبار معلوم است خلقى مبغوض‏تر از دنيا در نزد خداوند نيست و از هنگامى كه دنيا را آفريده به آن توجه نكرده است.

دنيا با كليدها و گنجهاى خود بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ظاهر شد و در اختيار آن حضرت قرار گرفت بدون اينكه از آخرت آن جناب چيزى كاسته گردد، رسول خدا دنيا را با هر چه در آن هست قبول نكرد و اعراض نمود.

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله مى‏دانست كه خداوند دنيا را مبغوض مى‏دارد او هم دنيا را از

 

خود راندپ چيزى كه در نزد خداوند كوچك باشد پيامبر هم او را كوچك مى‏داند، دنيائى كه در نظر خداوند ارزش و اعتبارى ندارد پيامبر او را ارزش نمى‏دهد و گراميش نمى‏دارد.

خداوند دنيا را ناچيز مى‏داند و رسول هم او را ناچيز تلقى مى‏كند و او را زياد نمى‏داند، اگر خداوند از حقارت آن به شما چيزى نگفته باشد مگر اينكه خير دنيا را پاداش براى نيكوكاران و عقوبت براى بدكاران قرار داده همين خود در حقارت دنيا كفايت مى‏كند.

يكى از دلائل پستى دنيا آن است كه خداوند متعال آن را از دوستان خود باز داشته است و اولياء اللَّه به دنيا گرايش پيدا نمى‏كنند و آنها از روى اختيار و درك آن را قبول نمى‏كنند، ولى براى دشمنان به جهت امتحان و آزمايش عطا كرده است و محمد صلى اللَّه عليه و آله را از گرايش به آن گرامى داشت.

رسول خدا از گرسنگى سنگ بر شكم خود مى‏بست و موسى عليه السّلام را كه با خدا سخن مى‏گفت از دنيا بازداشت بطورى كه سبزى‏ها از داخل بدنش ديده مى‏شدند چون آن جناب لاغر بودند و گوشت در بدن نداشتند.

يكى از روزها به سايه‏اى رسيد و در آنجا قرار گرفت و از خداوند غذائى خواست تا سد جوع كند، در روايت آمده كه موسى فرمود: خداوند به او وحى كرد هر گاه ديدى مال و ثروت بطرف شما مى‏آيد بدان گرفتار گناه شده‏اى و در نظر مى‏باشد كه عقوبت شوى و هر گاه ديدى فقر بطرف تو آمد بگو خوش آمدى اى شعار نيكان.

عيسى عليه السّلام كه روح خدا و كلمه او مى‏باشد گفت: خورش من گرسنگى و لباس من پشمى و شعار من خوف و چهار پايم دو پاى خود و چراغم در شب‏ها ماه و ميوه من آن چيزهائى است كه خداوند براى چهارپايان رويانيده است من شب به خواب مى‏روم و چيزى ندارم و كسى بى‏نيازتر از من نمى‏باشد.

سليمان بن داود عليه السّلام با آن همه عزت و شوكت كه خداوند به او داده بود و پادشاهى مى‏كرد نان جو مى‏خورد و به مادرش نان گندم مى‏داد، هنگامى كه شب فرا

 

مى‏رسيد لباس پشمى در بر مى‏كردو دست‏ها را بر گردن مى‏بست و تا صبح گريه مى‏نمود.

سليمان در اين هنگام دعا مى‏كرد و مى‏گفت بار خدايا من به خود ظلم كردم، اگر تو مرا نيامرزى و مورد رحمت قرار ندهى از زيان‏كاران خواهم بود، معبودى نيست جز تو پاك و منزه مى‏باشى و من از ظالمان مى‏باشم.

اين‏ها پيامبران خداوند بودند و برگزيدگان او كه اين چنين خود را از دنيا و گرايش به آن حفظ كردند و در دنيا زهد پيشه كردند همان گونه كه خداوند آنها را به زهد در دنيا فرا خواند، آنها دشمنى كردند با آن چه خداوند دشمنى كرد و حقير شمردند آن را كه خدا حقير شمرد.

بعد از پيامبران صالحان و نيكان نيز راه آنها را گرفتند و در طريق آنان گام نهادند فكر خود را متوجه آنها كردند و از عبرت‏ها پند گرفتند و در عمر كوتاه خود از لذت‏هاى زود گذر گذشتند و صبر كردند، آنها مى‏دانستند دنيا فانى است و همه بايد حساب بدهند.

آنها با عقل و دانش خود به پايان جهان نگاه كردند و به آغاز آن توجهى ننمودند، آنان به باطن دنيا نگريستند و به ظاهر آن نپرداختند، آنها متوجه شدند كه عواقب گرايش به دنيا تلخى مى‏آورد و كام آدميان را آزار مى‏دهد.

شيرينى دنيا سرانجام به تلخى مى‏گرايد و لذت‏ها به نقمت مبدل مى‏شود، اولياء خداوند صبر و شكيبائى را بر خود لازم كردند و در سختيهاى جهان مقاومت نمودند، آن‏ها دنيا را مانند مردارى مى‏دانند كه استفاده از آن جز در موقع ضرورت روا نيست و هر گاه انسان مضطر شد به اندازه سد جوع از آن استفاده مى‏كند.

آنها به اندازه‏اى كه رمق داشته باشند و حركت و فعاليت كنند از مال دنيا بر مى‏دارند تا كارهاى خود را انجام دهند، دنيا در نظر آنها مانند مردارى مى‏باشد كه بو گرفته و همه را ناراحت مى‏كند و همه از آن گريزان مى‏باشند.

دوستان خدا از دنيا گريزان هستند همان گونه كه مردم از مردار گريزان‏

 

مى‏باشندپ آنها به زندگى قليلى قناعت مى‏كنند و به اندازه نياز از دنيا استفاده مى‏نمايند، آنها از دنيا سير نمى‏خورند چون بدبو و ناراحت‏كننده است و از كسانى كه سير مى‏خورند در شگفت مى‏باشند و از بهره‏هاى دنيائى راضى به نظر مى‏رسند.

برادران من اين دنيا در حال و آينده براى كسى كه به ديده بصيرت به آن بنگرد و خود را اندرز دهد و فكرش را بكار گيرد از مردار هم گنديده‏تر مى‏باشد و از ميته هم بدتر هست و افراد صالح خود را به آن آلوده نمى‏سازند.

آرى كسانى كه در دباغ‏خانه‏ها زندگى مى‏كنند و دماغ آنها با پوست‏هاى آلوده و كثيف آميزش دارد بوى آن را درك نمى‏كنند و از كثافت‏هاى آن ناراحت نمى‏گردند و در آنجا به راحتى به زندگى خود ادامه مى‏دهند.

اما كسانى كه از كنار دباغ‏خانه مى‏گذرند و با آن بوها و كثافت‏ها آشنا نمى‏باشند از بوى بد آنجا ناراحت مى‏گردند و با شتاب از آنجا مى‏گذرند و دماغ خود را مى‏بندند تا دماغشان گزندى نبيند.

اما عقلاء و كسانى كه دنيا را به خوبى شناخته‏اند مى‏دانند اگر كسى بطور عادى به عنوان يك بازارى گمنام زندگى كند، بهتر است از اينكه بميرد و از خود حكومت بزرگى بعنوان ارث باقى بگذارد.

افرادى هستند دوست دارند در دنيا كور زندگى كنند تا اينكه سالم و تندرست باشند همين اندازه براى اعراض از دنيا كافى مى‏باشد، به خداوند سوگند اگر دنيا طورى بود كه هر كس اراده مى‏كرد به آن مى‏رسيد و بدون طلب و فعاليت و خستگى به آن دست مى‏يافت و مسافرت و زحمت لازم نداشت.

اگر در آنچه بدست آورده حقى واجب نبود و شكر خداوند و سپاس از نعمت از او خواسته نمى‏شد و از مال دنيا مورد محاسبه هم قرار نمى‏گرفت و مسئوليتى هم براى او وجود نداشت باز هم لازم بود كه انسان از دنيا جز به اندازه زندگى بر ندارد و بيش از احتياج و نياز تصرف نكند.

 

او بايد بترسد كه روزى از وى سؤال مى‏شود اين مال‏ها را از كجا آوردى و او

 

بايد از حساب بترسد كه روزى از آن حساب خواهند كشيد،پ او بايد توجه كند كه از شكر اين همه نعمت‏ها عاجز مى‏باشد و توان سپاس ندارد.

پس چگونه كسانى در طلب دنيا حريص مى‏باشند و گردن كج مى‏كنند و چهره بر زمين مى‏گذارند و خود را به زحمت مى‏اندازند و از دوستان خود كناره‏گيرى مى‏نمايند و خود را به خطر مى‏اندازند و بعد هم نمى‏دانند در اين راه موفق مى‏شوند يا نااميد مى‏گردند.

دنيا سه روز است، روزى كه گذشت و ديگر بر نمى‏گردد، روزى كه در آن زندگى مى‏كنى و لازم است از آن فرصت استفاده كنى و روزى كه نمى‏دانى به آن مى‏رسى يا نه، زيرا ممكن است تو آن روز را درك نكنى.

اما روزى كه گذشت حكيمى است كه به شما پند ميدهد روزى كه تو در آن زندگى ميكنى دوستى ميباشد كه ميخواهد با تو وداع كند و اما فردا هنوز نيامده است و تو آرزو دارى به آن برسى.

روزى كه از دست تو بيرون شد فقط ميتوانى از كارى كه در آن انجام داده‏اى سود برى روزى كه كه در آن زندگى ميكنى از دست خواهد رفت و زود خواهد گذشت اينك سعى كن در اين روز زاد توشه تهيه كنى و به نيكى با او وداع نمايى.

به كارهائى كه مورد اطمينان ميباشد دست بزن و از گول خوردن و دنبال آرزوهاى دور و دراز رفتن اندوه فردا را در زندگى امروز راه نده و به فكر امروز باش و فردا هم كه رسيد كار آن را انجام ده.

اگر كارهاى فردا را امروز بخواهى انجام بدهى حزن و اندوه و همت زياد ميگردد و بر مشكلات افزوده مى‏شود اندوه چند روز را اگر در يك روز جمع كنى خود را به مشقت مياندازى براى خود مشكلات ايجاد ميكنى.

هر گاه اندوهت زياد شد و بر مشاغلت افزوده گرديد مشكلات زياد ميگردد و تو را خسته ميكند و ضعف كار تو را از آرزوها باز ميدارد اگر دلت را از آرزوها خالى كنى در كارها جديت بخرج ميدهى.

آرزوهائى كه امروز در نظرت مجسم ميكنى فردا از دو جهت به تو زيان‏

 

مى‏رساندپ نخست اينكه كارها را به تاخير مى‏اندازى و دوم اينكه بر غم و اندوه خود مى‏افزايى مگر مشاهده نميكنى كه دنيا لحظه‏اى است بين دو لحظه كه گذشت و لحظه‏اى كه باقى مانده و لحظه‏اى كه تو در آن زندگى ميكنى لحظه گذشته و آينده برايت سودى ندارد اگر خوشى در آن باشد لذت آن به تو ارتباط ندارد و اگر سختى باشد باز ناراحت نخواهى شد.

ساعتى كه از عمرت گذشت و ساعتى كه اكنون در آن هستى مانند دو مهمانى بدان كه بر تو وارد شدند و مهمانت گرديدند مهمان اولى رفت و از تو ناراحت شد و مهمانى اكنون در خانه هست بايد از آن تجربه بياموزى.

كارى نكنى آن هم مانند مهمان ديروز ناراحت از خانه شما بيرون شود اگر به اين مهمان كه اكنون در خانه‏ات هست احسان كنى جبران روز گذشته را خواهى كرد پس جبران مهمان گذشته را به نيكى كردن به مهمان حاضر نكن و كارى نكنى كه آن‏ها هر دو با تو دشمنى كنند كه به زيانت تمام خواهد شد.

اگر به مرده‏اى كه در قبر قرار گرفته بگويند آيا دنيا را از آغاز تا انجام براى فرزندت كه او را بسيار دوست ميداشتى ميگذاشتى و يا اينكه آن را با ديگر در اختيارت قرار ميداديم براى خودت بر ميداشتى.

او دوست ميدارد اموال دنيا را در اختيار او بگذارند و او بتواند با انفاق آن گناهان خود را جبران كند تا اينكه آن را به فرزندى كه بسيار دوست ميداشت بدهد اى كسى كه گول دنيا را خورده‏اى و كارها را تاخير مى‏اندازى و عمل نيك انجام نميدهى چرا از اين داستانها عبرت نميگيرى.

اكنون قبل از اينكه مرگت فرا رسد و به سرنوشت آن كسى كه در قبر جاى گرفته دچار نشوى در فكر خود باش و از آن چه در دست دارى استفاده كن مگر دوست ندارى خود را آزاد كنى و رقيت را از خود دور سازى و خود را از آتش نجات دهى و از فرشتگان سخت‏گير و تندخو رهائى يابى و خود را از جهنم برهانى.

امام عليه السّلام فرمودند: اى بندگان خدا شما را به تقوى و ترس از خداوند دعوت‏

 

مى‏كنم‏پ و تا آن جا كه مى‏توانيد كار كنيد و از فرصت استفاده نماييد و در اين ايام كه فرصت داريد خداوند را اطاعت كنيد بعد از اينكه مرگ آمد همه را از دست شما خواهد گرفت و شقاوت و بدبختى بزرگى براى شما خواهد ماند.

اينك دنيا را ترك نمائيد همان گونه كه او شما را ترك ميكند اگر چه شما دوست نداريد آن را ترك گوئيد دنيا شما را كهنه ميكند و بدن‏هاى شما را ميپوساند و از بين ميبرد اما شما همواره در فكر ساختن و نو كردن دنيا ميباشد.

مثل شما در دنيا مانند كاروانى است كه به راهى حركت كردند و به مقصد رسيدند و يا جايى را در نظر گرفتند و به آن جا وارد شدند چه بسا كسانى بودند كه اميد رسيدن به مقصود را داشتند و به آن هم رسيدند و چه افرادى كه اميدوار بودند يك روز به عمر آنها افزوده شود ولى به آن نرسيدند در پشت سر انسان كسى هست كه او را تعقيب ميكند و او را از دنيا بيرون مينمايد.

در باره مقامات دنيايى و فخر مباهات نسبت به مال و منال دنيا با هم مسابقه ندهيد و با يك ديگر رقابت نداشته باشيد از زرق و برق اظهار سرور و خوشحالى نكنيد از سختيها و مشكلات آن نهراسيد و بى‏تابى ننماييد.

زينت‏ها و آرايش‏ها و نعمت‏هاى دنيائى پايدار نمى‏مانند و زائل ميشوند و رنجها و محنت‏ها و گرفتاريهاى آن دوام ندارند و روزى سپرى خواهند شد هر زمانى در دنيا پايانى دارد خوشى و بدى ايام معينى خواهند داشت و هر زنده‏اى فانى خواهد شد.

آيا در آثار مردمان نخستين موعظه‏اى براى شما وجود ندارد و در باره پدران گذشته شما موارد عبرت و بصيرت نيست تفكر و مطالعه در باره پدران كه از دنيا رفتند بايد درس و موعظه براى شما باشد و شما از اوضاع و احوال آنها بايد پند بگيريد.

اگر عقل خود را بكار گيريد و از روى بصيرت بنگريد مشاهده خواهيد كرد كه گذشتگان برنگشتند و جانشينان و كسانى كه بعد از آنها آمدند در جهان پايدار نماندند و همه يكى پس از ديگرى رهسپار جهان آخرت شدند و اثرى از آنها

 

نماند.پ خداوند متعال در قرآن مجيد ميفرمايد: وَ حَرامٌ عَلى‏ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ و نيز فرموده: كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ و انما يوفون اجورهم يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ.

هر گاه ما اهل يك آبادى را هلاك سازيم ديگر روا نيست آنها بار ديگر به دنيا برگردند هر كس به جهان آمد بايد شربت ناگوار مرگ را به چشد آنگاه روز قيامت به پاداش‏هاى خود ميرسند هر كس از دوزخ دور شد و وارد بهشت گرديد رستگار گرديده و دنيا جز يك متاع فريبنده نيست.

مگر مشاهده نميكنيد اهل دنيا در شب و روز بصورت‏هاى گوناگون هستند مرده‏اى كه در حال پوسيدن است گروهى در حال عزا هستند كسى روى زمين افتاده و حركتى ندارد گروهى بيمار هستند و جماعتى به عيادت آنها ميروند يكى در حال جان دادن است ديگرى دنبال دنيا ميباشد و مرگ هم او را تعقيب ميكند.

يكى در حال غفلت زندگى ميكند و از همه چيز بى‏خبر است در حالى كه فرشتگان و حافظان او را در نظر دارند و كارهاى او را يادداشت ميكنند دنبال كسانى كه قبل از ما رفتند ما هم رهسپار ميشويم ستايش مخصوص خداوند است كه آسمان‏هاى هفت كانه و عرش عظيم را خلق كرد خدائى كه هميشه هست و ديگران فانى ميشوند مردم بطرف او ميروند و كارها نزد او ميباشد.

امام عليه السّلام فرمودند: اى مردم من شما را از گرايش به دنيا باز ميدارم دنيا شيرين و پر زرق و برق است دنيا با شهوت‏ها و هوسها در هم آميخته و به خاطر اينكه نفع آن زود بدست مى‏آيد مورد محبت قرار ميگيرد و به آمال و آرزوها آباد مى‏شود و با غرور و مكر و فريب خود را زينت ميدهد.

نعمت‏هاى دنيا پايدار نيست و مصيبت‏هايش از بين نميرود دنيا مكار و فريبنده و همواره زيان ميرساند دنيا بين انسان و حق حائل ميگردد زندگى دنيا پايان‏پذير و فانى‏شدنى ميباشد دنيا تمام ميگردد و از هم متلاشى مى‏شود دنيا خورنده آدميان و نابودكننده آنان ميباشد.

 

پ‏كسانى كه به دنيا رسيده‏اند و به منتها آرزوهاى خود نائل گشته‏اند و از اوضاع و احوال خود راضى ميباشند ناگهان زندگى عوض مى‏شود و اوضاع بر ميگردد و دنيا آن‏ها را واژگون ميكند و نميگذارد از زندگى لذت برند و خوش باشند.

خداوند متعال ميفرمايد: كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً زندگى آنها مانند بارانى است كه از آسمان فرستاديم و در اثر آن در زمين گياهان پيدا شدند و آن گياهان خشك شدند و باد آمد همه را پراكنده كرد و خداوند به همه چيز توانا ميباشد.

هر كسى كه در دنيا برايش خوشحالى پيش آيد سرانجام او را به اشك ريختن وامى‏دارد اگر در باطن آدمى را خوشوقت كند در ظاهر انسان را گرفتار مشكلات ميسازد اگر در دنيا باران‏هاى نافعى باريده شود روزى همان باران قطع مى‏شود و مشكلات ايجاد ميكند دنيا روزى خود را مى‏آرايد و به تو نزديك مى‏شود و شب هنگام چهره بر ميگرداند و خود را ناشناس جلوه ميدهد اگر يك طرف دنيا شيرين و گوارا ميباشد طرف ديگرش زشت و تلخ و بيمارى‏زا خواهد بود.

اگر انسانى از خرمى دنيا لذت ببرد و دمى بياسايد از سوى ديگر مصيبت‏هائى پيش مى‏آيد كه آدمى را خسته و كوفته ميكند دنيا فريبنده است و هر چه در آن وجود دارد نيز فريب دهنده ميباشد.

كسانى كه روى زمين زندگى ميكنند هلاك و نابود مى‏شوند هر كس در دنيا در امن و آسايش زندگى كند روزى در ميان خوف و وحشت گرفتار ميگردد از زاد و مال دنيا فقط تقوى و پرهيزكارى سود دارد و آدميان را نجات ميدهد.

هر كس به اندكى از مال دنيا قناعت كند از زيادى گناهان خود را حفظ ميكند و هر كس مال بدست آورد مال در دست او نخواهد ماند و فانى خواهد شد، چه افرادى به دنيا اعتماد كردند ولى دنيا آنها را به مصيبت گرفتار كرد و چه اشخاصى كه به آن اطمينان پيدا نمودند دنيا آنها را بر زمين افكند.

كسانى در دنيا با خدعه و فريب و نيرنگ خود را به جاهائى رسانيدند ولى سرانجام دنيا آنها را فريب داد و در دام او گرفتار كرد، چه اشخاصى كه در دنيا با

 

جاه و جلال و جبروت زندگى مى‏كردندپ ولى در اثر گذشت روزگار حقير و خوار شدند و متكبرانى كه خود را از همه بالاتر مى‏ديدند فقير و تهيدست و خائف گرديدند.

تاج داران و پادشاهانى كه با رو بر زمين افتادند و دهان آنها بر زمين ماليده شد، حكومت و سلطنت در دنيا دست بدست مى‏گردد و زندگى در آن كدر و تيره مى‏باشد، آب شيرين آن تلخ مى‏شود و شيرينى آن به زهر تبديل مى‏گردد.

غذاى دنيا مسموم و كشنده است و اسباب و وسائل آن پوشيده مى‏باشد و دوامى ندارد، زندگان در آنجا در معرض مرگ مى‏باشند و افراد سالم در معرض بيمارى هستند، بزرگان دنيا در حال خورد شدن مى‏باشند.

حكومت و سلطنت دنيا از صاحبان آنها گرفته خواهد شد، عزيزان دنيا مغلوب خواهند شد، مهمانان دنيا به نكبت و خوارى خواهند رسيد، همسايگان آن محروم خواهند گرديد با همه اينها سختيهاى مرگ فرا مى‏رسد و قيامت نزديك مى‏شود و همه از آن وحشت مى‏كنند و در پيشگاه خداوند حاضر مى‏گردند و پاداش نيكى‏ها را مى‏گيرند.

آيا شما در جاى گذشتگان زندگى نمى‏كنيد، آنها بيش از شما عمر مى‏كردند و آثار آنان بيشتر از شما دوام داشت و عده آنها هم از شما زياد بود، آنها لشكرهاى فراوانى داشتند و عناد و دشمنى آنها هم زيادتر بود.

آن جماعت دنيا را پرستيدند و آنها دنيا را بر همه چيز مقدم داشتند و هر چيز ديگر را در راه دنيا ايثار كردند، بعد از آن با كمال حقارت هر چه بود گذاشتند و رفتند، آيا شما شنيده‏ايد كه دنيا نسبت به آنها سخاوت نشان داد و از آنها فديه قبول كرد يا در برابر آن همه افرادى را كه از شما به هلاكت رسانيد اجازه‏اى خواست.

خير دنيا از اين كارها نكرد بلكه آنها را در زير تازيانه‏هاى خود خوار نمود و با مصائب مشكلات آنان را از پا در آورد و از گلوهاى آنها گرفت و بر زمين افكند و سرانجام در كام مرگ فرو برد و جهان را از آنها خالى كرد.

 

پ‏شما خود مشاهده كرديد دنيا براى كسانى كه خود را به آن نزديك ميكنند خويشتن را به ناشناسى ميزند آنهائى كه همه چيز را فداى دنيا كردند و خود را در اختيار آن گذاشتند در آن هنگام كه ميخواستند از دنيا براى هميشه بروند دنيا با آن‏ها چه رفتارى كرد.

مگر دنيا جز ناراحتى و سختى زادى در اختيار آنها گذاشت آرى دنيا آنها را در جاى تنگى قرار داد و به جاى روشنائى محل تاريكى در اختيار آن‏ها نهاد و آنان را سرانجام تحويل دوزخ داد و گرفتار آتش نمود شما براى اين دنيا ايثار ميكنيد يا در روى آن زندگى مينمائيد و يا به آن اطمينان داريد.

خداوند متعال ميفرمايد: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ  أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.